|
ایالات متحده امریکا نباید افغانستان را با افغانها اعمار کند مصاحبه نیتان گاردیلس با زبیگنیو برژینسکی برگردان از دیدگاه نیتان گاردیلس: پریزدنت اوباما اعلان نمود که هدف ایالات متحده امریکا در افغانستان عبارت از «انهدام، شکست و از ریشه درآوردن» «القاعده» می باشد. رابرت گیس وزیر دفاع ایالات متحده امریکا گفت، که در آنجا در تلاش ایجاد «دموکراسی مقبره یی» نیستیم. همزمان افزایش قابل ملاحظه قوا بدان منظور در نظر گرفته شده تا مناطق «با ثبات گردیده» و «حفظ» آن تا ایجاد ادارهء مؤثر ادامه یابد. برعلاوه، مباحثات اخیر از جریان انتخابات به وضاحت نشان داد که برای رسیدن به طرح های بالا، راه دور و درازی در پیش است. آیا این همه اقدامات، نمونه های از آهستگی ماموریت ملت سازی و پذیرش مسوولیت های دوامدار در جایی که ضرورت بدان دیده نمی شود، نیست؟ ـ به ویژه، در حال حاضر در میان نمایندگان رسمی استخبارات اتفاق نظر در رابطه به لانه گزینی «القاعده» در پاکستان وجود دارد. زبیگنیو برژینسکی: خطر رو به فزونی که ما در افغانستان و پاکستان با آن مواجه هستیم عبارت از آنست: طالبان که هنوز هم حمایت یک اقلیت را در پشت خود دارند، به مثابه یک جنبش مقاومت علیه خارجیان، به ویژه امریکاییان و اشغال و آنهم از سوی «ملحدان»، قلمداد می شوند. قوای شوروی نیز یک سال پس از دخول به افغانستان با چنین وضعیت مواجه گردید. تقریبا هشت سال پیش، زمانیکه ما داخل افغانستان شدیم، عملا یک نیروی کوچک از ما استقبال نمود. اگر ما احتیاط نکنیم، ممکن است افغانها ما را نیز به سان روسها پنداشته و این در نهایت شکست ستراتیژی ما خواهد بود. نیتان گاردیلس: [رابرت] گیتس وزیر دفاع گفت: جنرال ستینلی مک کریستال فرمانده نیرو های ناتو در افغانستان میکوشد تا برای تائید عملی ستراتیژی جدید اقدام مبارزه با شورشیان از تلفات در میان ملکیان جلوگیری نماید؛ مناطق را تصفیه نموده و حفظ کند. برای دستیابی به این آماج به یک سال وقت نیاز است. قسمیکه شما گفتید، ما قبلا نیز در آنجا بودیم و مشاهده نمودیم که چگونه مجاهدین علیه اردوی شوروی مبارزه میکردند. ولی یک سال در هرحال سبب عروج بیشتر «طالبان» خواهد شد، که برای تزکیه خویش می رزمند. و بودیزم آنرا در جربان هزاره انجام داده است، بدون اینکه در باره شوروی های «کافر» چند دهه پیش حرفی به میان آید. کاملا دور از احتمال نیست که آنها انتظار موج جدید افزایش قوا را دارند که به زودی می تواند خصلت عقبگرد داشته باشد. زبیگنیو برژینسکی: به همین لحاظ ما باید به ویژه واقعیت های دشوار و سنتی سیاست های افغانی را به حیث نقطه عطف جهت نیل به توافق متنوع محلی، که پاسخگوی رنگارنگی اتنیکی و قبیله یی آن کشور بوده و با در نظرداشت این امر که هر گروپ «طالبان» با «القاعده» در ارتباط نیست، به سود خویش مورد استفاده قرار دهیم. به جز از این، هرگاه ما خواستار اشتراک صد در صد قوای مسلح پاکستان در کاهش حمایت از شورشیان پشتون، که در دو طرف مرز می زیند، و نیز دوری آن از فراهم آوری پناه دهی به «القاعده» باشیم، پس باید منافع زئوپولتیکی پاکستان را در عمق ستراتیژیک آن در نظر بگیریم. نیتان گاردیلس: گرهام فالر، که در زمان تهاجم شوروی به افغانستان مسوول سی.آی.ای در کابل بود، با صراحت می گوید: حضور ایالات متحده امریکا، به نیروی محرک مقاومت قبیلوی پشتونی/ ناسیونالیستی هم در افغانستان و هم پاکستان مبدل شده و آنها را به سوی «طالبان» میکشاند. ازینرو این حضور بیشتر به مشکل آفرین شده است تا حلال آن. به باور وی افزایش قوا تنها حس اشغال را در میان آنها تقویت می بخشد و منجر به مقاومت بیشتر می گردد. آیا شما با وی موافق نیستید؟ زبیگنیو برژینسکی: من در کل با اندیشه های اساسی و تبصره های گرهام فالر موافقم. در دو سال اخیر من با نظریات شکاک خویش در مورد حضور بیشتر عساکر ما در افغانستان شهره شده ام. افزون برآن، در جریان مباحثات سیاسی در سطح عالی، که منجر به تصمیم گیری ایالات متحده امریکا برای حمله به افغانستان در اخیر اکتبر 2001 گردید، از من نیز دعوت به عمل آمده بود. آنزمان من به این باور بودم که ارچند هدف مداخله ما باید ساقط ساختن رژیم «طالبانی» باشد ؛ زیرا به «القاعده» پناه داده بود. اما ما پس از سقوط، نباید در افغانستان باقی بمانیم و از منظر نظامی نشان دهیم که ما «ملت سازی» میکنیم. نیتان گاردیلس: به جای اینکه ما افغانستان را متحول گردانیم؛ زیرا این افقی است نیازمند ده ها سال کار، چرا نمی کوشیم «القاعده» را ، آنگونه که در یمن وسومالیا انجام شده است، محلی و محدود سازیم ؟ زبیگنیو برژینسکی: من با این حرف موافقم. در نهایت شاید «القاعده» همیشه از یک جا به جای دیگر تغییر مکان دهد. در این حالت پرسش مطرح می شود که آیا ما تصمیم داریم در همه کشور هاییکه سرو کله یی «القاعده» پیدا می شود و برایش پناه گاه می جوید، اعلان جنگ نمائیم؟ ولی باید این فاکت را از نظر بدور نیفگنیم، که سیاست افغانستان باید بیشتر در مسیر حل سیاسی آن انکشاف کند تا استقرار پدید آید. و باید اقدامات اندک در راستای تمرکز عملیات علیه شورشیان صورت گیرد؛ زیرا نیرو های مسلح ناتو و ایالات متحده امریکا برای مردم افغانستان هم از نظر مذهبی و هم فرهنگی بیگانه اند. برعکس باید به عرصه اقتصادی، هم از جانب جامعه جهانی و هم به ویژه ایالات متحده امریکا، توجه جدی مبذول گردد. نیتان گاردیلس: اکنون، پس از گذشت هشت سال، واضح گردیده است که تعداد کم امریکاییان از این جنگ پشتیبانی میکنند. منطق اعمار مکاتب در افغانستان برای یک حکومت فاسد و نامؤثر در چیست، در حالیکه در کالیفرونیا به علت بحران مالی، زندانیان را از حبس رها می سازند و آموزگاران را بیکار؟ واقعیت تلخ ارتباط به آن میگیرد که نبود اراده در محافل اجتماعی امریکا، با وفاداری عمیق مینتالیته قبیله ای پشتونی ـ یعنی نفرت از خارجی ها ـ که به سده ها برمیگردد، سازگاری ندارد. آیا ما قبلا در جنگ ویتنام در چنین یک موقعیت درنه افتیده بودیم؟ زبیگنیو برژینسکی: من به طور عام ترجیح میدهم گفته شود که ما باید از کاربرد کلمه «فساد»، که با استفاده از آن میکوشیم چیزی را برحق و سفید سازیم و کسی را که وابسته به حمایت ماست روسیاه ، بپرهیزیم. این درست معلوم نمی شود؛ زیرا فساد اکنون در کشوری وجود دارد که قبلا سیستم سیاسی و مالی آن تا این حد گسترده ملوس نبود. بنابه اهمیت بیش از حد ایالات متحده امریکا در افغانستان، دولت ما باید به پیشنهاد رهبران آلمان، بریتانیه و فرانسه در خصوص برگزاری کنفرانس بین المللی برای شکلدهی ستراتیژی تفویض مسوولیت ها جهت تأمین امنیت از دست ناتو به حکومت افغانستان بپیوندد. از این طرح می شود دو پیامد برتر و درازمدت را استنتاج نمود: نخست ـ خطر رو به افزایش این نظر که گویا خارجیان جنگ را علیه افغانان به پیش میبرند، کاهش می یابد؛ و دوم ـ از این احتمال نیز کاسته می شود، که متحدین اروپایی ما قوای شان را به طور کامل از افغانستان بیرون بکشند و ایالات متحده امریکا را در بدبختی ها تنها رها کنند. http://www.csmonitor.com/2009/0908/p09s07-coop.htm
|
