Home    Archive    Contact    Links    update
 
 

 

انتخابات و تقدیرسرنوشت هزاره

 اسدالله جعفری

اما انتخابات برای جامعه هزاره معنای دیگر ومفهوم فراتر از یک انتخابات ریاست جمهوری دارد.

جامعه هزاره بیش از یک قرن و اندی هست که تقدیر معیشت و حیات جمعی شهروندیش را دیگران می نوشتند و به دل خواه خویش رقم می زدند.

ولی اکنون به برکت خون سرخ شهیدان راه آزادی و عدالت و مخصوصا خون سرخ همیشه جوشان علی دوران و محمد این امت ،بابه مزاری،می توانند سرنوشت خودشان را به دست شان بنویسند و به دل خواه خویش تن خویش رقم زنند. برای همین است که جامعه هزاره در این انتخابات بدور از وابستگی های حزبی وحب وبغض رهبران سیاسی،به کاندیدای رأی بدهند که با به قدرت رسیدن آن نامزد ،جامعه هزاره بتوانند به حقوق مدنی وسهم خواهی سیاسی خود دست یابند. حقوق مدنی هزاره چیست؟

حقوق مدنی وسهم خواهی سیاسی جامعه هزاره حقوق خارج از قانون مدنی وسهم خواهی هزاره سهم خواهی اریستوکراسی نیست.

جامعه هزاره ،افغانستان را سرزمین همه ی افغانستانی های ساکن در این گهواره تمدن های عدالت محور وکرامتمندانه می دانند.وبرای صیانت این گهواره تمدنی از دست بردی غارت گران بین المللی وخیانت خناسان داخلی، هزاران هزار ها شهید لاله پیگر وسبز اندیش را تقدیم نموده اند.

همانطور که در صیانت این مام میهن قربانی داده اند تا مام میهن آزاد وسرفراز ودامنش پرگل وچادرش لاله رنگ وآلاله نقش باشد. لذابرای مشارکت در عرصه های مدنی نیز سهم می خواهد وحق خود می داند که از این حقوق خود بهره مند باشند.

هزاره چه حقوق مدنیی می خواهند که دیگر اقوام وگروه های حاکم بر افغانستان با آن حقوق موافقت رضایت بخش ندارند ؟وهزاره برای احقاق این حقوق مدنی ،هم چون دوره صیانت از کیان کشور،قربانی بدهند ومجبور شوند که فریاد حق خواهی خویش را برگوش زمان برخوانند.

واقعیت تاریخی این است که حاکمان پیشین افغانستان ،به خلق هزاره نگاه غیر انسانی داشتند وهمین نگاه غیر انسانی بود که هزاره به عنوان برده وکنیز فروخته می شدند واز تمام حقوق انسانی خود محروم بودند. اما این نگاه غیر انسانی حاکمان پیشین افغانستان در حاکمان فعلی افغانستان نیز تغییر نکرده است وبا توجه به خواسته های جهان امروز فقط رنگ دیگر پذیرفته وتعبیر ها عوض شده اند.

نگاه امروزه کرزی با نگاه عبدالرحمان جبار هیچ فرقی ندارد فقط تفاوت در نوع تعبیر های این دو نژاد پرست راسیسمی درباره هزاره ها است اما در ماهیت ونتیجه هردو نگاه نگاه غیر انسانی ونژاد پرستانه می باشند. نمونه ازاشتراک این دونگاه درباره هزاره این است که عبدالرحمان جبار،حکم بردگی وفروش هزاره را به عنوان برده صادر می کرد واز زیبارویان هزاره برای حکومت دارانش حرم سرا می ساخت.

اما کرزی سعی دارند با به بردگی گرفتن سیاست مداران ضعیف النفس می خواهند فرهنگ برده پروری را در نسل امروز هزاره قانون مند نموده با تعبیر های بنیادین روز سرگرم کنند تا این نسل نتوانند به خواسته اصلی که همان مشارکت عادلانه باشد ؛دست یابند .

