مانند

آرش آذیش

 
 
 
نه خود خواسته

نخودی تر یاکه نیمه تر به خوردم دادش

 

بخور آتش و چه می دانم

 

سوختن همسان است

 

جوش لاله جوشش شقایق

 

در دقایق ناب نشوه ای

 

یک سو ختم چریدنی مرغوب  در چرندستانی بی چون

 

یک سو یک سو سو

 

چرا غنیمت این سوراخ

 

یک بوجی سوال

 

یک جوال جواب

 

جوی آب راهش را گرفته نمیگذارد برود به    رود

 

 

 

 تا رفت تار تار تار تاریک تا تنبک و از این قبیل

 

ترکیبی از خشک از تر بی ترتیبی

 

بی تربیتی

 

تراوش شیره ای ابزُرد

 

ابری که برابر یک همآغوشی آخ و اوف

 

آفتابه ی آسمان را به لگن خاصره ی کهکشان شیری

 

یا خط خط همین دستمال

 

 

مال هر که می خواهد باشد

 

چند تا چرند و تفریق و جمع نوعی کیش

 

 

بیشتر به خشکی می رسد تراکم تردید

 

خوب بالا بالا بالای

 

خوب چکش تاب نخور که نخود بخورد

 

یاهم خودت خوب بالا تر ابری بردار برادر

 

دعوا نداریم داریم ؟

 

داشتیم دار و ندار

 

بی شک و  گمان کمانچه کشی

 

کوشش به جایی نمی رسد آهوهوهوهو

 

الا دشت پر شقا ، سقاء

 

نه با باروت چه بنگ بنگ و نشه ای

 

سه فروند بید سپید یابوی گلاب را خر هم دوست دارم

 

 

نوشتی در درنوشتی کجا ؟ آمو

 

سرت درد می کند که کُند

 

آبشار نیاگارا نگارینا

 

تو به هرچه قسم بدهی توبه کاری ندارد کردنش