Home    Archive   Contact  Links   Communication
 
 

 

 

تاریخ احمد شاهی، کتاب ناشناخته

 

تماتیک تاریخ  محمود الحسینی (تاریخ احمد شاهی)*

 

[بخش دوم]

 

فیاض نجیمی بهرمان

 

با توجه به مقدمهء کتاب دیده می شود، محمود الحسینی به خوبی آگاه بوده است، که یک اثر تاریخی نباید تنها گزارشگر موضوع مشخص باشد، بلکه می باید پیشینهء رویداد ها، علل و عوامل وقوع آن ها، انکشاف رویداد های اصلی بر بستر عوامل قبلی، موقعیت و موضعگیری نیرو های فعال قابل محاسبه و بالآخره  وضع جاری منطقه و بین المللی را بررسی و بازتاب نماید. شیوه نگاری (میتودولوژی) نویسنده، مطابق عصر و زمانش است. فهرست تم های جزء متن اصلی کتاب می باشند و نی در آغاز، بلکه در صفحه های 28 و 29 پس از پیشگفتار، گنجانیده شده اند: « انشأالله و تعالی، اگر حیات مستعار وفا نماید، بعون و عنایت جناب اقدس الهی و امداد روح مطهر حضرت رسالت پناهی و بیاری طالع خورشید مطالع شاهنشاهی بتحریر صادرات و واردات موکب اقبال من اوله الی آخره می پردازم. و از برای ارتباط کلام و توضیح احوال سعادت فرجام، شمه (یی) از حقایق حالات نادرشاه را با کیفیت قتل اولاد و اعقابش بعد از بتین نسب پادشاه والاحسب در اول این کتاب درج می سازم. و پس از نگارش داستان جلوس جاویدان نشان و گذارش (گزارش.ن) برخی از وقیع رکاب ظفر توأمان، مجملی از نفاق امرای ایران و بر همخوردگی مملکت خراسان و ترقی و تنزل علی شاه و شاه رخ شاه (و) میرعلم خان را نیز بجهته ربط مدعا و ظهور بلند اقبال خدیوگشا، در صفحهء سعادت انتما می نگارم. و صادرات ممالک موضوعه ایران و ترکستان و هندوستان وغیره قلمرو آنحضرت را با محاربات و فتوحات خاقانی که غرض اصلی تسوید و تحریر این مقالات لایعنی آن است و خود شرف اندوز رکاب ظفر انتساب بوده ام و همگی را برأی العین مشاهده کرده ام بقید تحریر و تسطیر می آورم.» (1)

محمود الحسینی، بر پایه یی فهرست نگاری معاصرمطالب چهار موضوع را در برابر خویش قرار داده است:

1ـ بررسی کوتاه از اعمال نادرشاه افشار، داستان قتل و حکمروایی اخلافش؛

2ـ در باره اختلافات مقامات عالی ایران، بی نظمی در خراسان، ارتقا و هبوط علی شاه (علی قلی میرزا برادر نادر شاه افشار) (2)، شاهرخ شاه و میر علم خان؛

3ـ در بارهء اصل و نسب احمد شاه درانی، چگونگی بقدرت رسیدن و رویداد های دوران های دوران حکمرایی اش؛

4 ـ در بارهء رویداد های ایران، ترکستان جنوبی و هند شمالی که جزء متصرفات دولت احمد شاه درانی بودند.

هرچهار تم، حاوی 166 داستان اند.

محمود الحسینی، برای نگارش کتاب، صرف توجه به یادداشت ها و چشم دیدهایش نمی کرد، بلکه از اسناد و اطلاعات معتمدان خویش نیز استفاده می نمود: «برمقدماتی من خود اطلاع ندارم، از مردم صداقت کیش صحیح القول تحقیق نموده، در سلک تسوید می کشم.» (3)، « از زبان صداقت نشان حسن خان بارکزایی، عمله باشی شنیده شد که ...» (4)

به روایت گنداسنگهـ ، در نگارش کتاب، افراد  کارشناس نیز سهیم بوده اند. وظیفهء آنها جمعآوری اسناد برای نویسنده در مناطقی بود، که وی امکان حضور در آنجا را نداشت. گندا سنگهـ می نگارد:« نظام الدین عشرت، تاریخدان هندی به سالکوت رفت تا امر احمدشاه درانی را برای جمعآوری اسناد برای تاریخ دورانش اجرا نماید.» (5)

