دیده می شود که در موضوع افغانستان، رییس جمهور
اوباما زیاد متمایل به مذاکره با آنکشور نیست.
بازدید برق آسای وی (با بلوز بهاری) از کابل، یک
هدف داشت و آن عبارت از نطق وطنپرستانه در برابر
نظامیان امریکایی بود. در آن بیانیه کلمه یی در
باره حل سیاسی مناقشه افغانستان به زبان نیاورد.
از قراین بر میآید که وی با رییس جمهور کرزی
مشاجره جدی نموده است. کرزی مذاکرات صلح با حزب
اسلامی حکمتیار را، که یکی از متحدین اصلی طالبان
است، در پیش گرفته است و در آغاز ماه می در نظر
دارد تا کنفرانس صلح را راه اندازی نماید. [این
کنفرانس به خاطر سفر کرزی به امریکا به تعویق
انداخته شد. دیدگاه]
بدبختانه، اوباما باید بیشتر مراقب فساد کرزی و
برادرش احمد ولی کرزی، رییس شورای ولایتی کندهار،
باشد تا تلاش به خاطر تأمین صلح در افغانستان.
ظاهرا تصور می شود که بسیاری از اعضای رهبری
امریکا تصمیم گرفته اند [ولی] کرزی را در لست
دشمنان خویش داخل نمایند.
در این ضمن اوباما چشم امید به تهاجم گسترده در
کندهار بسته است. این شهر مرکز فعالیت های طالبان
در افغانستان می باشد. او چنین محاسبه میکند که
این تهاجم برای ایالات متحده امریکا پیروزی به
دنبال خواهد آورد. بنا به گزارش رسانه های گروهی،
هدف آنست تا به کندهار و اطراف آن صلح برگردانده
شود. طالبان درس عبرت بگیرند و مطابق دساتیر
امریکا خلع سلاح گردیده و در جامعه مدغم شوند.
تمام این اقدامات باید تا ماه دسامبر سال روان به
پایان برسد ـ یعنی آنزمانیکه رییس جمهور نتایج جنگ
را بررسی می کند. چنین است پلان امریکا.
اوباما طی سخنرانی در برابر نظامیان امریکایی در
بگرام، راه خود فریبی را در پیش گرفت و اعلان کرد
که مردم امریکا از شما نظامیان حمایت می کنند. او
گفت: «مردم در عقب شما قرار دارند.» البته این یک
دروغ محض است.
روزنامه واشنگتن پست چندی پیش نظر سنجی انجام داد
که کمی بیشتر از نصف مردم یعنی 53 درصد از جنگ
حمایت می کنند. در هفته های اخیر، شاخص آن تغییر
کرده است. تا این زمان مطابق نظر سنجی شبکه
تلویزیونی سی.ان.ان، 44 در صد امریکایی ها باور
دارند که جنگ موفقانه به پیش می رود. (این یک
افزایش سریع است، زیرا چند هفته پیش صرف 21 درصد
پاسخدهندگان چنین می پنداشتند.) و 43 درصد در
هرحالت باور دارند که جنگ به گونه یی خوب پیشبرده
نمی شود. اوباما ضمن صحبت در برابر عساکر از این
شاخص استفاده نموده و گفت:
«شما به تهاجم آغاز کرده اید. مردم امریکا این را
درک میکنند. ما شاهد حمایت قوی در ایالات متحده
خواهیم بود؛ زیرا مردم میدانند که شما جوانان چی
قربانی ها را متحمل می شوید. مردم از وظایف که شما
انجام میدهید با وضاحت واقف اند.»
نبود درک درست در مورد وظایف ایالات متحده امریکا
در افغانستان را به کنار می گذاریم. برای رییس
جمهور امریکا مناسب نبود تا در خطابه اش در برابر
نظامیان، شاخص های از نظر سنجی افکار عمومی را
رکلام نماید. با در پیش گرفتن راه و رسم جورج بوش،
رییس جمهور اوباما به گونه خطرناک به آن خط نزدیک
می شود، که میرود به زودی پیروزی جنگ را بشارت
دهد، چنانچه او اعلان کرد: «ما مصمم هستیم که
القاعده و متحدین افراطی آنها را ضربه زده، تضعیف
نموده، متلاشی ساخته و نابود نماییم. چنین است
وظایف ما و متحدین ما. همزمان با اجرای این وظایف،
هدف ما نیز در اینجا در افغانستان کاملا روشن است.
ما عزم داریم تا القاعده را از پناهگاه های مصئون
بی بهره سازیم. ما تصمیم داریم طالبان را به عقب
برگردانیم.»
