|
رهبران غرب نباید مردم خود و افغانستان را فریب دهند هیلگه لوراس "The Guardian" ترجمه «دیدگاه»
اگر انتخابات افغانستان عادلانه پنداشته شود. در آن صورت همه بقایای حاکمیت معنوی را که غرب میتواند در اختیار داشته باشد، از دست میدهد. طوریکه گمان زده می شد، انتخابات در افغانستان باید تغییر در قواعد اجرای جنگ را به وجود می آورد. این موضوع تا چند هفته پیش از انتخابات یعنی زمانیکه «طالبان» به گونه یی جدی تلاش در جهت تخریب پروسه انتخابات نمودند، واضح نبود. طالبان عملا در برابر ثبت نام برای انتخابات با تحمل برخورد نمودند، که در جریان زمستان گذشته سپری شد. بعضی ها می گویند، در آنزمان حتا کسانیکه با طالبان احساس همدردی داشتند نیز ثبت نام نمودند. ولی باز پرسش به وجود میآید که کی ها «طالبان» اند و کی ها نی؟ اما نبرد اساسی به خاطر انتخابات هنوز به پایان نرسیده است. شعله های این نبرد عملا و به احتمال قوی چند هفته دیگر ادامه خواهد یافت و در حقیقت معنای آغاز دور جدید جنگ را می دهد. طوریکه هاوانا مارکینگ در روزنامه «آبزرور» نوشت، برای وی واضح گردیده بود که:« هرطوریکه نتایج انتخابات باشد، و هرگونه حادثه یی که اتفاق بیافتد، بازهم سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، ایالات متحده امریکا و غرب در مجموع آن روز را پیروزی قطعی اعلان خواهند کرد.» این موسسات به همراهی با مسوولین مطبوعاتی شان، همصدا، بدانسو در حرکت شدند. ولی آنها می توانستند مدبرانه عمل کنند، هرگاه کمی انتظار می کشیدند. آنها نه تنها حیات افغانها بلکه ارزش های غرب را نیز در سطح پائین به معامله گرفتند. در حالیکه این ارزش ها سلاح مؤثر غرب در ژئوپولتیک جهان بوده است. دموکراسی برای اکثر مردم معنای یک فرآیند را میدهد، که در جریان آن هر فرد صاحب یک رأی بوده و در مطابقت با آن، شمارش آرأ باید تعیین نماید، که کی به قدرت میرسد و کی آنرا ترک میکند. انتخابات در میان گروه گسترده مردم حیثیت اقدام معمولی را نداشته و نباید بر این پایه بدان نگریسته شود. اینکه اعلان شود، انتخابات «عادلانه» بود، چنانچه ناظران انتخاباتی اتحادیه اروپایی انجام دادند، با عمل آنها در مورد «برکناری علی» در سال 2003 در بغداد یکسان است. در تمام جنوب افغانستان از 10 تا 25 در صد رأی ندادند. آنهایی که به رأی گیری اشتراک ورزیدند، یا زیر فشار سلاح بوده اند و یا هم از سوی این یا آن تطمیع گردیدند. تبلیغات گسترده در مورد حضور 40 ـ 50 در صد مردم در انتخابات جنوب صورت گرفته است ،که پیش از بسته شدن مراکز رأی دهی در انتخابات اشتراک ورزیده اند. اگر حضور مردم در انتخابات کابل 30 در صد باشد، پس در جنوب چگونه امکان دارد که چنین اشتراک گسترده صورت گیرد؟ به ما گفتند که حتا اوراق رأی از پیش شمارش شده بود. ولی برای جمعآوری و بسته بندی آنها به زمان بیشتر نیاز بود. شما درین باره چی فکر میکنید؟ عاقلانه خواهد بود که آنچی در حال حاضر در روی صحنه اتفاق می افتد، بیانگر شمارش دقیق اوراق رأی نبوده، بلکه نوعی تحلیل و تجزیه می باشد، که کمیسیون به اصطلاح مستقل انتخابات در یک برنامه تاکتیکی، آمار مناسب را در مطابقت به آن به نشر میرساند. آیا ضرورت است حامد کرزی را با کسب 65 در صد رأی برنده اعلان کنند و یا کمی مؤقر تر با عدد 53 در صد و یا هم برای راه اندازی دور دوم انتخابات رقم 48 در صد را اعلان کنند. نمایش اینگونه خیمه شب بازی های انتخاباتی « مصئون، سزاوار اعتماد و استثنایی» باعث تعدیل استاندارد های پذیرفته شده انتخابات « آزاد و عادلانه»گردیده و سالهای زیاد بر حیثیت غرب سایه خواهد افگند. این شیادی محض است. مگر این کافی نبود که افغانها را با خطر زیاد برای زندگی شان به انتخابات واداشتند؟ ولی ارزش های آرای آنها صاف و ساده توسط دیپلوماتهای غربی کنار گذاشته شد؛ زیرا آنها عدم مشروعیت ادامه اشغال نظامی کشور دیگر را در برابر افکار عمومی خودی تحمل کرده نمی توانند. نگرانی بیشتر از آنجا نشأت میکند که بعضی از دیپلوماتهای امریکایی این تشتت و تقلب در رابطه با انتخابات را استقبال نمودند. خیلی امکان دارد که کرزی 50 درصد آرأ را، که می تواند دور دوم انتخابات را منتفی سازد، بدست آورده نتواند. اما او صرفا از راه تقلب به این امر نایل شده می تواند. ولی نفی دور دوم انتخابات برای اکثریت مردم نسبت به رییس جمهور موجود دارای اهمیت زیاد است. افغانهای دور اندیش و ناظرین بین المللی نگران امکان انقطاب در شرایطی که انتخابات به دور دوم برود، هستند. شمال کشور با اکثریت شهروندان غیر پشتون میتوانند به دور داکتر عبدالله عبدالله گرد آمده و پشتونها می توانند عمل بالمثل را در اطراف کرزی انجام دهند ـ هرگا« طالبان» به آنها اجازه دهند تا در رأی دهی برای بار دوم اشتراک ورزند. اینهم قابل تعجب نیست، هرگاه ایالات متحده امریکا به کرزی پیشنهاد حمایت از تلاشهای وی برای پیروزی در انتخابات دور اول را در بدل افزایش تاثیرگذاری در درون حکومت وی نماید. این امکان از طریق جابجا سازی اشرف غنی و حتا زلمی خلیل زاد به حیث مسوول قوه اجرائیه، که کاهش قدرت کرزی را در قبال داشته باشد، صورت خواهد گرفت. البته برای عبدالله نیز باید چیزی پیشبینی گردد، که امکان آن میسر است. برای اینکه سهم بزرگ از نزد کرزی برداشته شود، ایالات متحده امریکا ممکن است راه توسل به تهدید را نیز در پیش گیرد، که همانا دایر کردن دور دوم انتخابات است. بعضی از نمایندگان بین المللی به این باور اند که حتا پس از انتخابات 20 آگست، که با تشدد و اشتراک حداقل مردم به همراه بود، دور دوم انتخابات از مشروعیت بیشتر و عمق دموکراسی افغانی می تواند برخوردار شود. ارچند ضرورت میافتد تا از افغانها خواسته شود برای بار دوم زندگی شان را برای انتخابات افتضا آمیز دیگر به خطر اندازند، اما انکشاف چنین حوادث شاید واقعا جنگ داخلی را بر زمینه اتنیکی تسریع بیشتر نماید. «مهمترین نبرد برای انتخابات» عبارت از اثبات تراژیک سرنوشت ارزشهاست، که با واقعیت سرسخت سیاسی و نظامی مقابل می شود. پس از آنچی در افغانستان رخ داد، مگر دیکتاتور پیدا خواهد شد تا خود را مؤظف بداند که انتخابات آزاد و عادلانه را به خاطر انتقاد اخلاقی غرب انجام دهد؟ تقلب که توسط نمایندگان غرب انجام شده است، سبب سقوط بیشتر قدرت اخلاقی آن میگردد. در نتیجه جنگ با تروریزم، ایالات متحده امریکا، طوریکه گفته شده این قدرت اخلاقی را از دست داد. اکنون قسمیکه پریزدنت اوباما تاکید میکند، میخواهد آنرا دوباره بدست آورد در این مرحله اروپا نیز در یک کشتی با متقلبین قرار گرفته است. با اطمینان کامل می توان گفت: رهبران سیاسی در اروپا ـ نه در کانادا، نه در آسترالیا و نه در ایالات متحده امریکا ـ مجوز حداقل از جانب مردم خویش در دست ندارند، که مطابق آن ارزش های پذیرفته شده آزادی و عدالت را با این شگرد های کوتاه بینانه به دور افگنند. ولی همه چیز در یک وضعیت پیچیده قرار دارد که چگونگی برون رفت آن باید جستجو گردد ؟ نخست به جای درافتادن به واهیات نا امید کننده، یعنی اینکه «طالبان» قدرت نمایی کردند و و دولت افغانستان حد نهایی بی کفایتی و فساد را در زمان انتخابات از خود متبارز ساخت، باید دید که کدام امکانات می توانند از درون این وضع به وجود آیند. انتخابات باید، منحیث یک واقعه یی که از ستاندارد های پائین برخوردار بود، شناخته شود. لازم است تا در برابر مردم افغانستان پوزش خواسته شود. شناسایی این واقعیت آنست که انتخابات شیوه گزینش حکومت تا پیدایش صلح در آنکشور نیست. پس باید بدون درنگ به فرآیند های تمسک جست که برای افغانها مأنوس بوده و در وضعیت جنگی، نسبت به دموکراسی انتخابی جهانشمول غربی، متناسب تر می باشد. ار چند ضرورت است تا برای لویه جرگه تمهیداتی بزرگ صورت پذیرد، اما در عین حال کاملا منطقی به نظر میرسد که لویه جرگه به اشتراک مکمل «طالبان» از جمله رهبر آن ملا عمر دایر گردد. این امر میتواند افغانستان را همراه با غرب از باتلاق جنگ بیرون بکشد. من نمیخواهم بگویم یک چنین گزینه ضامن پیروزی خواهد بود. اما اگر تلاش صورت می پذیرد تا ارزش های دموکراسی بدور افگنده شده و در عین حال افکار عمومی غربی متقاعد ساخته شود که جنگ افغانستان ارزش آنرا دارد تا برای ادامهء آن پول مصرف گردد و جان داده شود، اینگونه تلقی بسیار نزدیک به جنایت است. در حال حاضر بسیار چیز ها هم برای افغانها و هم برای غربی ها در زیر خطر قرار دارند.
|
