افغانستان در لحظات بحرانی:

 باید اوباما تصمیم مذاکره با طالبان را بگیرد

احمد رشید

ترجمه دیدگاه


 

رییس جمهور اوباما باید، تا پیش از دیدار کرزی در ماه می از واشنگتن، چند تصمیم کلیدی برای فرآیند تأمین صلح در افغانستان اتخاذ نماید.

کشور های همسایه  و مردم افغانستان باور دارند که بدون سهمگیری و حضور امریکا، مرحله نهایی جنگ برای افغانستان آغاز خواهد گردید. 14 ماه کفایت نمود تا تاثیر داخل کردن قطعات نظامی امریکایی احساس گردد. در حال حاضر، واشنگتن به طور موازی آمادگی طرح آغاز خروج عساکرش برای  جولای 2011 و سپردن اداره کشور به حکومت افغانستان را روی دست میگیرد.

اکنون شاهد آن می توان بود که چگونه پاکستان، هند، ایران و حتا روسیه با تمام وسایل می کوشند، سمت حرکت آینده افغانستان را به نفع خویش تغییر دهند. تعداد زیاد از کشور های ناتو با حرارت زیاد، خواستار خروج عساکر شان می باشند. کاملا روشن است که در این منطقه کسی باید نقش واسطه با طالبان را به عهده گیرد. ولی در غیبت نقش رهبری کننده ایالات متحده امریکا، مبارزه شدیدی در افغانتسان آغاز خواهد شد، که هرکس خواهد کوشید تا لحاف را بیشتر به دور خود کشیده و موضوع کی، چی وقت، چگونه و در کجا را حل نماید.

مشاجر چندی پیش میان قصر سفید و کرزی  بدون پادرمیانی جنرال مک کریستال، فرمانده نیرو های بین المللی در افغانستان (آیساف) نمی توانست سرد شود. مشاجره  تا اندازه زیاد ناشی از دلسردی کرزی از آن بود که اداره اوباما مواضع بسیار روشن در قبال موضوع بسیار مهم [مصالحه با طالبان] ندارد.

آنطوریکه مقامات رسمی هم در ایالات متحده امریکا و هم افغانستان تصور میکنند، یکی از الویت های کرزی در جریان دیدارش از امریکا این خواهد بود که آیا واشنگتن از تلاش های وی به خاطر مصالحه با رهبری طالبان حمایت خواهد کرد یا خیر. در ماه نوامبر، ایالات متحده امریکا و ناتو بر ادغام طالبان ـ یعنی جلب رده ها و فرماندهان پایینی آنها ـ توافق نمودند. ولی واشنگتن از مصالحه کامل سرباز زد و تاکید نمود که قبل از فکر کردن در باره مذاکره با رهبری طالبان، میخواهد شاهد تضعیف نیروی نظامی آن ها در جریان شش ماه آینده باشد.

در سالهای اخیر، نمایندگان کرزی در کشور های خلیج عربی (فارس) کوشیده اند تا با نمایندگان رده های اولی طالبان ملاقات و مذاکره نمایند. رهبری طالبان با صراحت ابراز نموده است که میخواهد با ایالات متحده امریکا مذاکرات مستقیم نماید. و کرزی میداند که مذاکره با طالبان بدون حمایت علنی امریکا و ذیدخل بودن آن در پروسه، پیش رفته نمی تواند. افغانها خواهان تایید روشن امریکا بدینگونه اند، که امریکایی ها باید در مذاکرات نقش اساسی داشته باشند. کابینه اوباما درین گستره به بحث نشست، ولی در درون اداره یی وی وحدت نظر وجود ندارد. منبع اختلاف نظر در چگونگی برخورد رأی دهندگان امریکایی در قبال مذاکره با طالبان نهفته است.  کرزی در هر حال امیدوار است که حین سفر به واشنگتن، یک تصمیم مثبت در آن راستا اتخاذ گردد.

در ضمن نظامیان پاکستانی میخواهند تا با کنار زدن افغانستان، سکان فرآیند صلح را در دست خویش نگهدارند. این مسأله می تواند وضعیت را پیچیده سازد. پاکستان برگهای برنده زیاد در دست دارد: رهبران طالبان با خانواده های شان در پاکستان زندگی میکنند و با نظامیان و آی.اس.آی در ارتباط اند. بعضی از متحدین طالبان از جمله «شبکه حقانی» تحت رهبری جلال الدین حقانی ارتباط نهایت تنگاتنگ با آی. اس. آی دارد. ارچند نظامیان پاکستان به دستگیری تشکلات پاکستانی طالبان در مناطق قبایلی شمالغرب کشور آغاز نمودند، ولی طالبان افغان و افراطی های پاکستانی ایالت پنجاب را هنوز آزاد گذاشته اند.