بدین لحاظ اوباما دل به تهاجم کندهار بسته است و
میخواهد طالبان را به عقب بازگشت دهد. او همزمان
انتقاد های حکومت افغانستان را مبنی بر تلاش برای
حل صلح آمیز از نظر می اندازد. زمانیکه از ادمیرال
(دریا سالار) مایکل مالن در مورد مذاکرات کرزی با
حکمتیار ، که هیأت وی یک گراف عینی خروج عساکر
امریکایی را پیشنهاد میکند، پرسیده شد، پاسخ داد:
«من فکر میکنم که این پیش از وقت است. از میان
مردمانیکه من با آنها صحبت نموده ام، حداقل از
جانب امریکایی ها هیچ کسی وجود ندارد که بگوید، ما
نباید از موضع زور عمل کنیم. به نظر من ما هنوز
بدانجا نرسیده ایم.» به حرفهای مالن توجه
کنید:«حداقل از جانب امریکایی ها». جانب مقابل، از
جمله کسانیکه دارای وزنه اند، نظر دیگر دارند.
اکنون روشن شده است که چرا کرزی به افراد نزدیک
خویش گفته است که به صداقت اعلامیه های امریکایی
ها در رابطه به افغانستان نباید باور کرد. مقاله
حیرت آور نئویارک تایمز شاهد این مدعاست:
«بعضی از افغانهای سرشناس از صحبت های کرزی با
اطرافیان نزدیکش حکایت میکنند، که در آن گفته می
شود، هدف امریکایی ها ایجاد دولت مستقل و صلح طلب
در افغانستان نیست، بلکه می خواهند تا قدرت خویش
را تحکیم ببخشند» ...
«کرزی در جنوری نمایندگان مشهور رسانه ها و تجار
را به قصر خویش برای صرف غذای چاشت دعوت نمود. پس
از غذا، با بی اعتمادی زیاد در رابطه به انگیزه
های ایالات متحده امریکا صحبت نموده و گفت: او با
تحمل فشار های زیاد در برابر ایالات متحده امریکا
ایستادگی میکند.»
« او تئوری بافی هایی در مورد تاثیر امریکا و قدرت
آن نمود ... افغانیکه نخواست نامش به خاطر
انتقامجویی افشا گردد و در آن محفل اشتراک داشت،
اظهار نمود: کرزی باور دارد که امریکا میخواهد در
این منطقه حکمرانی نماید و او یگانه کسی است که در
برابر آن مقاومت می نماید.»
«کرزی اعلان نمود که اگر او را آرام بگذارند، می
تواند با طالبان توافقی به امضا رساند، ولی ایالات
متحده امریکا او را بدین کار نمی گذارد. در ادامه
کرزی گفت: هدف امریکا ادامه و به درازا کشیدن
مناقشه می باشد تا قوای آن بیشتر در منطقه باقی
بماند.»
خیلی عجیب است، اگر کرزی را آرام بگذارند نمیدانم
آیا می تواند با طالبان توافق عقد کند،. ولی من
هیچ نشانه یی را ملاحظه نمیکنم که ایالات متحده
امریکا از این تلاش ها پشتیبانی نکند. کرزی به
هیچوجه یک رهبر دوست داشتنی برای ایالات متحده
امریکا نیست. ولی او یگانه رهبری است که اکنون
افغانستان دارد. اینکه او می تواند معامله یی را
جهت تقسیم قدرت با طالبان یا حکمتیار به امضا
رساند ـ به باور من این یگانه راه رسیدن به صلح
است.
به جای اینکه ایالات متحده امریکا حمله به کندهار
را برنامه ریزی نماید، باید احمد ولی کرزی را
مستقیما تهدید نماید، که وی را در لیست دشمنان
خویش شامل می سازد. ببینید که واشنگتن پست در مورد
تهاجم قریب الوقوع کندهار چی نوشته است.
«یکی از مقامات عالی رتبه نظامی امریکا گفت که
چگونه دو هفته پیش به ملاقات احمدولی کرزی به
کندهار رفت و او را تهدید به بازداشت و حتا چیزی
شبیه آن نمود. من به او گفتم که متوجه هرگامت
خواهم بود. اگر ببینم که با جنگجویان ملاقات
میکنی، ترا در لیست شورشیان خطرناک داخل خواهم
ساخت. و این بدان معناست که ترا دستگیر نموده و یا
می کشمت.»
گپ از این قرار است. در این آیینهء عجیب سیاست
افغانی اوباما، ما برادر رییس جمهور را تهدید به
مرگ میکنیم، زیرا او میخواهد با جنگجویان مذاکره
نماید!
بالآخره حامد کرزی نیز باید با شورشیان مذاکره
نماید.