استناد تاریخ احمدشاهی به آثار و منابع مختلف محدود است. نام ها و مأخذ منابع تقریباً ذکر نمی شوند. صرف در دو جای از تاریخ جهانگشای نادری استفاده  کرده است:« ... ذوالفقار خان فرزند اکبر آنحضرت، که برادر بزرگتر این پادشاه مهرافر بوده باشد. مدت چندین سال در کمال عظمت و استقلال رایات سلطنت و کامرانی در هرات و فراه افراخته و بار ها چپاول بر سر مشهد و سبزوار و نیشابور انداخته، چنانچه در تاریخ نادری مذکور است.» (6)

«... ایل جلیل مزبور نیز به مقتضای صافدلی و صدق و نیت خود در جمیع معارک ممالک روم و هندوستان و ترکستان چنانچه در تاریخ  نادری مذکور است کوششهای مردانه و سعی های دلیرانه کرده ...» (7)

محمود الحسینی  در به کارگیری اشعار نیز از شیوهء مشابه استفاده کرده است. معلوم نیست که کدام شعر را خودش برای قوت استدلالش سروده و کدام را نقل قول کرده است. بدون شک، این عرصه مستلزم کار تحقیقی کارشناسان و اهل خبره است.

تاریخ احمدشاهی نه تنها آیینهء تمام نمای عصر احمدشاه درانی است، بلکه بازتاب دهندهء ویژگیهای روانی و اندیشه ای خود نویسنده نیز می باشد.

محمود الحسینی، در سراسر کتاب ـ برعکس فردوسی و بیهقی ـ مداح شاه است و این مسأله را با روشنی بیان می کند:

(...)

ز لطف و کرم کرد امیدوار

که بخشد به من سیم و زر بی شمار

توانگر کند بعد ختم کتاب

دهد آب رویم افزون از حباب

همه حاجتم را شه عدل کیش

بر آرد ز لطف و عنایت خویش

بود تا که دولت در این سلسله

ز احسان فتد در جهان غلغله

ز دل جمعی وعدهء شاه دین

شدم من ز یکدل به صد دل قرین

بمداحی شاه بستم کمر

گرفتم من این بار سنگین به سر (8)

مداحی محمود الحسینی عوامل عینی دارد: یکی اینکه، استبداد نادرشاه افشار او را به جان آورده بود و برای استخلاص از شر نادری منتظر آمدن یک خبر بود؛ دوم اینکه، وی تا قبل از رسیدن به خدمت احمدشاه، شخص کلان سن، گوشه نشین و نادار بود. تقرر محمود الحسینی به حیث منشی دربار احمدشاه، به وی امکان داد تا از عزلت گزینی بیرون آید و عزت و منزلت کمایی کند. اما معلوم نیست که بعد از ختم کتاب، کدام انعام  از جانب چی کسی دریافت کرده است؟ ـ زیرا شاه دیگر در گذشته بود.

در کتاب به جز از دو بار، بیشتر نام احمدشاه به طور مستقیم یاد نمی گردد. یکی در آغاز کتاب توسط نویسنده: « السلطان العظم و الخاقان الاکرم سلطان احمدشاه، شاه دُر دُران خلدالله ...» (9) و دیگر در مرثیهء احمد شاه که توسط اسماعیل پسر منشی محمود الحسینی در آخر کتاب درج گردیده است:

« پادشاه  دُردُران خسرو آفاق گیر/ آن سمی احمد مرسل حبیب کردگار ــ گوهر بحر فتوت اختر برج اشرف/ شاه شاهان جهان احمدشه والاتبار» (10)

نویسنده یا بر حسب احترام و یا ترس، به گونه یی گسترده، کلماتی از قبیل: خدیو جهانگیر، خاقان کشور گشا، خاقان ممالکستان، نواب صاحبقران ـ این در آن بخش از داستان کتاب به کار رفته است که هنوز احمدشاه، صاحبقران نشده بود: « ... غازیان فیروزی نشان درانی به محض امر و اشاره نواب کامیاب صاحبقرانی ....الخ» (11)، خاقان خاقان حمید اوصاف، شاهنشاه، اشرف اصلی، خسرو عالم، حضرت اعلی مسوول، جناب عطوفت مأب دُرانی وغیره وغیره را به کار می برد.

