چند سال پیش، یک منبع موثق به
نگارنده این سطور حکایت نمود که: « پریزدنت دکتور نجیب الله
، یادداشتها و دست نویس هایی داشت که تا پسین روز های زندگی
اش در «اسارتگاه » مقر سازمان ملل با وی بودند. اما
در آستانه غلبه طالبان بر کابل، آن نگاشته ها به شکل مرموز،
از درون بونکری که خود با «هم اسارتی ها» برای حفظ جان
شان در برابر شلیک راکتهای کور ساخته بودند، ناپدید گردید.
بدون پرداختن به جزئیات مسأله، پس از وقوع آن حادثه،
روابط دکتور با هم اسارتی ها ـ سوا از احمد زی ـ برهم
خورد... داستان کشته شدن غم انگیز پریزدنت نجیب الله ،
افسانهء دیگری است.
این حکایت را نویسنده ضمیمه
یادداشت های خویش نگهمیداشت. بالاخره پس از دستیابی به
مصاحبه اختصاصی روزنامه «راسیسکایا گزیتا» با
ولادیمیر کریچکوف رییس معروف (کا. گی .بی)
، که بیش از 30 بار به افغانستان سفر نموده بود،
موضوع برای این قلم تکانهء جدیدی یافت و
صحت داستان از قرینه سازی به حقیقت نزدیک شد .
کریچکف ضمن صحبت در مورد مسایل
مختلف افغانستان از کودتای ثور تا خصوصیات تره کی، امین،
کارمل و نجیب الله، در برابر این پرسش که:
ـ «پس از اشغال کابل در بهاران
سال 1992 توسط مجاهدین و تا بقدرت رسیدن طالبان، [دکتور نجیب
الله] تحت توقیف خانگی در یکی از مقر های سازمان ملل
قرار داشت. آیا شما اطلاع دارید که وی درآن سالها چی
مشغولیتی داشته است؟» چنین پاسخ میدهد:
کریچکوف ـ من شنیده ام
که وی گویا چیزی نوشته است؛ مگر نمیدانم در چی خصوص.
ولی محتمل میدانم که او به افشاگری[حقایق] که در حالات دیگر
برایش ممکن نبود، دست زده باشد. اصل مسأله درین است که چرا
امریکایی ها یادداشت های [وی] را، که بدون شک در
اختیار دارند، به چاپ نمی رسانند. این بدان
معناست که هنوز زمان آن فرا نرسیده است. ممکن است پس از گذشت
زمان، خاطرات [نجیب الله] بیرون برآید و همچنان برای ما شوک
دهنده باشد. دور از امکان هم نیست که وی گزافه روی هایی
نموده باشد، ولی پیداست که یادداشت ها در موقعیت خاص یعنی
درزمانی نگاشته شده اند که وی برای بقای خویش میرزمید. شاید
هیچ چیزی نه نگاشته باشد.
ـ آیا جواسیس ما [روس ها.
م.] درینباره چیزی میدانند؟
کریچکوف ـ برای من مشکل
است تا درین باره پرس و جو کنم؛ زیرا در جریان کار زار
نیستم. آنچی برای من روشن است اینکه نجیب الله از سال 1992
تا 1995، یعنی زمانیکه در تعمیر ملل متحد زندگی میکرد ،
مشغول ترجمه کتاب «بازی بزرگ» از انگلیسی به زبان پشتو
بود. این کتاب چندی پیش به زبان روسی برگردان گردید.
دست نویس ترجمه کتاب و ممکن
آرشیف نجیب الله ، در نزد دستیار سابقش [ آقای توخی. م] که
به نظر میرسد در هالند زندگی میکند، باشد. اینکه نجیب الله
خاطراتش را نوشته باشد، من اطلاع ندارم»
بدینگونه پرسش های زیادی
میتواندمطرح گردد، که عمدتا متوجه دو هم سلول زنده
مانده اش میگردد.