هشتم ارد یبهشت

پایان آرزو های واهی 

  الف - سپید سنگ 


 

دردرازنای سالهای جنگ برادر کشی (۱۳۵۷ -۱۳۷۱ خورشیدی ) بویژه دهسال موجودیت نیرو های شوروی ساقط شده ،  مردم بلا کشیده و مشتاق آزادی میهن وآرامش در آن ،  بیخبر از بازیهای نهانی و پشت پرده، برای پیروزی مجاهدین و احراز  قدرت توسط  آنها  لحظه شماری میکردند. که سوگمندانه  در همان روز های نخست ورود مجاهدین به کابل ، متوجه شدند که این آرمان شان برآورده شدنی نیست . ومجا هدین  خلاف آنچه آنها تصور میکردند ، در زیر امر وفرمان دشمنان تاریخی میهن و مردم ما یعنی دولت پوشالی پاکستان بویژه دستگاه جهنمی استخبارات آنکشور (آی . اس . آی)، مولاناهای تن پرست و انگریز نوکر ، ملا های قمی و مشهدی و... هستند که نی تنها نمیخواهند بلکه نمیتوانند و اجازه ندارند تا صلح و آرامش را به ارمغان بیاورند . زیرا آمدن صلح و آرامش و موجودیت  افغانستان بمثابه  یک دولت پایدار ونیرومند  به ضررحامیان وولی نعمتا ن شان که سالها ایشان را رهبری  ودستور داده اند ، میباشد  . 

هنوز رهبری و اعضای دولتیکه  با عجله و بی سنجش درزیر نظر و اوامر  نواز شریف ،  جرنیل ها و کرنیل های  استخبارات  نظامی پاکستان در شهر  راولپندی ساخته شده بود ، داخل کابل نه شده بودند که چور و چپاول غارت و دزدی ،  نخست در ادارات دولتی و سپس در دکان ها ، مغازه ها و خانه های شخصی مردم آغاز گردید ه وگروپ های مجاهدین مربوط تمام تنظیم ها مناطق ونواحی شهر کابل و دیگر شهر های    بزرگ این    وطن  بلا کشیده  و در  خون نشسته را خود سرانه  بین خود تقسیم کردند و هر که زوربیشتر  داشت سهم بیشتر گرفت .

دستبرد و تجاوز به جان ، مال  ، ناموس وشرف مردم ،  همان  مردمیکه  برای آمدن  مجاهدین  لحظه  شماری  میکردند و چپاول دار و ندار دولت ، دراولویت کار مجاهدین قرار داشت .

جریا ن رویداد های هفته ها و ماهای نخست حکمروایی مجاهدین را مردمیکه در کشور  بودند بر گوشت و پوست و شانه های خویش تحمل  کردند و دیگرا ن از لابلای نشرات از آنها آگاهی یافته اند . اما درین گستره کنش های آنعده  از مجاهدینیکه به دستور پاکستانیها  زیر بنای اقتصادی و فرهنگی مردم و کشور ما را ویران نموده اند قابل نفرین و غیر قابل بخشایش است درین جمله ویران کردن فابریکه ها،  فارم های زراعتی ، موزیم های منقول و غیر منقول (موزیم کابل و موزیم غیر منقول هده که تخریب  موزیم عظیم هده  نی تنها خیانت به افغانستانست بلکه امحای اسناد  واثار  تاریخی  دنیا میباشد . ) پسته لق ها (اسنادی وجود دارد که مقاما تی در پاکستان ،  مجاهدین را تحریک میکردند تا ریشه های درختان پسته را در بدل قیمت های بسیار بلند برایشان بیاورند ، که این دیگر صاف وساده

نمایانگر سیاست های ضد افغانی و ضد انسانی پاکستان در رأس (آی . اس .آی) میباشد .

