تا افق های دیوار می رانند
ناخدایان ِ الفبا
کشتی های کاغذی شان را
بادبانها شان خمیازه ی بیهوده
پرده ها را ببندید
تا ناخدایان
در دریای تمسخر ِ نگاه ِ کودک ِ غرق نگردند
و شما ای سادگیهای مقدس
که نماز می گزارید خدایان ِ کاغذی را
آیا لحظه ی هم شک کرده اید
آیا یکی از شما
آری، یکی از شما
گاهی از پرده به درون نگریسته اید
که دود ِ یاوه
و تعفن ِ مستهجن ِ کلمات ِ پوقانه ای
دماغ تان را سوزانده باشد؟
فردا جواب دیروز تان را چه خواهید داد؟
ساد گیهای مقدس
دریا بی دعای شما در حرکت است
و آنگاه
برهنه خواهید شد
23.08.2011


