الیاس صبوری

لیلی

 
 
 

امشب

امشب از هر طرفم بویِ وفا می آید

عطرِ آغوشِ گل از گلکده ها می آید

 

امشب از بسکه خیالم،شده آغُشته به عشق

هر نفس پیشِ نظر رویِ خدا می آید

 

امشب الهامِ غزل هایِ من از باغِ بهشت

مست و با تازه گی و نغمه سرا می آید

 

دلِ تنهایِ منِ غمزده با نایِ قلم

امشب ایدوست به فریاد و صدا می آید

 

مهربان می شود آن یارِ چو گُل نازکِ من

پای غم می شکند مرگِ جفا می آید

الیاس صبوری

............

لیلی

لیلی قسم به جانِ تو من خار نیستم

مانندِ گل لطیفم و غدار نیستم

 

لیلی،همیشه مثلِ خدا دوست دارمت

اهلِ دروغ و مردِ ریا کار نیستم

 

دور از تو از ترنم و آهنگِ آبشار

از شعرِ دیده گانِ تو سرشار نیستم

 

باشی اگر کنارِ من ای روحِ زنده گی

دل مُرده و خزانی و بیمار نیستم

 

با جرئت از پیاده روِ کوچه ام گذر

دختر فریب و زشت و دل آزار نیستم

 

می دانم اینکه  دوست نداری مرا دگر

هر گز میانِ او و تو دیوار نیستم

الیاس صبوری