تلاش های چین برای دستیابی به صلح در افغانستان
چگونه است؟ آیا نیاز به اقدامات اضافی چین است؟
لندن.
میدانید من دوست ندارم در باره نظریات گذشته چیزی
به خاطر بیاورم، ولی این ضرورت را احساس میکنم تا
در مورد نظریات که دو هفته قبل نوشته بودم، کمی
یادآور شوم. من در ستون خویش با تمسخر نگاشته
بودم: در حالیکه امریکا و متحدین شرقی آن با
شکاکیت زیاد نظاره گر توانایی اقتصادی و سیستم
سیاسی خویش در متن جنگ افغانستان می باشند، کشور
چین میوهء رونق اقتصادی و افزایش مصارف نظامی اش
را بر می چیند.
دو انتهای این داستان در هفته گذشته رو در رو هم
قرار گرفتند. رییس جمهور افغانستان حامد کرزی به
چین سفر کرد و با رییس جمهور هو ژینتاو ملاقات
نمود. دو رییس جمهور سه توافق نامه تجارتی به امضا
رساندند. در مورد توافقات تفسیر اضافی داده نشده
است. شگفتی آور است که برای شفافیت آن هیچ یک از
دو حکومت نمیخواهند خدمتی انجام دهند.
حتما شما در مورد ملاقات کرزی و هو چیزی نخوانده
اید. در سایت «نئویارک تایمز» (New
York Times)
مقاله یی در این راستا در آرشیف آن موجود نیست. در
ویب سایت «واشنگتن پست» (Washington
Post)
میتوان اطلاعاتی به نقل از آژانس خبری رویتر را در
مورد ملاقات در پیش رو مطالعه نمود، ولی کلمه یی
در مورد انکشاف بعدی رویداد دیده نمی شود. در روز
جمعه، تمام اخبار مربوط به چین، پیرامون صحبت
پردامنه بارک اوباما و هو میچرخید، که ضمن آن رییس
جمهوری امریکا از هو خواست تا بر حمایتش از
تعزیرات علیه ایران بیافزاید. برعلاوه، بیشترین
اطلاعات حول آن میچرخید که آیا گوگل (Google)
به خدماتش در جمهوری مردم چین پایان خواهد داد یا
خیر. رسانه های گروهی افغانستان نیز، شرح خبر
دیدار محمود احمدی نژاد رییس جمهوری ایران از
کابل را داشتند، که به دعوت کرزی صورت گرفته بود.
حتا این خبر تا اکنون در مرکز تحلیل های افغانستان
باقی مانده است.
قبلا در این هفته، روزنامه «نئویارک تایمز» (New
York Times)
یک مقاله خیلی عالی در مورد مشکل کارکردن با کرزی
را به نشر رسانده بود. در آن مقاله سخنان یکی از
مامورین که نخواست نامش افشا شود، نقل می شود که
گفته است: «ما میکوشیم تا توازن وارد سازی فشار
بالای وی را بدون خدعه پیدا کنیم ».
آیا این فشار با معامله تجارتی همرای چین ارتباط
دارد؟ در مورد فسادی، که به دور حکومت کرزی تنیده
شده است، هم «گلوبال پست» (Global
Post)
و هم سایر رسانه ها خبر داده اند. امریکا، متحدین
آن و سازمان ملل متحد تلاش میکنند تا حکومت
افغانستان را وادار به انجام اصلاحات نمایند. ولی
در نمونه معامله تجارتی با چین پرسشی مطرح میگردد
که: این توافق تا کدام حد، برای آموزش دقیق، باز
است؟
شاید این مسأله به حساب نقض استقلال ملی افغانستان
قلمداد شود، اما آیا ایالات متحده امریکا حق اینرا
نداشت تا «اصلاح» خویش را در فورمولبندی توافق
وارد می ساخت؟ حکومت افغانستان در شکل کنونی آن
بخاطری موجود است، چون ایالات متحده امریکا
«طالبان» را سقوط داد و اکنون نیز سرازیر شدن
منابع انسانی و مالی آن به افغانستان به خاطر ثبات
رژیم ادامه دارد. آیا ایالات متحده امریکا حق
اینرا ندارد تا متقاعد گردد که در معامله جدید
هیچگونه فساد و رشوت صورت نگرفته است؟ ایالات
متحده امریکا چگونه بداند، که در معامله یی که
هیچگونه نفع برای مردم افغانستان ندارد، موضوع
«بخشش» مطرح نبوده است؟
آنچی مربوط به فساد میگردد، آیا چین حاضر است
مصارف اضافی نماید؟ همین اکنون کمپانی چینایی (Metallurgical
Group)
مبلغ 3,4 میلیارد دالر امریکایی به خاطر حق
استثنایی بهره برداری از استخراج و انکشاف معدن مس
جنوب کابل پرداخته است. آیا تاثیر آن به مثل
ریختن روغن بر روی آتش نیست؟ آیا این اقدام علت
اساسی خطر انفجار فساد نمی شود؟ کی امنیت پروژه
های چین در افغانستان را به عهده میگیرد؟ حکومت