پس از آنکه چیزی برای چور و غارت نماند ، گروپ های مجاهدین در پی کسب قدرت شدند و چون ارگ کابل در تصرف جمعیت اسلامی و شورای نظار بود دیگران خواهان سهم خود شدند که پاسخ رد دریافت کردند . پس  هنوز سه ماه از اقتدار مجاهدین نگذشته بود که نبرد سهمگین قدرت طلبی نه تنها اسباب سیه روزی مردم را فراهم نمود بلکه کابل زیبا را به تلی از خاک و خاکستر مبدل نمود و برویت آمار رسمی  و تایید شده ازطرف منابع  مستقل ، تنها در شهر کابل شصت هزار انسان قربانی شهوت جاه و ارگ  طلبی برهان الدین ، گلبدین ، مسعود ، دوستم و مزاری گردیدند .

که تداوم این زدو خورد ها سرانجام افغانستان را به دامن تروریزم جهانی انداخت و اسباب و بهانه ا ی شد برای قدرت های بزرگیکه جهت  آمدن به این منطقه ی ستراتیژیک و سرشار از ذخایر مواد خام ،  بهانه ودلیل میپالیدند . که اینک میهن افغانها در تصرف چهل کشور نیرومند گیتی میباشد .

سایر  سیاه روزیهاییکه از قدوم مبارک !؟ مجاهدین نصیب مردم و میهن افغانها شده است کم و  بیش در رسانه ها و آثار نویسنده گان  از درون و بیرون کشور بازتاب یافته است برای موجز شدن این نوشته را  با بررسی  تنها یک مطلب حیاتی  که بسیار مهم و در خور دقت میباشد ، به پایان میبرم : 

        سران مجاهدین مرتکب یک جنایت و خیانت ملی بزرگ یعنی تحریک و دامن زدن به دشمنی ها و نبرد های اتنیکی (قومی و تباری ) و مذهبی ، شده اند . طی سالهای ۱۳۷۱ - ۱۳۷۵بویژه سال ۱۳۷۱ و   ۱۳۷۲ گروپ  ها و یا تنظیم های عبدالرسول سیاف ، عبدالعلی مزاری ، احمد شاه مسعود و عبدالرشید دوستم با بره انداختن نبرد های خونین و  ظالمانه ی پشتون و هزاره، شیعه و سنی ،چنان آتش نفاق ، برادر کشی و دشمنی ماندگار را پی ریختند که تاریخ کشور با خطوط  سیاه آنرا در خود نگهداری خواهد کرد . آنها هرگز جنایاتیراکه مسعود هنگام حمله بر افشار که طی ان جوی های خون هزاره ها به جرم شیعه بودن جاری شد، مرتکب گردید ،  پوشانیده  نمیتوانند .

همچنان جنایات نابخشودنیرا که مزاری و سیاف با براه انداختن نبرد پشتون وهزاره مرتکب شده اند بهیچ صورت توجیه پذیر نیستند .مگر میتوان ابتکارات قوماندانهای دو طرف را در ابداع اقسام شکنجه و توهین (که دستان شکنجه گران نازی و فاشیست را از پشت بسته اند )  مانند رقص مرده ، پختن شوربای سینه ی زنان و خو راندن جبری آن بالای شوهران و اقارب شان ، زایاندن جبری زنان در ملای عام،   برای خنده و تماشا ،  میخ بر سر کوبیدن ، خسی کردن و ... را در نبرد های تن به تن و خونین سال ۱۳۷۱ میرویس میدان، پل سوخته ،کارته سه و دشت برچی  نادیده گرفت و از مرتکبین آن بازخواست نکرد ؟

     موجز اینکه رسانه های نوکر و فرصت طلب   ... سر و صدا  هاییرا برای تجلیل و گرامیداشت از هشتم اردیبهشت جشن پیروزی؟!  مجاهدین  براه انداخته اند که از آنها باید پرسیده شود که کجای این رویداد قابل افتخار است که تجلیل گردد ؟ خوشنما تر اینکه در جشن گذشته ی هشتم اردیبهشت بر لوژیکه سران دلیر و رزمنده ی؟!مجاهدین جلوس کرده بودند ، طالبان یورش بردند درختم آن همه سران و  قوما ندانا ن مجاهدینیکه در شانه هایشان برای رتبه ی بیشترجای  نبود یا  پنهان و  یا فرار نموده بودند . 

لذا اینها باید  به جای جشن وخوشی های نا موجه در صدد تلافی صدمات وخسارات مادی و معنوی ای شوند که طی هجده سال گذشته بر پیکر میهن و  مردم وارد کرده اند .