Home    Archive   Contact  Links   Communication
 
 
 

 

زمانیکه امریکا  پارچه پارچه گردد، صدای وحشتزا بر میخیزد

 

پروفسور ایگور پانین، در سال 1998 هشدار داده بود که ایالات متحده امریکا در 2009 پس از یک بحران اقتصادی به قطعات ازهم خواهد پاشید

پیشگویی استخبارات ایالات متحده امریکا برای بارک اوباما: روسیه، چین و هند  آنکشور  را کنار میزنند.

احتمالا بحران اقتصادی تا پائیز سال 2009، ایالات متحده امریکا را به جنگ داخلی فرو خواهد برد و در پی آن پارچه پارچه شدن دولت به قطعات فرا میرسد. با اینگونه  پیشگویی ده سال قبل ایگور پانارین دکتر علوم سیاسی، مدیر دانشکده «روابط بین المللی» اکادمی دیپلماسی وزارت خارجه روسیه سخنرانی نموده بود. آنزمان پیشگویی های وی بسیار مبالغه آمیز به نظر میرسید، ولی امروز بسیار از گفته های وی به واقعیت مبدل می شوند.  در پرسش و پاسخ با ایزویستیا، پروفیسور پانارین حکایت میکند که چرا در ایالات متحده امریکا  زیر رهبری اوباما در باره ریفورم ارزی  فکر میکنند. و چرا روسیه می باید با چین دوستی داشته باشد.

پرسش: ایگور نیکولایویچ، آبشخور  اندیشه اضمحلال ایالات متحده امریکا در کجاست و آنهم در سال 1998 یعنی زمانیکه آنکشور در اوج شگوفایی بود و لیدر بلا منازعه جهان شمرده می شد؟

پاسخ: در سپتامبر سال 1998 در اتریش کنفرانس «جنگ اطلاعاتی» برگذار گردید. من نیز در آنجا،  به حیث تحلیلگر سهم گرفتم. از جملهء 400 نفر اشتراک کننده در سالون، 150 نفر آن نمایندگان ایالات متحده امریکا بودند. زمانیکه من در صحبتم از تجزیه امریکا به قطعات سخن راندم، فضای کنفرانس را غریو احتجاجی امریکایی ها پر نمود. ولی همه آنچی گفته شد، دارای بن مایه بود. در آنزمان هویدا شده بود که نیروی ویرانگر برای ایالات متحده امریکا، اقتصاد مالی آن است. دالر فاقد پشتوانه است. قروض خارجی کشور همچو بهمن در حال سرازیر  شدن است ـ ارچند در آغاز دهه 1980 این موضوع بسیار جدی نبود. اما در سال  1998 زمانیکه من پیشگویی نمودم،  رقم بالاتر از 2 تریلیون ذالر را نشان میداد. اکنون قروض مذکور به  بیش از 11 تریلیون  بالغ میگردد. این اهرمی است که حتما فرو خواهد ریخت.

پرسش: آیا تمام اقتصاد امریکا فرو خواهد ریخت؟

پاسخ: اقتصاد امریکا همین اکنون در حال فروپاشیست. بحران مالی به جایی کشیده است که از پنج  بزرگترین و قدیمیترین بانک  های والستریت، سه تای آن دیگر به دیار عدم پیوستند و دو دیگر آن برای بقا در تقلا اند. این یک از دستدهی خیلی بزرگ در تاریخ به حساب میرود. اکنون حرف روی تعدیل سیستم تنظیم کننده مالی در سطح گلوبال می باشد: بدینگونه امریکا دیگر نقش تنظیم کننده جهانی را نخواهد داشت.