محمود الحسینی جانبدار و اندیشه پرداز حکومت قوی مرکزی بود:

از آن مملکت عافیت بسته رخت

که نبود در آن پادشاهی بتخت

بر آن انجمن زار باید گریست

که فریاد رس را نپرسند کیست

کند سفله مست ودر کعبه قی

اگر چوب حاکم نباشد ز پی

عسس گر نباشد سر احتساب

بود قاضی شهر مست وخراب

به هرجا که باغی برآراستند

پی ضبط آن باغبان خواستند

نباشد  اگر باغبان در آن سراغ

شود میوهء باغ تاراج زاغ

نباشد اگر در میانه شهی

بهر گوشه شیری کند روبهی

شهان زیور و زینت عالم اند

شهان فخر بنی آدم اند»

در ادامه میآید:« خلاصه سخن انکه درین چندین مدت به سبب نبودن پادشاه ذی شوکت، ظلم و بیداد، که بر اهالی خراسان رسید ...، وارد گردید.» (12)

همین اندیشه در نزد پسر محمود الحسینیف محمد اسماعیل نیز مطرح بوده است، که آنرا در اخیر جلد دوم کتاب، در مرثیه احمد شاه می توان یافت.

برای محمود الحیسنی ، احمدشاه درانی، یکی شاه عادل است، که بعد از نادر ظالم برای التیام زخمهای مردم فرا آمده است. تفکر وی هیچگونه تفاوتی با اندیشهء خواجه نظام الملک ندارد: خواجه در سیاست نامه یا سیر الملوک می نویسد:

«ایزد تعالی، اندر هر عصر و روزگاری، یکی را از میان خلق برگزیند، و او را به هنر های پادشاهانه ستوده و آراسته گرداند، و مصالح جهان و آرام بندگان بدر باز بندد، دَرِ فساد و آشوب را بدو بسته گرداند و حشمت و هیبت او را در دل ها و چشم خلایق بگستراند تا مردمان اندر عدل او روزگار می گذرانند، و ایمن همه باشند و بقای دولت او میخواهند.» (13)

محمود حسینی در تاریخ احمد شاهی عین اندیشه را چنین القأ میکند:

دهد در جهان خالق خالق بی نیاز

کسی را به شاهنشهی امتیاز

که یابد از و رسم احمد نوی

به سعیش شود پشت ملت قوی

نهد باز دولت کسی را بدوش

که او آتش ظلم ساز خموش

بگردن فرازی دهد اقتدار

که دوران بعهدش کند افتخار

دهد پادشاهی بدان نیک بخت

که نازد با اقبال او تاج و تخت

فروزان شود اختری ز آسمان

که سازد بر بختش جهان را جوان

چهان پرورس را دهد خسروی

که سازد اساس عدالت قوی (14)

محمود الحسینی، عدل را در نابودی یک مستبد می بیند و به خوبی آگاه است که فرجام این شاه عادل نیز استبداد می باشد. یا بگفته همایون کاتوزیان در کتاب «استبداد، دموکراسی و نهضت ملی»  در جامعه سنتی، استبداد، فتنه و آشوب میآفریند ـ فتنه و آشوب دوباره استبداد. بیان این اندیشه در سراپای کتاب محمود الحسینی درانی گزارش می دهد، نمایانگر آنست که نویسنده بر حسب موقعیت وظیفه ای  خویش نمی توانسته همه چیز را مستقیم بیان بدارد، بلکه رویداد ها را با مقدمهء نفرین و ملامت همراه می نموده است. در اینجا صرف به یک نمونهء آنها ـ قیام بلوچ ها ـ اکتفا می کنیم: «[محبت خان] بعد از ورود به مسکن مألوف فریفتهء سخنان خوشامد گویان کوته اندیش باستهظار  قلاع و حصون و با فسانه و فسون طایفه بلوچیه دون مغرور پیش از پیش گشته، سر از طوق بندگی بیرون کشید و با غولان اضلال پیشه همداستان شده, بیغوله نشان غوایت و گمراهی گردیده و از کمال جهل و غرور سرکردگان افاغنهء کارگری را ... ببهانه و تزویر طلبید، بعضی را بدم تیغ سپرده و برخی را جلای وطن کرده ... الخ» (15)

دایرهء گزارش های محمودالحسینی، خیلی وسیع،  متنوع و جامع است. در کتاب اسناد زیاد در بارهء احمدشاه درانی، وزرا (آقای غبار و سایرین نوشته اند که احمد شاه درانی دارای یک وزیر ـ شاه ولی خان ـ بوده است، در حالیکه محمود الحسینی از وزرا گزارش می دهد.)، قبایل افغان، مناسبات متقابل خوانین با حکومت مرکزی، جمعآوری مالیات و منابع عایداتی بیت المال، شهر ها و بسیاری چیز ها دیگر وجود دارد.

