Home    Archive    Contact    Links    update

 

سهم سمبولیک زنان در انتخابات

داکتر جلیله سلیمی

در این روز های  که تب و تاب مبارزات انتخاباتی  بحث داغ درهمه جا میان همه است و تعداد بیشمار کاندید های ریاست جمهوری هم در این رقابت های تنگاتنگ نا سنجیده  آنچه را که  میخواهند و میدانند  شعار میدهند، بدون اینکه امکانات تحقق شعار های انتخاباتی خود را در جامعه پیچیدهء مثل افغانستان بررسی نمایند.

 هرکاندید میخواهد به هر نوع و هر شیوه که باشد  خود را بهتر از رقبای خود جلوه بدهد، که گاهی هم در این گیر و دار آنچنان وعده های شنیده میشود. تنها آن را میتوان در حرف خلاصه  کرد چون این شعار ها در طول سال های متمادی تکراری بوده و هیچ یک از حکومت ها با همه امکانات که به شیوه ها گوناگون در اختیارشان داشتند، نتوانستند  در تحقق وعده هایشان جامه عمل بپوشانند؛ از جمله  تحقق حقوق زنان یک شعار تکراری  است. تعجب آور است در کشور که با وجود  موجودیت هزاران نهاد  دفاع از حقوق زنان و مصارف هنگفت برای برنامه های دفاع از حقوق زنان،  به  روی زنان و دختران تیزاب میپاشند. آنجایی که  دختران معصوم را به جرم رفتن به مکتب مسموم میسازند و هزاران دختر از بیم مسموم شدن و یا حملات مختلف،  از رفتن  به مکتب هراس دارند؛ هزاران زن به انواع گوناگون مورد خشونت قرار میگیرند؛ چگونه زنی میتواند در ریاست جمهوری راه یابد؟

 در جامعه  سنت گرا افغانستان،  شانس حضور یافتن زنان، هم  در مبارزات انتخاباتی همان شعار های سمبولیک است مانند  اینکه کودک رافقط با قند  رضایش ساخت، «تا هم لعل به دست آید هم دل یار نرنجد».   زنان فقط به رسم سمبولیک  وارد کار زار رقابت های انتخاباتی  شده اند. بیشتر زنان افغان جرآت ابراز اعتراض و نظریات  در باره حقوق خود را ندارند چون عرصه نظر دادن و حق خواستن برای زنان  هم سمبولیک است و صحنه سیاست و اشتراک در سیاست افغانستان به اندازه با حضور قدرت طلبان مزدحم است که جای پای ماندن برای زنان مسخره  به نظر میاید .

 بیشتر زنان همکار و وسیله برای رسیدن قدرت دیگران شدند. در طول ادوار تاریخ تجربه شده است که هر ریس جمهور و فعال سیاسی که درصحنه سیاسی کشور قدم گذاشته است از این سلاح برنده  به انواع گوناکون بهره سیاسی  و اجتماعی  را نصیب شده است  و بعد از رسیدن به اهداف سیاسی  نه تنها آنچه را که گفته، فراموش کرده است بلکه برای استحکام پایه های قدرت خود در آینده حتی  همدست با گروه های زن ستیز شده  است.

برای من تعجب آور است که چرا یک قشر وسیع  را در کشور ما از دیگران  به نام زن مجزا میسازند و برای رنگین ساختن مجالس خود از این نام سال هاست سوء استفاده صورت میگیرد.  حالا دیگر نباید چنین باشد و نباید حقوق زن را شعار انتخاباتی خویش سازند و از این قشر وسیع جامعه منحیث ابزار برای رسیدن به اهداف سیاسی خویش سو ءاستفاده کنند.  زنان خود  مانند مردان  باید در صحنه سیاسی حضورشان را گسترده سازند و  سهم خود را در قدرت بیشتر تقاضا نمایند.  آنچه که زنان میخواهند این است که با بهانه های مختلف مانع حضور انها در جامعه نشوند و با روایات و رسوم و احکام زن ستیزانهء خود، حضور انها را در جامعه محدود نسازند.  چون حق و حقوق آنها را  جز خود آنها، دیگری  تأمین و اعاده کرده نمیتوانند. زنان باید خود تلاش نمایند، که فرصت بیشتر اشتغال و حضور را در جامعه داشته باشند و توانایی های خود را به آنهایی که به زنان بی باور اند، ثابت بسازند. 

