|
بوسه گاه عاطفه ای آفتاب
سعادت پنجشیری
ای باغ ، ای تداوم حسن بلوغ ناز ای بوسه گاه عاطفه ای صبح آفتاب ای مظهر تجلیی شعر و سرود و ساز زیبا و پرشکوه و فریبا ببینمت و آنگه که در هجوم هوسهای باغبان در گوش سهره ها و قناری و بلبلان فریاد نارسای تمنای گل شوی آشفته تر ز موجه ای دریا ببینمت در چلچراغ دیده ای بی پلک اختران در گردش دوشیزه ای مه در شب جوان از مرکز تراکم رؤیا بچینمت با جذبه های الفت احساس دیدن ات در هوش سبزه ها و رگ شوق برگها رقصان شود نسیم گردی صدای تازه ای سبزینه ای نمو ای باغ آرزو در دل نشانمت
|
