دردرازنای سالهای جنگ برادر کشی (۱۳۵۷ -۱۳۷۱ خورشیدی )
بویژه دهسال موجودیت نیرو های
شوروی ساقط شده ، مردم
بلا کشیده و مشتاق آزادی میهن وآرامش در
آن ، بیخبر از بازیهای نهانی و پشت پرده، برای
پیروزی مجاهدین و احراز قدرت توسط آنها لحظه
شماری میکردند. که سوگمندانه در همان روز های
نخست ورود مجاهدین به کابل ، متوجه شدند که این
آرمان شان برآورده شدنی نیست . ومجا هدین خلاف
آنچه آنها تصور میکردند ، در زیر امر وفرمان
دشمنان تاریخی میهن و مردم ما یعنی دولت پوشالی
پاکستان بویژه دستگاه جهنمی استخبارات آنکشور (آی
. اس . آی)، مولاناهای تن پرست و انگریز نوکر ،
ملا های قمی و مشهدی و... هستند که
نی تنها نمیخواهند
بلکه نمیتوانند و اجازه ندارند تا صلح و
آرامش را به ارمغان بیاورند . زیرا آمدن صلح و
آرامش و موجودیت افغانستان بمثابه یک دولت
پایدار ونیرومند به ضررحامیان وولی نعمتا
ن
شان که سالها ایشان را رهبری ودستور داده اند ،
میباشد .
هنوز رهبری و اعضای دولتیکه با عجله و
بی سنجش درزیر نظر و اوامر نواز شریف ، جرنیل ها
و کرنیل های استخبارات نظامی پاکستان در شهر
راولپندی ساخته شده بود ، داخل کابل نه شده
بودند که چور و چپاول غارت و دزدی ، نخست در
ادارات دولتی و سپس در دکان ها ، مغازه ها و خانه
های شخصی مردم آغاز گردید ه وگروپ های
مجاهدین مربوط تمام تنظیم ها
,
مناطق ونواحی شهر کابل و دیگر شهر های بزرگ این
وطن بلا کشیده و در خون نشسته را خود سرانه
بین خود تقسیم کردند و هر که زوربیشتر
داشت سهم بیشتر گرفت .
دستبرد و تجاوز به جان ، مال ، ناموس
وشرف مردم ، همان مردمیکه برای آمدن مجاهدین
لحظه شماری میکردند و چپاول دار و ندار دولت ،
دراولویت کار مجاهدین قرار داشت.
جریا ن رویداد های هفته
ها و ماهای نخست حکمروایی مجاهدین را مردمیکه در
کشور بودند بر گوشت و پوست و شانه های
خویش تحمل کردند و دیگرا ن از لابلای نشرات از
آنها آگاهی یافته اند . اما درین گستره کنش
های آنعده از مجاهدینیکه به دستور پاکستانیها
زیر بنای اقتصادی و فرهنگی مردم و کشور ما
را ویران نموده اند قابل نفرین و غیر قابل بخشایش
است درین جمله ویران کردن فابریکه ها، فارم های
زراعتی ، موزیم های منقول و غیر منقول (موزیم کابل
و موزیم غیر منقول هده که تخریب موزیم عظیم هده
نی تنها خیانت به افغانستانست بلکه امحای اسناد
واثار تاریخی دنیا میباشد . ) پسته لق ها
(اسنادی وجود دارد که مقاما تی در پاکستان ،
مجاهدین را تحریک میکردند تا ریشه های درختان
پسته را در بدل قیمت های بسیار بلند برایشان
بیاورند ، که این دیگر صاف وساده
نمایانگر سیاست های ضد افغانی و ضد انسانی پاکستان
در رأس (آی . اس .آی) میباشد .
پس از آنکه چیزی برای چور و غارت نماند ، گروپ های
مجاهدین در پی کسب قدرت شدند و چون ارگ کابل در
تصرف جمعیت اسلامی و شورای نظار
بود دیگران خواهان سهم خود شدند که
پاسخ رد دریافت کردند . پس هنوز سه ماه از اقتدار
مجاهدین نگذشته بود که نبرد سهمگین قدرت طلبی نه
تنها اسباب سیه روزی مردم را فراهم نمود بلکه کابل زیبا را به تلیاز خاک و
خاکستر مبدل نمود و برویت آمار رسمی و تایید شده
ازطرف منابع مستقل ، تنها در شهر کابل شصت هزار
انسان قربانی شهوت جاه و ارگ طلبی برهان الدین ،
گلبدین ، مسعود ، دوستم و مزاری گردیدند .