پرسش:کی به جاگزینی آن میآید؟

پاسخ: دو کشور خواستار دستیابی به این نقش اند: چین با ریزرف بزرگ آن و روسیه ـ به حیث کشوریکه میتواند نقش تنظیم کننده را در مکان ایرو آسیا  ایفا نماید. درین اواخر نشست سران ـ گروه بیست ـ در واشنگتن به پایان رسید، که در آن یک حادثه قابل توجه به وقوع پیوست. اشتراک کنندگان، طرح مهندسی جدید در روابط بین المللی را پیش کشیدند که صندوق وجهی پول نقش کلیدی را  ایفا خواهد نمود. ولی صندوق وجهی پول به سرمایه ضرورت دارد. اشتراک کنندگان سران ضمن مراجعه به چین و جاپان از آنها خواستار توزیع پول شدند. ریزرف ارز طلای چین بیشتر از 3 تریلیون دالر میگردد. کشور چین بزرگترین وام دهنده ایالات متحده امریکا می باشد و اکنون بدون شک  بر سیاست های صندوق تاثیر خواهد گذاشت. تصادفی نبود که در ملاقات سران، پریزدنت هو ژین تاو  با دو رهبر: یکی رییس جمهور روسیه و دیگر نخست وزیر بریتانیا ملاقات نمود. دلیل ملاقات با نخست وزیر بریتانیا به خاطر انست که تصور میرود ملاقات  بهاری سران «بیست» در آنکشور برگذار شود. و ملاقات با روسیه به آن دلیل بوده است که روسیه   اصول بنیادین بازسازی  سیستم مالی جهانی را پیشنهاد میکند که با طرز دید چینایی فرآیند اصلاحات همخوانی دارد.

«چاربندی که ایالات متحده امریکا را متحد میسازد، خیلی شکننده است»

پرسش: در رابطه به رهبران جهان همه چیز وضاحت دارد. برگردیم به ایالات متحده امریکا، در مورد احتمال تجزیه آن کشور چی گفتنی دارید؟

پاسخ:یک بستهء از عوامل در دست است.  نخست اینکه دشواری های مالی ایالات متحده امریکا رو به افزایش خواهد گذاشت. میلیونها انسان، پس انداز های شان را از دست داده اند. در کشور قیمت ها و بیکاری رو به افزایش اند. «جنرال موتورز» و «فورد» در آستانه ورشکستگی قرار دارند و این بدان معناست که یک شهر مکملا به بیکاری فرو میرود. گورنر ها، با قاطعیت از اداره فدرال پول می طلبند. نارضایتی در حال چاق شدن است و صرف انتخابات و امید معجزه توسط  اوباما به عوامل بازدارنده مبدل گردیده اند. در بهار روشن خواهد شد که هیچگونه  معجزه یی وجود نخواهد داشت.

عامل دوم ـ  با ساختار سیاسی ایالات متحده  امریکا در ارتباط است. سراسر کشور  فاقد مرجع قانونگذاری واحد می باشد. حتا قاعد واحد رانندگی موجود نیست. چاربندی که ایالات متحده امریکا را متحد می سازد، خیلی شکننده است. حتا نیرو های مسلح در عراق  بیشترینه از شهروندان ایالات متحده امریکا نمایندگی نمیکنند. آنها به خاطری می جنگند تا مطابق وعده،  تابعیت امریکا را بدست آورند. بدینگونه اردو  به حیث دیگ گداخته، دیگر وظیفه ستون فقرات تحکیم دولت امریکا را از دست داده است. و بالآخره، در دوران بحران، با وضاحت شگاف در درون نخبگان، از ژرفا به بالا  فرا آمده است.

پرسش: کشور چگونه تجزیه خواهد شد؟ واضحا : به جنوب ـ مکسیکو ... و دیگر کی؟

پاسخ: تماما به شش بخش. بخش اول ـ کرانه های ساحلی اقیانوس آرام. آنجا یک مثال میتوان آورد. در سانفرانسسکو،  53 درصد نفوس آنرا چینایی ها تشکیل میدهند. گورنر ایالت واشنگتن، ازنظر اتنیکی چینایی است و مرکز آن سیاتل را دروازه مهاجرت چینایی ها به ایالات متحده امریکا میخوانند. سواحل اقیانوس آرام ، خاموشانه زیر سلطه یی نفوذ چین قرار میگیرد و این چیزیست غیر قابل انکار. بخش دوم در جنوب ـ اینجا واقعا مکسیکویی ها اند. آنجا زبان اسپانوی واقعا به زبان دولتی مبدل شده است. بعدا تکزاس که علنا برای آزادی خود میرزمد. سواحل اتلانتیک امریکا کاملا گروه قومی و منتالیتی  دیگر را تمثیل می نماید. آنجا را نیز می توان به دو بخش تقسیم کرد. و مناطق در رکود فرو رفته مرکزی. باید خاطر نشان بسازم که 5 ایالت مرکزی در ایالات متحده امریکا ، جاییکه اندین ها زیست دارند، استقلال خویش را اعلان نموده اند. این موضوع را جدی نگرفتند و گونه یی  نمایش سیاسی قلمداد کردند. ولی واقعیت، واقعیت باقی می ماند. در شمال، کانادا تاثیر گسترده دارد. لازم است تا الاسکا را ما باز پس بگیریم، زیرا آن سرزمین در اصل به اجاره داده شده بود ...

