logo

 

به یاد مهریار مهربانم ...

حشمت امید

 


 

 


به یاد مهریار مهربانم ...

آن یار مهــربانم ازین آشــــیانه رفــت
آن قصه گو وقصه سرای شبـانه رفت

با کی سخن ز مهر ِ دل مهـریار گفت
آن دوســتدار زمزمهء شاعـرانه رفت

او رفت وقصه های دلـش ناتمام ماند
با رفتنش ،هزار گپ ِ عاشقانه رفـت

صبحی ، کشید پرده به رخســـــار آفتاب
بی حرف بی شکایت و بی هربهانه رفت

میگفت ، ما مسافر ِ بی ساحل ایم لیک
ما را به موج داد ، خودش تا کرانه رفت

درد و بلا چگونه ز هر گوشه میرســـد
آنی که غم نداشت ، بسی غمگنانه رفت

او رفته است و این دل من می تپد چرا
بی او بگوچگونه توان سوی خانه رفت

حشمت امید
25 جون 2010

......

آن سوی ابرها ، بی رنج دردها ...


او رفته است دورتر از مــرز ابرها
جایی که مرده واژهء پردرد صبرها
جایی که مرگ نیست
جایی که حرف ژاله و برف تگرگ نیست
جایی که درد نیست ،
رنگی به نام قرمز و آبی و زرد نیست
چیزی به نام منطقهء گرم وسرد نیست
آنجاست ، جای او .

جایی که رنگ نیست ،
جایی که جنگ نیست ،
جایی که دل ز شدت اندوه تنگ نیست
آزادی است و زمزمهء عشق ِ مطلق است
نی حرف از سیاه و سفید و نه ابلق است
آنجاست ، جای او .

جایی که حرف کلبهء ویران و کاخ نیست
داروغه و شکنجه گر و آخ و واخ نیست
آنجا که مرز نیست
سقف شکسته نیست ، به دیوار درز نیست
آنجاست ، جای او .

جایی که جاده نیست ،
نازیدن سواره و رنج پیاده نیست
جایی که لحظه ها به درازی قرن هاست
نی زارع است و مزرعه ، نی شاه ، نی گداست
نی دایره ، نه قاعده ، نی کج ، نه چپ نه راست
نی هم شکایت از کمی ِ لطف کبریاست
نی شکوه از درازی روز و نه از شب است
نی سرفه است و نالش و نی گرمی تب است

** **
آن مهریار ِ مهر دل و مهر پرورم
آنجا رسیده است ،
جایی که شب ، ستاره ندارد ، غبار نیست
جایی که رنج ِ غربت و درد ِ دیار نیست !

حشمت امید

11 جون 2010 مونشن
..........

برای رحیم مهریار ، دوست نازنینی که هرگز از یاد یا از نظرم جدا نخواهد بود ..!


خاموشی ...


هــر نالهء شــــبانهء تو می کُشــد مــرا
اما بهــــار در دل خوبت ، دوچـــــند باد

بی تو ، شکسته قلب پرستو درین بهار
بی تو ، تبار ســـبزه و گل ، دردمند باد

یارا ، مشو خموش که در شهر ِ بیصدا
آواز تو ، به نرمی ِ خــوب پـــرند بــــاد

این چرخ ِ پر زکینه و بیرحم و نا مراد
در شعله های آه من امشب ، سپند باد

هر چند کار ِ عمر به ما صادقانه نیست
بر نیشخند ِ مرگ ، ز ما نوش خند باد

حشمت امید
23 ماه جون 2010، یکروز پیش از درگذشت رحیم مهریار عزیز