دستگیری ماه جنوری ملا عبدالغنی برادر، رهبر شماره 2 طالبان در کراچی، و نیز دستگیری های غیر مترقبه و رهاسازی برخ دیگر از رهبران طالبان را می توان نشانه از زور بازو نشان دادن نظامیان پاکستانی به کابل و واشنگتن تلقی کرد.

کرزی و اکثر افغانها هراس دارند، که هرگاه واشنگتن در مذاکره با طالبان بطائت نشان دهد، ابتکار از دست آنها خارج شده و آی.اس.آی بر وضعیت مسلط خواهد شد. آنچی که میان سالهای 1980 ـ 1990 اتفاق افتاد. آنزمان واشنگتن، روسیه  و پاکستان را آزاد گذاشتند تا در مسایل افغانستان مداخله نمایند. ولی پاکستان به حامی بعضی از گروه های افغان مبدل شد و نتوانست جلو جنگ داخلی در افغانستان را بگیرد.

تقریبا همه افغانها اعم از پشتون های طرفدار کرزی،غیر پشتونهای اتحاد شمال سابق و حتا طالبان میل ندارند که آی.اس.آی نقش مهم ایفا نماید. در این زمینه کشور های منطقه از جمله هند، ایران، روسیه و جمهوری های آسیای میانه توافق نظر دارند.

به قول مقامات رسمی افغانستان، در جریان دیدار 10 مارچ کرزی از اسلام آباد،او خواست بداند، که چرا ملابرادر مذاکره کننده اصلی وی، دستگیر شده است. جنرالهای پاکستانی به طور مستقیم به وی گفتند که: امریکایی ها باید افغانستان را ترک نمایند. مضاعف برآن، به وی گفته شد که هرگاه او میخواهد روی کمک های پاکستان در رابطه به حل مشکل با طالبان حساب نماید، باید قبل از همه دَر قونسلگری های هند در کندهار و جلال آباد را ببندد.  مقامات رسمی پاکستان، تهدید کرزی را رد می نمایند اما تاکید دارند که هدف آنها تأمین صلح و ثبات در افغانستان پس از خروج عساکر امریکایی می باشد. منابع دیگر تایید میکنند که التیماتوم های از این دست واقعاً به کرزی  داده شده است.

پاکستان معتقد است که کرزی به هند اجازه میدهد تا مستقیما از طریق چهار قونسلگری آن در افغانستان، به عملیات تخریبکارانه در مرز های غربی پاکستان دست بزند. ازینرو تقاضای بستن قونسلگری های هند را دارد.

برای دولت مستقل افغانستان، چنین تقاضا ها کاملا غیر عملی بوده و این آغاز آزمونی در بلندای افق می باشد. مانور های پاکستان سبب تلاشهای هند جهت تجدید اتحاد 1990 با ایران، روسیه و آسیای میانه شده است که اتحاد شمال را در جنگ داخلی علیه رژیم وابسته به پاکستان طالبان حمایت می نمودند.

نظامیان پاکستان عملا سیاست خارجی  و تصامیم ستراتیژیک حکومت ملکی پاکستان را تحت کنترول خویش دارند. بدین لحاظ سیاست خارجی پاکستان بازتاب دهند نگرانی های مانیایی نظامیان آن در رابطه به هند می باشد. تمام منطقه و کشور های ناتو میخواهند از امریکا بشنوند که آنکشور روابطش با طالبان را چگونه تنظیم می کند. پیش از بالا گرفتن تنش در منطقه، تصمیم ایالات متحده امریکا لازمی است. اگر ایالات متحده امریکا و ناتو می خواهند به ساختار های رسمی افغانستان در مذاکرات آینده یی آن با طالبان یاری رسانند و اگر میخواهند افغانها دیگر این احساس را نداشته باشند، که سرنوشت آنها به دست همسایگان سپرده می شود ـ پس باید اداره اوباما در رابطه با مذاکره با طالبان موضع روشن اتخاذ نماید.