در کنار غنای مواد، کتاب محمود الحسینی ویژگی های مُنحصر به فرد دیگر نیز دارد:

1ـ حجم قابل توجه کتاب (حدود 1300 صفحه متن)؛

2ـ زایشگری آن در داخل افغانستان؛

3ـ نگارش آن در دورهء فرمانفرمایی احمدشاه درانی و به وسیله شاهد عینی و اشتراک کنندهء رویداد های بسیار زیاد مهم؛

4ـ داشتن موقعیت مناسب وظیفه ای نویسنده و دسترسی مکمل وی به اسناد رسمی و بایگانی (آرشیفی)؛

5ـ غنای چشمه از تاریخ ها (سنه ها)،  اسامی خاص، واژه های ویژه اجتماعی ـ سیاسی و اداری ـ دولتی آن دوران؛

6ـ عطف توجه نویسنده به گسترهء سیاست داخلی و خارجی در عصر احمد شاه درانی.

این خصوصیات در هیچ یک از تاریخ ها،  که در بارهء امپراتوری احمد شاه درانی نگاشته شده اند، وجود ندارد. آثار و منابع دیگر یا در برون امپراتوری نگاشته شده اند و یا هم بعد ها به نگارش آن پرداخته شده است.

مطالعهء این اثر بسیاری از مسایل در بارهء سر سلسله درانی ها را به گونه یی دیگر مطرح می سازد و بازنگری این فصل تاریخ افغانستان را مستوجب می شود.

 

بررسی  کتاب محمود الحسینی در برون مرز ها

 

طوریکه دوستمراد سید مرادوف در مقدمهء روسی برای چاپ فکسیمیلهِ (عکسبرداری) تاریخ احمد شاهی نشان داده است، آموزش این اثر بیشتر از یک قرن پیش آغاز شده بود. اصلیت و وسعت مواد در داخل کتاب، توجه خاور شناسان را در سده نزده مسیحی به خود جلب نموده بود. بخش های معین وقایع نامه توسط [J.Dowson و  H.M.Eliot] (16) به زبان انگلیسی برگردان شده بود. اما آموزش این چشمه بنابر دلایل نامعین قطع گردید.

دانشمند خاور شناس آلمانی به نام [Oskarmann]  بخش های انگلیسی بالا را به آلمانی برگردان نموده بود. وی کاپی برگردان الیوت و داونسن  را از انگلستان بدست آورده  بود . (17)

[Ch.Rieu] انگلیسی با استفاده از وریانت نخستین تاریخ احمد شاهی، که در موزیم بریتانیا نگهداری می شود، به تشریح آن در «کاتالوگ دست نویس های فارسی موزیم بریتانیا» پرداخته است. (18) دست نویسی که به شرح آن پرداخته شده، حاوی رخداد های از زمان تاج پوشی احمدشاه در سال 1160 هجری برابر به 1747 مسیحی تا اشغال دهلی در سال 1171 هجری برابر با 1757ـ 1758 مسیحی می باشد، که شامل 23 داستان است.

به نظر سید مرداف، ریو در آغاز دست نویسی را در اختیار داشته است که صرف دربرگیرندهء وریانت مختصر محمود الحسینی بوده و آنرا در جلد اول «کاتالوگ» درج کرده است (19)  ودر پی  آن وریانت مکمل وقایع نامه را دستیابی کرده، که شرح ان در جلد سوم «کاتالوگ» می باشد. این وریانت شامل تاریخ زمامداری احمد شاه تا زمان مرگ وی و به تاج و تخت رسیدن پسرش تیمورشاه درانی (1773ـ 1793) می باشد. (20) سیدمرادف در حاشیه این توضیح می نویسد که: «به نظر می رسد که «ریو» اشتباه کرده باشد، آنجا که او تأکید  دارد:  دستیابی به وریانت مکمل تاریخ احمد شاهی، حاوی حوادث تا زمان تخت نشینی تیمورشاه می باشد.» (21) اما این امکان نیز بدور بوده نمی تواند که کاپی اصلی یا وریانت مکمل کتاب تاریخ احمدشاهی در موزیم بریتانیا باشد. آنچی که در موزیم لنینگراد است و من نیز با دسترسی به کاپی، به معرفی آن می پردازم، ممکن نسخه یی باشد که از روی وریانت مکمل بازنگاری شده باشد.

در روسیه ، مکلوخه مکلای، برای بار نخست در سال 1958 به معرفی کتاب تاریخ احمدشاهی در مقاله یی زیر عنوان «برخی دست نویس های تاریخ پارسی و تاجیکی» پرداخت. او این اثر را یکی از «چشمه های مهم در تاریخ افغانستان قرن 18 به شمار می رود.» اما کار او مختصر بود. (22) بعد ها دیگران به مثل یوری گانکوفسکی (23) و یوری ریسنر (24) به کار های جدی پرداختند. که استنتاج های آنها بر داده های محمود الحسینی تکیه دارد.

