|
ویژه نامه کاکه تیغون برای انتخابات ریاست جمهوری افغانستان
انتخاب با ماست در افغانستان، سیاست توانایی ها و ناتوانی های دارد که در کمتر جایی دیده می شود. از ناتوانی هایش مثلاً اینکه رییس جمهور آن فقط ده هزاردالر دارایی دارد؛ ولی از توانی هایش اینکه همین رییس جمهور با وجود آنهم خود را دوباره کاندید می کند. دربسیاری کشورهای جهان سوم برای پولدارشدن باید رییس جمهور شد.دربرخی کشورهای ثروتمند برای رییس جمهور شدن باید پولدار بود. جاهای است که پولدارانش اعتراف به قدرتمند بودن نمی کنند و جاهای هم که قدرتمندانش اعتراف به پولدار بودن. میدان شعبده بازی و حوزۀ انتخابات؛ دریکی قدرت جادو ودر دیگری جادوی قدرت. انتخاب ولی با ماست.
کرامات دموکراتیک یک شیخ
نگاهی سوی ما جانا، ازآن آفاق الماسی الایاایهاالساقی، دموکراسی، دموکراسی چه حکمت هست تدبیری ترا ای شیخ مردافگن که جز اکواریوم درهرکجا ممنوع ست غواصی به این ملت بگو : مردم! مرو در راۀ ابریشم کسی دیده که از فرمان آدم کس شود عاصی؟! گپ از عقل است و جمهوری، تو اما سخت مجبوری که از آن پشت کوه ها می فرستی ایشیک آقاسی دوسه سال گر خضرهم بیشتر، ای عاقبت محمود نفهمیدم دموکراسی، گهی هم بوده میراثی الا ای شوخ، فتبالی جهانبانی ست، جادو کن یکی شوتی، دوتا گولی، دراین میدان بی پاسی خمیر ِ انتخابم مو ندارد، پس چه می پالی؟ من از آغاز می مویم، بفرما این تو این تاسی اشارت می کنی سوی بزرگان، کاکه تیغونا توبا کفش پلاستیکی و با تنبان کرباسی
19 جون2009، هامبورگ، کاکه تیغون
* ــ به گزارش تیغون پرس،برخی از نامزدان ریاست جمهوری برنامه و پلان مشخص برای کشور ندارند.
پلان ها و فلان ها
عجایباتی عجیب است در پلان شما جهان که هرچه شود هیچ،در فلان شما چه ها که می گذرد،هیچکس نمی داند به فکر کوچک و آن کلۀ کلان شما بهشتِ مفت زگفتارتان سرازیر است یکی جهنم داغ است در دهان شما دوباره باز مکرر،همان همان و همان دوساله قصۀ مفت است داستان شما زبان جن که در اینجا کسی نمی فهمد چه گفته اید،به ما گفت ترجمان شما همان که هوده همان نیز هم که بیهوده است حریف معجزه شد گردش زبان شما مفسران خطا پوش غرق تفسیر اند به هر اشارۀ " سوپرمن " دکان شما **** تناسبی عجب افتاده در مرید و مراد زمانه هم که چنین است در زمان شما
می 2009، هامبورگ ،کاکه تیغون
اگر حامد شود محمود
بخار معده با افسونگری معجون نخواهد شد " کریم مارگیر " ای دوست، افلاتون نخواهد شد تو کون درکون بکن اکنون، دهان این حریفان را حدیث راست از گفتارشان بیرون نخواهد شد دوباره نسل چلپاسه، همان آش و همان کاسه اگراین است آن لیلی، کسی مجنون نخواهد شد تعجب می کنی بازار آزاد است، آزادی فروش عمدۀ دیوانگی پَرچون نخواهد شد محیط امن اگر خواهی، کمربند دگر بستان به روز روشن اینجا بی دو سه پتلون نخواهد شد اگر حامد شود محمود، مصئون است رأی ما که ان شاءالله نتایج هیچگه " داغون " نخواهد شد کسی اصلاً چه می داند که استاد عزیزما دوباره پهلوان فضلوی پنتاگون نخواهد شد؟ به علم طنز ما شک می کنی ای غافل از عالم قلم دردست آدم هیچ بی مضمون نخواهد شد نمی گنجد ریاست در مقام کاکه تیغونی که هرکس هرچه خواهد شد ولی تیغون نخواهد شد
جولای 2009، هامبورگ ، کاکه تیغون
استخاره های انتخاباتیک
به انتخاب تو گفتم که استخاره کنم اشاره شد که به سوی تو من اشاره کنم اجابت از من و امر از خدا، نشد که دگر رقیب و رخصت ِ انگولکش نظاره کنم خلاف امر الهی، قلمزنان فضول ورق ورق که نویسند پاره پاره کنم کسی که تلفن غیبی نداشت، مرگش باد زبان ندانی ِ اموات را چه چاره کنم؟ به کارخلق دگر رغبتی نمانده مرا خوشم که در عوضش کار ماهواره کنم به سرنیآمده دوران علم، پس من هم کمی زفضل غریب خود آشکاره کنم
27 جون 2009، هامبورگ، کاکه تیغون
|
