Home    Archive    Contact    Links    update
 

 

نادیه فضل

سپیده

تو اگر افسانه یی

من شکوه رویشم

عشق ، یاری روشنی

دلفریب زایشم

از تو گفتند

 تو گفتند

از تو گفتند

گنگ ، مبهم ، دور ِ دور

دَور ِ تو  دیوار کردند

قله های نا عبور

من صفای باغ و باران

من طلوع بامداد

من بهاران

من تمنای لب عاشق جانان

من صدای چشمه ساران

من شکستن

 من گریستن

من غم و سوگ به دامان زمستان

تکه ی عاطفه اندام من و لطف گلستان

 

معنی بودن و مفهوم سعادت به دو دستم

یک ستاره، یک چمن، یک سحر زمزمه هستم

 

در لبانم عشق، هستی، گل و آیینه و رویاست

سینه ام زندگی، زایش، سبد سبز فریباست

پنجه هایم خالق هستی و گرمای تمناست

از تو گفتند

 از تو گفتند که تو قهاری و جبار

من ولی پاک سعادت، صبر، بخشایش و خوبی

تو فقط  افسانه یی

من سپید راستی

من فرود و من فراز ناز هستی

تو فقط افسانه یی

من بلندای حقیقت...

تو فقط افسانه یی