وقتی در جامعه قانون تطبیق شود و زندگی برمبنای اصول و مقررات انسانی و حقوق بشر ترتیب و تنظیم شود،  دیگر  سوال زن و مرد باید مطرح نگردد.  در جوامع که برای زنان حقوق میخواهند معنی این را میدهد که هنوز قوانین آنها بر اصل حقوق انسانی استوارنیست.  و آنهایی که شعار تحقق حقوق برای زنان را سر میدهند، معنی این را میدهد که هنوز اتباع آن کشور از حقوق انسانی برخوردار نیستند و  حق انسانهای در آن سرزمین  بدون در نظر داشت مرد و زن سلب گردیده است.

آنهایی که شعار حقوق برای زنان سر میدهند، باید بدانند وقتی  قوانین را بر مبنای حقوق بشری در کشور تطبیق نمایند حقوق همه شهروندان چی زن یا مرد، کودک یا جوان و  یا پیر همه تامین میگردد؛ دیگر نیاز برای  توجه به حقوق قشر  زن و مرد نیست.  کاندیدان که برنامه های خود را طوری جلوه میدهند که گویی ما حق را که از انسانهای سلب شده است دو باره اعاده میکنیم؛ آیا به این امر باور دارند  در یک جامعه مردم سالار و دموکراتیک باید و شاید  آنچه را که برای مردم وعده میدهید عملی شود و به مردم نباید دروغ گفت؟ تامین حقوق شهروندان یکی از وظایف اصلی و اولیه حکومت ها است!  

وقتی همه مردم از حقوق شان بهرمند شوند دیگرنباید به مردم طبقات مختلف زن ومرد خطاب کرد.  بسیار برازنده تر و مفید و موثر خواهد بود درجامعه سخن از عدالت گفته شود ، برای مردم فقط مردم خطاب کرد نه  به طبقات مختلف از انها نام برد !

 اینکه بسیاری ها شعار تحقق حقوق زن را فقط برای رنگین ساختن  نطق ها و  برنامه های انتخاباتی خویش سر میدهند، معنی این را میدهد که ما میتوانیم به کسانی که خود نمیتوانند برای حقوق شان برزمند، کمک کنیم تا آنها از حقوق شان مستفید گردند.

پس این شعار زنان را حقیر تر و ناتوان تر جلوه میدهد. این یک حقیقت انکار نا پذیر است که در در طول سال های متمادی این زنان بودند که منتظر لطف و شفقت خاموش نشستند و تا الحال محروم از پیشرفت های اجتماعی به مراتب عقب افتاده تر از  دیگران در جهان قرار گرفتند. بسیار متاسف هستم که در این شرایط هنوز هم در موارد گوناگون به نام مشارکت سیاسی و اجتماعی  زنان در جامعه افغانستان  از بسیاری زنان سو استفاده صورت گرفته و آنچه را دیگران میخواهند مطابق ذوق و سلیقه خود برایشان انجام داده  و به توانایی های آنها در فعالیت های سیاسی و اجتماعی باور ندارند . این عدم اعتماد و بی باوری نسبت به زنان را خود زنان در جامعه ایجاد کردند؛ چون بعضی از  زنان که به نام تحقق دموکراسی در جامعه حضور یافته اند،  هنوز میخواهند به میل آنهایی کار کنند که انها را به کرسی های سمبولیک رسانده اند و از این طریق میخواهند از یک قشر وسیع جامعه  برای بر آورده شدن اهداف سیاسی  وسیله  خوبی برای خود بسازند.  در حالیکه تجربه  ثابت ساخته است که  در جامعه همیشه مرد سالار افغانستان، تحقق حقوق زنان فقط و فقط به دست خود آنها باید تأمین گردد. و زنان خود تلاش نمایند که  نه تنها درمیدان مبارزه بلکه رقابت های سیاسی و اجتماعی نیز زنجیر اسارت را بشکنند. و آنچه را رسوم  جامعه مرد سالار در طول سال های متمادی بر آنها تحمیل میکند و از انها به طور مستقیم و غیر مستقیم برای رسیدن به اهداف سیاسی  و اجتماعی و شخصی خویش  سوء استفاده مینمایند  از میان بردارند. در یک جامعه مردم سالار،  مشارکت سیاسی و اجتماعی در میان زنان هم باید  به اساس اصل شایسته سالاری  تأمین گردد ـ نه به اساس وابستگی  های مختلف شخصی و اجتماعی که خود این جفای بزرگی است در حق زنان همیشه محروم افغانستان !