Home    Archive   Contact  Links   Communication
 
 

 

 

از بازی بزرگ تا معامله بزرگ*

نگارندگان: بارنت روبین و احمد رشید**

برگرداننده ف.ن.بهرمان

«بازی بزرگ» دیگر دغدغه کسی نیست. امپریالیست های بریتانوی این اصطلاح را برای تفسیر رقابت بریتانیا ـ روسیه بر سر سیادت بالای افغانستان و آسیای میانه مورد کاربرد قرار میدادند. پس از گذشت بیش از یک سده، باز ی ادامه دارد. ولی اینبار تعداد بازیگران به مراتب افرایش یافته است ـ آنهاییکه حیثیت دانه ها  تخته شرنج را داشتند، اکنون به بازیگران مبدل شده اند . شعله های رو به دمیدن تشدد و تهدید در منطقه ، میرود که تمام کرهء زمین را در خود ببلعد.

افغانستان از سه دهه بدینسو در وضعیت جنگی قرار دارد و این جنگ حالا به سوی پاکستان و جا های دیگر در حال گسترش است. لازم است تنفس یا تفریح کوتاه صورت بگیرد، تا بازیگران از جمله بارک اوباما رییس جمهور منتخب بتوانند روی یک معامله جدید برای منطقه به توافق برسند.

برای تأمین امنیت افغانستان و منطقه، نیاز به حضور جامعه بین المللی برای دراز مدت و سالهای متمادی احساس می شود.  تحکیم نیرو های امنیتی افغانستان در نهایت امر چیزی جز یک اقدام مؤقتی بوده نمی تواند؛ زیرا آنکشور توانایی حفظ نیرو های مسلح، در آن کمیت که در حال حاضر به آن نیازمند است، را ندارد. صرف توافقات منطقه ای و جهانی (گلوبال) ، که ثبات افغانستان را در الویت های خویش قرار بدهد، میتواند  امکان استقرار و آرامش را  برای آینده طولانی در آنکشور فراهم آورد. در چنین حالت، نیرو های امنیتی افغانستان نیز قابلیت زیست پیدا خواهد کرد. اما نیل به اینگونه توافق، مستلزم  ابتکار سیاسی و دیپلوماتیک هم در داخل و هم خارج افغانستانمی باشد.

باید ایالات متحده امریکا و ناتو در افغانستان وضحا حت بدهند که آنها با القاعده و کسانی میرزمند که از اهداف گلوبال القاعده حمایت میکنند. ولی همزمان نباید در برابر تلاش های حکومت افغانستان و پاکستان  به مخالفت برخبزند، که خواستار مذاکره  با شورشیانی می باشند که ادعای نفی داشتن  ارتباط با اوسامه بن لادن را دارند. این فرآیند تضمینی میتواند گردد برای خروج  قابل ملاحظه نیرو های بین المللی از افغانستان.  در عوض ایالات متحده امریکا و ناتو  فرصت مییابند، صرف نیرویی را در آنجا باقی بگذارند که به امر دستیابی به توافق سیاسی و آموزش نیروی های امنیتی افغانستان یاری میرسانند. 

نیل به حل منازعه داخلی افغانستان، بدون یک معامله بزرگ منطقوی ناممکن است. «بازی بزرگ» یکم در صد سال پیش، افغانستان را به یک دولت حایل مبدل ساخت، که خالقین در امور داخلی آنکشور دخالت نمی ورزیدند. ولی در حال حاضر، افغانستان نه تنها محل عملیات جنگی علیه تروریزم است، بلکه همچنان محل دعوا های دیرینه افغانستان ـ پاکستان، مناقشه هند ـ پاکستان، مبارزات داخلی پاکستان، تعارض و تقابل امریکا ـ ایران، نگرانی های ناتو از بابت روسیه، رقابت میان سنی ها و شیعه ها و مبارزه برای انفراسترکتور منطقوی انرژیتکی می باشد.   

این مناقشات تا زمانی ادامه خواهد یافت، تا وقتیکه ایالات متحده امریکا بپذیرد که ثبات در افغانستان بستگی به اهداف دیگری دارد که خالی از ریسک  در مفهوم رستاخیز فعالیت های تروریستی و بحران امنیت منطقوی نمی باشد. بنابرین اوباما می باید ابتکارات متهورانه دیپلوماتیک را روی دست بگیرد، که در برگیرنده تمام منطقه بوده و ادعا [ارضی] قدیمی افغانستان با همسایگانش را حل نماید. این ابتکار باید یاری های گسترده برای منطقه را با خود داشته و در یک پاکت برنامه یی به هدف انکشاف منطقه پیشکش گردد.

