|
نادیه فضل سپیده تو اگر افسانه یی من شکوه رویشم عشق ، یاری روشنی دلفریب زایشم از تو گفتند تو گفتند از تو گفتند گنگ ، مبهم ، دور ِ دور دَور ِ تو دیوار کردند قله های نا عبور من صفای باغ و باران من طلوع بامداد من بهاران من تمنای لب عاشق جانان من صدای چشمه ساران من شکستن من گریستن من غم و سوگ به دامان زمستان تکه ی عاطفه اندام من و لطف گلستان
معنی بودن و مفهوم سعادت به دو دستم یک ستاره، یک چمن، یک سحر زمزمه هستم
در لبانم عشق، هستی، گل و آیینه و رویاست سینه ام زندگی، زایش، سبد سبز فریباست پنجه هایم خالق هستی و گرمای تمناست از تو گفتند از تو گفتند که تو قهاری و جبار من ولی پاک سعادت، صبر، بخشایش و خوبی تو فقط افسانه یی من سپید راستی من فرود و من فراز ناز هستی تو فقط افسانه یی من بلندای حقیقت... تو فقط افسانه یی |
