تيراژ & لایه ها

زینت نور

 

 

تيراژ
......

دهان مشترك عشق و گناه
هی شعر قی ميكند
لای دفترم
رسوای بويناك
هزار نسخه ی سیاه
زيرچاپ ست

...........

لایه ها.....



از شانه های غرورم بالا میروم
تا در گودِ نگاهت،نلغزم
امروز را،اگر آن بالا بمانم
عذابِ نگاه های سوزنده ات،بخیرمیگذرد
فردا
تو،از صدایت بگذر
صدایت،اگر بماند
صدایت،اگر بلغزد
دیگر كارِ غرور من و جهنم چشمانت
تمام است
درصدایت، خواهم لغزید
فرو خواهم شد، پله ها را
در نشیبِ سلامی كه می تپاند
دكمه های پیراهنِ نازكِ نامِ كوچكم
را
تابرهنه اش كند
از
تعارفِ زمختی كه لایه های نامِ دومم
به آن،استرزده.
 

جولایی 16-2010