که تداوم این زدو خورد ها سرانجام افغانستان را به
دامن تروریزم جهانی انداخت و اسباب و بهانه ا ی
شد برای قدرت های بزرگیکه جهت آمدن به این منطقه
ی ستراتیژیک و سرشار از ذخایر مواد خام ،
بهانه ودلیل میپالیدند . که اینک میهن افغانها در
تصرف چهل کشور نیرومند گیتی میباشد .
سایر سیاه روزیهاییکه از قدوم مبارک
!؟ مجاهدین نصیب مردم و میهن افغانها شده است کم و
بیش در رسانه ها و آثار نویسنده گان از درون و
بیرون کشور بازتاب یافته است برای موجز شدن این
نوشته را با بررسی تنها یک مطلب حیاتی که
بسیار مهم و در خور دقت میباشد ، به
پایان میبرم :
سران مجاهدین مرتکب یک جنایت و خیانت ملی بزرگ
یعنی تحریک و دامن زدن به دشمنی ها و نبرد های
اتنیکی (قومی و تباری ) و مذهبی ، شده اند . طی
سالهای ۱۳۷۱ - ۱۳۷۵بویژه سال ۱۳۷۱ و ۱۳۷۲ گروپ
ها و یا تنظیم های عبدالرسول سیاف ، عبدالعلی
مزاری ، احمد شاه مسعود و عبدالرشید دوستم با بره
انداختن نبرد های خونین و ظالمانه ی پشتون و
هزاره، شیعه و سنی ،چنان آتش نفاق ، برادر کشی و
دشمنی ماندگار را پی ریختند که تاریخ کشور با
خطوط
سیاه آنرا در خود نگهداری خواهد کرد .
آنها هرگز جنایاتیراکه مسعود
هنگام حمله بر افشار که طی ان جوی های خون هزاره
ها به جرم شیعه بودن جاری شد، مرتکب گردید ،
پوشانیده
نمیتوانند .
همچنان جنایات نابخشودنیرا
که مزاری و سیاف
با براه انداختن نبرد پشتون وهزاره مرتکب شده اند
بهیچ صورت توجیه پذیر نیستند .مگر میتوان ابتکارات قوماندانهای دو طرف را
در ابداع اقسام شکنجه و توهین (که دستان شکنجه
گران نازی و فاشیست را از
پشت بسته اند ) مانند رقص مرده ، پختن
شوربای سینه ی زنان و خو راندن جبری آن بالای
شوهران و اقارب شان ، زایاندن جبری زنان در
ملای عام، برای خنده و تماشا ، میخ بر سر
کوبیدن ، خسی کردن و ... را در نبرد های تن به تن
و خونین سال ۱۳۷۱ میرویس میدان، پل سوخته ،کارته
سه و دشت برچی نادیده گرفت و از مرتکبین آن
بازخواست نکرد ؟
موجز اینکه رسانه های نوکر و فرصت طلب ... سر و
صدا هاییرا برای تجلیل و گرامیداشت از هشتم
اردیبهشت جشن پیروزی؟! مجاهدین براه انداخته اند
که از آنها باید پرسیده شود که کجای این
رویداد قابل افتخار است که تجلیل گردد ؟ خوشنما تر
اینکه در جشن گذشته ی هشتم اردیبهشت بر لوژیکه
سران دلیر و رزمنده ی؟!مجاهدین جلوس کرده بودند ،
طالبان یورش بردند درختم آن همه سران و قوما
ندانا ن مجاهدینیکه در شانه هایشان برای رتبه ی
بیشترجای نبود یا پنهان و یا
فرار نموده بودند .
لذا اینها باید به جای جشن وخوشی های نا موجه در
صدد تلافی صدمات وخسارات مادی و معنوی ای شوند که
طی هجده سال گذشته بر پیکر میهن و مردم وارد کرده
اند .