پژوهشگر هندی، خان بهادر شیخ عبدالقادر سرفراز نیز با استفاده از دست نویس محمود الحسینی که در کتابخانه دانشگاه بمبئی حفظ می شود، به مطالعه آن پرداخته است و شرح را در کاتالوگ دست نویسی های عربی، فارسی و اردوی کتابخانه در بارهء کتاب محمود الحسینی درج کرده است.(25) همچنان گندا سنگهـ نیز از این اثر استفاده فراوان برده است. (26)

اگر حداقل به همین تعداد نامها هم اکتفا شود، دیده می شود که این اثر بیش از یک قرن پیش در مراکز مهم فرهنگی به حیث یک منبع با ارزش مورد قبول کارشناسان قرار داشته است.

 

پی نوشت ها

 

1ـ  محمود الحسینی  منشی، تاریخ احمد شاهی، ص 28 ـ 29.

2ـ سید مرداف، مقدمه بر تاریخ احمد شاهی، ص 22.

3ـ محمود الحسینی منشی، همانجا، ص . 30.

4ـ محمود الحسنی منشی، همانجا، ص 1143.

Ganda singh, Ahmad Shah Durani, Father of Modern Afghanistan, Bombay- Madras, 1959.p.334.

6ـ محمود الحسنی منشی، همانجا، ص 32.

7ـ محمود الحسنی منشی، همانجا، ص35.

8ـ محمود الحسنی منشی، همانجا، ص 28.

9ـ محمود الحسنی منشی، همانجا، ص15.

10 ـ محمود الحسنی منشی، همانجا، ص 1289.

11ـ محمود الحسنی منشی، همانجا، ص 46.

12ـ محمود الحسنی منشی، همانجا، ص 482.

13ـ نظام الملک، سیر الملوک، به اهتمام هیوبرت دارک، بنگاه ترجمه و نشرات کتاب، 1340، ص 13.

14ـ محمود الحسنی منشی، همانجا، ص 14.

15ـ محمود الحسنی منشی، همانجا، ص 213.

16ـ H.m. Elliot. – J.Dowsen, The history of india, as told by it owen historis, Vol.III . London, 1877.pp 104-123.

17ـ Oskar Mann, Quellestudien zur Geschichte des Ahmad Sah Durrani (1747- 1773),- "Zeitschrift des deutschen Morgenlandischen Geselschaft" , Bd 52, Leipzig, 1898. seite 97-118. 161-172.

18ـ Ch: Rieu, Catalogue of the Persian, Manuscripts in the British Museum, Vol I, London, 1879,pp 213-214, Vol.3. London, 1893, pp 1054-1082.

19ـ سید مرادوف، مقدمه بر تاریخ احمد شاهی، ص 3.

20ـ همانجا، Ch., Catalog ue.Vol.2.

21ـ سید مرادف، همانجا، ص 4.

22ـ مکلوخه مکلای، بعضی دست نویس های تاریخی، بیوگرافیک و جغرافیایی پارسی و تاجیکی انستیتوت خاور شناسی اکادمی علوم اتحاد شوروی، ــ «دست نویس های تحت بررسی انستیتوت خاور شناسی»، جلد 16، ماسکو، 1958، صص 243ـ244.

23ـ یوری گانکوفسکی، امپراتوری درانی، ماسکو، 1958؛ دولت مستقل افغانی احمدشاه درانی و وارثین وی (1747 ـ 1819) [دولت مستقل افغانستان]، ماسکو، 1958.

24ـ یوری ریتسن، پیدایش و اضمحلال امپراتوری درانی، ماسکو، 1951؛ انکشاف فئودالیزم و ایجاد دولت افغانها، ماسکو، 1958.

25ـ Khan Bahadur Shaikh Abdul kadir-e- Sarfraz, A Descrepitive Catalogue of the Arabic, Persian and Urdu Manuscripts in the Lobrary of the University of Bomby, 1935,p 26.

26ـ گنداسنگهـ ، همانجا.

 

 

* جای شک نیست که این اثر در میان محدود فرهنگیان و تاریخ نگاران کشور منبع آشنا بوده است، به ویژه که مقدمه روسی دوستمراد سید مرادف در آغاز سالهای 50 خورشیدی  توسط آقای دکتر اسدالله حبیب به فارسی دری برگردان  و در سه شماره مسلسل مجله آریانا به نشر رسیده بود. اما در مقیاس گسترده این کتاب برای دایره وسیع تحصیلکردگان نا آشنا باقی ماند. بدین دلیل ، این قلم ترجیحا اسم مفعول «ناشناخته» را برای عنوان برگزیده.

 

 

 

شماره  ‌-  شماره يازدهم ‌- نومبر‌- ديدگاه