logo

 

زبير هجران

هیاهو.... آتش و دود

 

کوچه سرشار از هیاهو میشود تا می رسی

جاده ها لبریز آهو میشود تا می رسی

داکتر اسدالله شعور

سپیدار ....ستاره باش

قامت نكشيد از سر ديوار سپيدار

کافراشت بدان قامت خود دار سپيدار

سیامک بهرام‌پرور

غزلهای بی کتاب

 


از لای پرده های بلند اتاق خواب

دزدیده دید می زندت چشم آفتاب

حسين آرش

دورغ بود....گل انجير

 


گفتی حکایت همه مردم دروغ بود

پیداست دردهای شما، گم... دروغ بود

داکتر قدیر روستا

درخت گدا

 

خدای من
تو بگو تا کجا روم، آخر
به هر رهی که گذر می فتد مرا امروز

....

نبض لاجورد

هارون راعون

 

بیا به خلسه ی اندوه زرد جاری شو

و در تراکم تقویم سرد جاری شو

حشمت امید

موریانه ...

 

تو خواهی رفت ... میدانم !
تو خواهی رفت و من با این دل دیوانه میمانم .
تو خواهی رفت و من با صد " چـرا ؟ "

......

فوزيه يلدا

زندگي ، ريشه جانها، ميميرد

 

از من گــــرفتــه نام مرا یاد زند گی

زنجیـــر به پا رسیده ز بیــداد زند گی

 

مژگان ساغر

دل افگار

 

من طعم نان گندم ات ای یار بوده ام

در عشق سر سپرده و اعیار بوده ام

سید همایون شاه عالمی

مدعا

 

مُردم بیا بیا که مسیحای ِ من تویی

از مدعای ِ چرخ تمنای ِ من تویی