مژگان ساغر
دل افگار
من طعم نان گندم ات ای یار بوده ام در عشق سر سپرده و عیار بوده ام در جمع قد بلند ترین دلبران شهر لیکن تنها ترا اسیر و طلبگار بوده ام چون آب آتشین در اندام جام ها در انتظار بوسه دلدار بوده ام تار ستار و نغمه ساز و شب غزل بیت ونخست و سر خط اشعار بوده ام این دل درون سینه ام از پای می فتد تا گفته اینکه ، یار ِ دلازار بوده ام شاعر زن که شهره یک شهر شاعریست مژگان ساغری که دل افگار بوده ام 2010/01/22 مژگان ساغر