|
جان زتن بردی و در جانی هنوز
عاصیه مریم دادشان
با در یغ و اندوه که زنان جامعهء ما در کمال بیچارگی، رنج کشیدگی و محنت زدگی به سر می برند... بدون شک و تردید ما در جامعهء خود زنهایی داریم که هر یک قهرمانان بی نام هستند. اما با تأسف نظر به وضعیت حاکم از نقطه نظر فرهنگی و کلتوری در کشور ما، این زنان و دختران تا هنوز نتوانسته اند از عقب حجاب های ظلم و ستیز مردانگی و غیرت مادری بیرون شوند...به آرزوی اینکه روزی و روزگاری شاهد بیرون شدن این زنهای فراموش شده افغان از عقب این حجاب های ظلم باشیم. البته سوگمندانه باید بگویم، ما هنوز به آن فرهنگ و مدنیت نرسیده ایم که یک سلسله حرف ها و سخن های دل خود را که آرزوی به سر رسیدن آن را داریم، به وضاحت بیان کنیم. به گونه یی مثال در کشور ما میتوان از زنده یاد نادیه انجمن نام برد. نادیه انجمن وضعیت زن افغان را در چند بیت یک غزل زیبا گنجانیده و خود یکی از قربانی های فرهنگ و کلتور پوسیده و گندیده حاکم در کشور ما است.
نیست شوق که زبان باز کنم از چی بگویم من که منفور زمانم چی بگویم چی نگویم
باز باخود میاندیشم، که چرا حقوق زن در کشور ما و حتی در تمام جهان پایمال است. شاید یکی از دلایل، ناآگاهی خود زنان از حقوق خودشان است ... که سرچشمه این آدم آگاه و نا آگاه هم نوع تربیت و نظم است که در آن نفس کشیده اند. بعضا نگاه میکنم دهل و سرنای دیگر کشور هاییکه گویا در مهد دموکراسی استند، و سازمانهای به اصطلاح حقوق زن را، که گوش عالم را کر ساخته اند، مرا همیشه امیدوار می ساخت که شاید در زندگی زجر کشیده و فراموش شده زن افغان تغییرات و تأثیرات رونما کنند، اما گذشت زمان نشان داد که این سروصدا ها همه نمایشی بود. خشونت علیه زنان افغان در همه ابعاد، زیادترین جرم انجام شده یی است که به پیمانه یی زیادیش کمترین مجازات را در قبال دارد. و بدبختانه این خشونت روز افزون در حال گسترش است. به گونه یی مثال ظلم شوهران، برادران و پدران، لت و کوب کردن ها، بیکاری، بی سرپناهی، تبادله زنان با پول، حتا تبادله زنان با حیوانات در بعضی از نقاط کشور مظاهر اند که بر زنان تحمیل می شوند. و گاهی هم زیر فشار با این همه عوامل، زن، خود را موجود بیچاره و ناتوان دانسته و پایان بخشیدن به زندگی رقتبار را یگانه راهی رهایی از این سرنوشت شوم می داند. در لابلای این صحبت ها خاطراتی از تجلیل روز زن در کشور ما به یادم آمد و بی جهت نخواهد بود اگر با شما در میان بگذارم. اول باید عرض کنم، روز زن یک روز مقدس است که جهان و جهانیان از آن تجلیل به عمل میآورند. و اما روز زن در میان مردم ما حتا در میان روشنفکران ما به یک نوع نابلدی برگذار می شود. جالب این است که اکثریت مردان ـ هم روشنفکران و هم تاریکفکران از آمدن و رفتن آن هیچ خبر نمی شوند. و اگر خبر هم می شوند با یک نوع غرور میگفتند: 8 مارچ را کی کشیده ... اگر راست بگویم خود زن ها هم خبر نداشتند که روزی را به نام شان رقم زده اند. به قول معروف که گویند «حق داده نمی شود، باید گرفته شود. پس باید زن ها در کشور ما و در تمام جهان باید به خاطر گرفتن حق شان آواز خود را از گلو های خفه شده بلند بسازند و باید آگاه شوند که بشریت از آغاز پیدایش تا حال شاهد مرد سالاری بوده است. و تا زمانیکه زن ها در پای گرفتن حق به پا نخیزند و صدای خود را به گوش جهانیان نرسانند، هیچگاه حق برایشان داده نمی شود. باید خود حق خود را بگیرند.
جان زتن بردی و در جانی هنوز درد ها دادی و درمانی هنوز |