علاوتا ، باید ایالات متحده امریکا توازن در مواضع خویش را از طریق کاهش وابستگی به قوای مسلح پاکستان تغییر دهد. اوباما باید حکومت منتخب  پوشالی و لرزان پاکستان را متناسب  به میزان تلاش آن در راستای زیر کنترول در آوردن  اردو و استخبارات و  هم  پایان بخشیدن به پشتیبانی دهه ها از مبارزین قاطعانه حمایت کند. دیالوگ با ایران و روسیه ـ که هردو کشور ایالات متحده امریکا را در سال 2001 یاری رساندند ـ  میتواند فشار زیاد بر پاکستان وارد آورد. همزمان ایالات متحده امریکا و دیگر قدرت ها، که در افغانستان منافع دارند، باید بکوشند تا جلو فعالیت های هند در افغانستان را ، که پاکستان به گونه یی حضور هند در افغانستان را تهدیدی برای خویش تلقی میکند، بگیرند. اگر این سیاست تهدیداتی به همراه نداشته باشد، میتواند سردرگمی را به وجود آورد.

برای تمسک به این هدف، نیاز است چیزی بیشتر از «فشار» بالای پاکستان آورده شود. نیرو های امنیتی پاکستان به این باور اند که آنها با اتحاد امریکا ـ هندوستان ـ افغانستان مواجه اند، که میخواهند تاثیر نفوذ پاکستان در افغانستان را کاهش داده و حتا میکوشند دولت پاکستان را از بین ببرند. رهبران ملکی منافع پاکستان را به گونه یی دیگر تفسیر میکنند. ولی آنها نیز میتوانند در برابر حس مزمن بی امنیتی ، که پاکستان گرفتار آنست، بی تفاوت باقی نماند.  

پاکستان فاقد توافقات مرزی هم با هندوستان است که نزاع الحاق کشمیر به خاک آن را احتوا میکند و هم با افغانستان، که هیچگاه به طور مستقیم خط دیورند ـ مرز میان پاکستان و افغانستان ـ را به رسمیت نشناخته است. پاکستان پافشاری دارد که اتحاد شمال ـ بخشی از جنبش مقاومت علیه طالبان ـ از طریق استخبارات افغانستان با هندوستان همکاری دارد. و توافق میان ایالات متحده امریکا و هند به گونهء مؤثر هند را به حیث قدرت قانونی هستوی به رسمیت می شناسد، که  پیوسته پاکستان را به خاطر گسترش تسلیحات اتمی  اش مورد تهدید قرار میدهد.  

فشار ها، تا آن زمان که رهبران پاکستان باور به خطر تهدید دارند، بی اثر باقی می ماند. در عوض، حکومت جدید ایالات متحده امریکا باید کمک نماید تا ساختار گسترده چند جانبه منطقوی، که هدف آن دستیابی به توافق واقعی به هدف ایجاد ثبات در افغانستان باشد، پدید آمده و همزمان اقداماتی را برای پایان بخشیدن به نگرانی های پاکستان از بابت احساس بی امنیتی روی دست گیرد. همراه با آن باییست به تشدید مخالفت علیه رفتار مخرب پاکستان ادامه داده شود.

گام نخست درین گستره عبارت از ایجاد گروپ تماس برای منطقه با تائید شورای امنیت سازمان ملل متحد می باشد. این گروه تماس میتواند دیالوگ میان هند و پاکستان روی مسأله منافع آنها در افغانستان  و حل مناقشه کشمیر را فراهم آورد؛ از حکومت پاکستان یک ستراتیژی سیاسی درازمدت در رابطه به اداره آینده مناطق قبایلی مطالبه نماید ؛ افغانستان و پاکستان را به سوی مذاکره روی مسأله مرزی بکشاند  و برای پلان منطقوی انکشاف و پک پارچگی (integration) اقتصادی  کمک نماید. چین میتواند، به حیث بزرگترین سرمایه گذار هم در پاکستان و هم افغانستان، با پروژه های مالی به نفع همه خدمت کند.

برای ابتکار موفقیت آمیز، لازم است  تا مذاکرات مقدماتی جهت انکشاف «نقشه راه» صورت پذیرد. در حال حاضر، اینگونه پیشنهادات میتوانند خیلی متهورانه، ساده لوحانه و یا غیر عملی  باشند، ولی بدون چنین جسارت هیچگونه امیدی نه برای افغانستان، نه پاکستان یا منطقه در کل وجود دارد.

* این مقاله در بیش از 15 صفحه در مجله فرینگ افیرز به چاپ شده است، که مختصر آن را پرجکت سندیکات نشر کرده است.

**بارنت روبین ـ مدیر تحقیقات در«Asia Society»  و همکار علمی در مرکز همکاری های بین المللی دانشگاه نئویارک . احمد رشید نویسنده کتاب «سقوط در هرج و مرج: ایالات متحده امریکا و شکست دولت سازی در پاکستان، افغانستان و آسیای میانه».

www.project-syndicate.org 2008

 

 

 

شماره  ‌-  شماره يازدهم ‌- نومبر‌- ديدگاه