logo

 


مدعا

سید همایون شاه (عالمی)

 


 

 


مدعا

مُردم بیا بیا که مسیحای ِ من تویی
از مدعای ِ چرخ تمنای ِ من تویی
در پرده های موج ِ امید از نوید وصل
با صد هزار عذر تقاضای ِ من تویی
ای آفتاب ِ روشن ِ شب ها به خلوتم
پرتو فشان ِ این دل ِ شیدای من تویی
اندر بساط ِ میکده های ِ عروج شوق
رطل ِ گران باده به مینای من تویی
باز آ که در فراق فرو مانده از گپم
در بزم ِ عاشقان گپ آرای من تویی
مضمون و وزن و قافیه از تست درنوا
شاه فرد در میان غزل های من تویی
ماهی، گلی شرابی تو همچون ترانه ی
آن روشنیی ِ دیده ی بینای من تویی
در آرزوی لعل ِ تو فریاد میکشم
هرروز چون امید به فردای من تویی
بی تو تمام ِ عمر بسی نا (همایون) ام
آری بیا که لعبت ِ زیبای من تویی


سید همایون شاه (عالمی)
3 می 2010م
وزیر اکبر خان مینه
کابل - افغانستان

..........


لانه هوس

به خنده خنده تو بردی دلم به دام خودت
به عشوه عشوه نمودی مرا چه رام خودت
ز گریه گریه فراقت مکیده خون ِ دلم
که رفته رفته چه لبریز کردی جام ِ خودت
ز قطره قطره خون من آورده ی به رنگ قلم
به صفحه صفحه ی قلبم نوشته ی تو نام خودت
ز گوشه گوشه ی چشمت چنان نگاه کنی
به ذره ذره وجودم رسانده ی پیام ِ خودت
به دیده دیده ی من نقش شد حضور ِ رخت
به سینه سینه ی من هست صبح و شام ِ خودت
به لمحه لمحه کثرت ِ احساس عشق تو دارم
به سجده سجده بیایم به احترام ِ خودت
ز شعله شعله ی مهر ِ رخ ِ تو میسوزم
که سایه سایه کند سرو خوش خرام ِ خودت
به زاری زاری ِ من رحم کن مروتی بنما
به نکته نکته ی سخنم ذکری از دوام ِ خودت
به لانه لانه ی هوسم آرزوی ِ تو نقش
متاع و نقد ِ (همایون ) ببر به کام ِ خودت




سید همایون شاه (عالمی)
17 اگست 2009م
وزیر اکبر خان مینه
کابل – افغانستان

..........



جلال نور

دانی که جایگاه ِ حقیقت وجود ِ ماست
از سرکشی ِ حالت بیرون نگشت راست
اندر نهاد ِ مرکز ِ باطن فتاده ایم
آنجا چه مسکن است که تاثیر حق بجاست
دور و برش محاط ز دیوار ِ پشت ِ هم
بر حاشیه کلفت ز شهوت چه مبتلاست
خیلی دقیق و پخته و محکم نشسته است
هر لحظه انحراف ز دامش بسی رواست
آنجا ی ، اشتباه ست حقیقت شکستن است
تشخیص فهم ودرک حقیقت چه برملاست
زندانی کرده ایم شکوه و جلال ِ نور
بیچاره در احاطه ی زندان چه بینوا ست
فارغ ز مشکلات بباید حصول کرد
مجرا و راه ِ نور حقیقت چنان صفاست


(متولد 1812م و متوفی 1889م ) شعر از : رابرت برو ننگ
شاعر انگیسی که در نزدیکی های شهر لندن تولد یافته است. Robert Browning

ترجمه و نظم از:
سید همایون شاه (عالمی)
2007 - افغانستان
...........


خواب محبت

این دل به هوای ِ یار برخاست گویی ز خزان بهار بر خاست
تا راه به حق گرفت حق گفت منصور به پای ِ دار بر خاست
اسرار ِ محبت است لیلا مجنون که زدشت خار برخاست
دندان بشکست ویس دیدی ؟ آمد ره ِ عشق کار برخاست
تا رابعه قصد کعبه می کرد در رهگذر ش نگار برخاست
ادهم بگذاشت پادشاهی درویش بشد قرار برخاست
سلطان ازل نَفَس چو میداد عشق آمده هر کنار برخاست
شد خاک درش چو سجدگاهم شور ِ دلم آشکار برخاست
در راه ِ محبتش ( همایون )
از خواب خودش خمار برخاست

سید همایون عالمی
نوامبر 2004
کابل - افغانستان

 

نغمه ی زنجیر

عشق پدید آمده سلسله آورده رفت
ظلمت دنیا بدید مشعله آورده رفت
کیفیت ِ زندگی عافیت عشق بود
تا به دل ِ عاشقان حوصله آورده رفت
دامن ِ دنیا مگیر عشق بوَد جاویدان
عشق به پیمانه ام مسئله آورده رفت
راز ِ قدیم ِ حکیم نیست به علم و خرد
هر که خرد زد به دل آبله آورده رفت
در می مینای عشق آن کشش ِ یار بود
شاعر و مطرب از آن غلغله آورده رفت
سوختنم در زمین ساخت مرا آسمان
رنج ِ بیابان ِ من قافله آورده رفت
کار ِ ستور آمده خوردن و خوابیدنی
در گذر ِ عمر ِ ما مشغله آورده رفت
نغمه ی زنجیر را عقل چه سنجد بفکر
گردش ِ دوران چرخ مرحله آورده رفت
چرخش این دایره چرخش مطلوب چیست
کین حمل ِ عشق را در چله آورده رفت
عمر به جَدی و دلو عشق بخود راه داد
آتش ِ گرمی ِ عشق سنبله آورده رفت
دست ( همایون ) من شد به دعایش بلند
عشق به فرخندگی هَلهلَه آورده رفت

سید همایون شاه (عالمی)
21 نوامبر 2008م
وزیر اکبر خان مینه
کابل