افغانستان، که نیرو های امنیتی آن مصروف تعلیم و
تربیه اند و مالیه دهندگان امریکایی در سطح گسترده
مخارج آنها را تأمین میکنند؟
من دوباره می پرسم: مگر ایالات متحده امریکا نباید
نظر خود را در رابطه به این مذاکرات تجارتی بیان
بدارد؟
بررسی این موضوع مشخص ـ یک پرسش بزرگ است: چین چی
نقشی را برای آوردن ثبات و تلاش برای تأمین صلح در
افغانستان ایفا نموده است تا به حکومت کرزی فرصت
دهد که شگوفان و موفق گردد؟ «تام فریدمن» تحلیلگر،
محاسبه میکند که ایالات متحده امریکا 200 میلیون
دالر را فقط برای آن به مصرف رسانید تا حکومت
کرزی را در جلب طالبان حمایت کند. چین چی مقدار
پول را برای امنیت افغانستان به مصرف رسانیده است؟
آیا لازم نیست تا واشنگتن برای چین یک صورت حساب
به خاطر عرضه خدمات آن بفرستد؟
چون این مسایل به گونه یی بر عملکرد عادی مغز من
فشار وارد نمود، بنابرین تصمیم گرفتم تا از «کری
براوان» دیپلومات اسبق انگلیسی در پکن، که امروز
همکار با سابقه در مرکز پژوهش های علمی (Chatham
House)
می باشد، در این خصوص بپرسم. بروان از آنجا شروع
کرد که اکنون زمان شک میان چین و امریکا است.
«بازی دیپلوماتیک چین مفید است، هرگاه از چوکات
خارج نشود. این چیزیست که خوش همه میآید». به گفته
براوان، «نگرانی نهایت بزرگ» حکومت چین در آنست که
آیا حکومت ایالات متحده امریکا واقعا برنامه دارد
تا افغانستان را ترک نماید.
او اندیشه«پایان انقلاب از «برگ 131» کتاب
روشنفکر چینایی «وانگ هوی » را با این کلمات تغییر
داد که: ««مرز های» امریکا در کجا پایان می یابند؟»
به طور قطع نه در آنجاییکه پاسپورت ها کنترول می
شوند. بلکه این مرز ها به پاکستان و کوریا گسترش
می یابند و هردو، کشور های اند، هم مرز با چین.»
موازی با این، چین با افغانستان هم مرز است. براون
به این نظر است که حاکمان چین عقیده دوگانه در
رابطه به حضور امریکایی ها در یک کشور دیگری که با
آن هم مرز اند، دارند. دشواری های امریکا ممکن است
یک نشانه مثبت برای چینایی ها باشد. از جانب دیگر
براوان اذعان میدارد که «چین خواهان ثبات منطقه و
بازداری تروریزم بین المللی اسلامی می باشد.»
خوب، توضیح دوگانگی اینست که چرا چین نمیخواهد
عساکرش را برای قوای بین المللی ثبات به افغانستان
بفرستد. چنین دوگانگی ممکن است در جانب امریکا نیز
موجود باشد ... چند هزار عسکر اردوی آزادیبخش
مردمی، در خدمت نیرو های بین المللی تأمین امنیت
برای افغانستان قرار گیرد ـ این چیز را ممکن نیست
جنرال مک کریستال و یا اوباما در عید کریسمس آرزو
کرده باشند. اما آنچی مربوط به تزریق نسبتا کوچک
بودجه برای جنگ می شود؟
بروان می خندد: «چین خواهد گفت، ما کاملا آماده
هستیم که این کار را انجام بدهیم. ما بودجه
نظامی شما را تمویل می نماییم. و ما تمام کسر
بودجه تان را تمویل می کنیم.»
بروان عقیده دارد که اگر امریکا بخواهد این دلایل
را رد نماید، پاسخ دریافتی آن از جانب چین چنین
خواهد بود: « آیا شما میخواهید یک قسمت دالر های
را که ما داریم،دوباره برگردانیم؟ بسیار عالی، پس
اجازه بدهید که ما بعضی از وسایل معاصر نظامی تان
را خریداری کنیم». و این دقیقا آنچیزیست که حکومت
امریکا نمی خواهد.
بدینگونه، نوع توازن برقرار می باشد. چین در
استخراج منابع معدنی افغانستان «قیماق» را
برمیدارد ... و همراه با آن کمی در ساختن
انفراسترکتور کشور سهم میگیرد. ایالات متحده
امریکا امنیت نظامی را تأمین میکند ولی چین در
سیطره جویی اشتراک نمی کند.
این مشاهدات مرا به یک پرسش از سیاست مداران عالی
مرتبه امریکایی می کشاند که آیا ضرور نیست برای
تنظیم «توازن» موجود، جمهوری مردم چین را به گرفتن
نقش فعالتر در افغانستان جلب نماییم و یا بر
امریکا لازم نیست تا از تدبیر چند قرنه «ناپلئون»
استفاده نموده و « به چین امکان انتظار کشیدن»
بدهد؟