شک با

شاخک ِ دروغ ات

شکست

غوره ی غرورت

پیشانی چرا تُرش می کند

نسخه ی دوم ات ، از غلط چاپی

تا چاپ دیگر چاک

گریبانی ندارد

که پاره پاره بخوانی

بی چاره چهار پایه ی این هم که تویی اصطبل

با ستون بیستون

اصلن با فلسفه ، بی فلسفه

ببافیم نبافید به ناف هیچ الاغی

بند بند امیر می لرزد...

آب هم از آب تکان شدید

زلزله از جنوب تا جنون البقر...

هی نگو

OH MY GOSH !

هوا آلوده بود

آلوچه ترشد

زمین فرسوده بود

پسکوچه تر شد

بتر شد

!بیلتون نه

بیگانه است که کوچه باغی

یاغی می خواند

نام گندمک مردار

گفتن حرام

نان گندمک بویناک

خوردن حرام