پرسش: درین حالت با دالر چی می شود؟

پاسخ: در سال 2006 تصمیم نهانی بین کانادا، مکسیکو و ایالات متحده امریکا  در مورد پول واحد  جدید«امیرو» اتخاذ گردید . این شاید تمهیدی برای جاگزینی دالر  باشد. درین حالت بانک نوت های صد دالری که جهان را لبریز ساخته، میتواند به سادگی «منجمد» ساخته شود. شاید دلیل آورده شود که چون آن بانک نوت ها را تروریست ها مورد استفاده قرار میدهند، بنابرین لازم است تا برای صحت و یا سقم آن آزمایش صورت گیرد.

 

پرسش: لطفا در مورد دریدگی در درون نخبه گان ایالات متحده امریکا مشرح تر توضیح نمائید. آیا اینها دموکراتها و جمهوریخواهان اند؟

پاسخ: کاملا چنین نیست. در رهبری ایالات متحده امریکا دو گروپ وجود دارد. گروه اول آن را میتوان «گلوبالیست ها» یا «تروتسکیست ها» نامید. بر نظریه آنها زمانی تروتسکی اثر گذاشته بود: ما نه به روسیه بلکه انقلاب جهانی  نیاز داریم. آنها روسیه شوروی را به حیث پایگاه کنترول بر جهان می انگاشتند.  گروه دوم ـ دولت گرا ها اند، که شگوفایی کشور شان را خواهان اند. نمایندگان این دو  طایفه [clan]   هم در درون دموکراتان موجود اند و هم  جمهوریخواهان. طور مثال در موقع رأی دهی روی پلان ضد بحران پولسنف که از جانب اداره جمهوریخواه پیشنهاد گردید، پلان مذکور قبل از همه به وسیله جمهوریخواهان عقیم ساخته شد.

 

پرسش: رهبری طائفه ها  [clan] به دست کیست؟

پاسخ:در میان گلوبالیست ها، کاندولیزارایس وزیر خارجه و دیک چینی معاون رییس جمهور نقش کلیدی دارند. و نمایندگان دولت گرا ها عبارت از رابرت گیتس وزیر دفاع، مایکل هایدن، رییس سی . آی . ای  و دریاسالار [ادمیرال] مایک مک کونل رییس استخبارات ملی می باشند.گلوبالیست ها همانا نخبگان مالی اند و دولتگرا ها از میان قوای مسلح، استخبارات و مجتمع صنعتی نظامی برمیخیزند. درین اواخر رویارویی میان این دو طائفه شدت یافته است. در سال گذشته دولتگرا ها با پخش بیانیه یی موجودیت هرگونه برنامه هسته یی ایران را تکذیب نمودند. این چیزی بود خلاف خواست دیک چینی و کاندولیزا رایس.  واقعهء مهم دوم در جریان جلسه  استماع در کانگرس در رابطه به جنگ 5 روزه قفقاز  اتفاق افتاد . گلوبالیست ها در تمثال کاندولیزا رایس پافشاری داشتند که جنگ را روسیه آغاز نموده و باید جزا داده شود.  زیرا گرجستان پروژه کاندلیزارایس بود. ولی نمایندگان نهاد های استخباراتی اعلامیه کاملا متضاد با آن را منتشر نمودند ـ که در آن گرجستان به آغاز جنگ مقصر دانسته می شد. رویارویی شخصیت های اساسی سیاسی واقعیت غیر قابل انکار است

پرسش: اوباما با کیست؟

پاسخ: دولتگرا هایی همچو گیتس به حیث بازیگر اساسی در پیروزی اوباما نقش عمده داشته است. ازین منظر آنها از اوباما خواهند خواست تا خط عمومی تغییر داده شود. درین میان جالب است که گیتس به حیث جمهوریخواه در مقام وزارت دفاع ابقا میگردد. چنین است تاثیر دولتگرا ها. قابل یاددهانیست که اوباما اولین جلسهء خویش را با نمایندگان استخبارات امریکا انجام داد