اگر عبدالرحمان جبار می توانیست حکم بردگی هزاره را صادر کند وهزاره را به عنوان برده بفروشد و امروز کرزی چنین حکم ظالمانه ضد بشری را صادر نمی کند نه از آن رو است که کرزی با عبدالرحمان جبار فرق دارد و کرزی انسان بشردوست می باشد .نه چنین چیزی نیست بلکه زمان کرزی به کرزی چنین اجازه ی را نمی دهد وعصر جهانی شدن وعصر حقوق بشر این توان را از کرزی گرفته است نه این که کرزی انسان بزرگ است وانسان دوست وطرفدار حقوق متساوی هزاره.

اگر کرزی می خواهد دربرابر جامعه هزاره صداقت خود راثابت کند باید دوکار را انجام دهد:

 1 – جنایات عبدالرحمان را علیه جامعه هزاره محکوم کند و زمین ها و سرزمین های هزاره را که توسط عبدالرحمان به دیگر اقوام ظالمانه بخشیده شده؛به مردم هزاره برگرداند.

2 – کوچی گری را غیر قانونی اعلام نماید و برای کوچی ها مراطع غیر از سرزمین هزارستان تعیین کند وکوچ کوچی ها را در هزارستان غیرقانونی اعلام کند وریشه این ظلم آشکار ضدبشری را برای همیشه بخشکاند. تازمانی که کرزی به این دوکار اقدام نکند، جامعه هزاره کرزی را با همان دید ونگاهی می نگرند که عبدالرحمان جبار رامی نگرند.

بنا بر این سخن گفتن از حقوق مدنی هزاره زمانی به ثمر می نشیند که نگاه حاکمان عوض شود ونگاه انسانی ومتساوی به این بخشی ازجامعه افغانستان معطوف گردد.

حقوق مدنی هزاره درچند بخش قابل طرح وبررسی می باشد:

1 – درعرصه های قانون

2 – در عرصه های تقسیمات اداری کشوری

3 – درعرصه های آموزش

1 – درعرصه های قانون

هزاره می خواهد که به عنوان یک شهروند قانونی افغانستان از حمایت متساوی قانون بهره مند باشند وهرگاه قانونی در باره هزاره وغیر هزاره به مرحله اجرا در می آید،بین هزاره وغیر هزاره تبعیض قانونی وجود نداشته باشد. مثلا در قوانین استخدامی و قوانین خدمات رسانی ومالیات های کشوری بین هزاره وغیر هزاره وبین مناطق هزاره نشین وغیر هزاره نشین در مقام تقنین و اجرای  قانون، هیچ گونه آپارتایت قانونی نباشد.

2 – در عرصه های تقسیمات اداری کشوری

اکنون تقسیمات کشوری بسیار ظالمانه و آپارتایتی است و همین تقسیماتی تبعیض آمیز وظالمانه است که درتمام عرصه های مدنی ظلم واستبدادرا بدنبال دارد.

وقتی ولایت مثل ولایت بامیان چند برابر ولایت چون پکتیکا است اما این ولایت که چند برابر پکتیکا وسعت دارد و جمعیت این ولایت چندین برابر پکتیکا می باشد، ولی بودجه سالانه اش به اندازه این ولایت باشد ؛چه ظلم واستبدادی پدید می آید؟ فقر،بیکاری،توسعه نیافتگی،ناعمرانی، فروریختن زیر ساخت های فرهنگی و اقتصادی وصدها بی عدالتی وظلم آشکاردیگر.

چرا ولایت بامیان به همان تعدادی نماینده به پارلمان بفرستد که ولایت های کوچک مشرقی بفرستد؟ درحالی که وسعت و جمعیتش به اندازه یک ولسوالی یکا ولنگ بامیان هم نیست.

چرا دایکندی همان سهمی از مکان های آموزشی را داشته باشد که یک منطقه کوچک پنجشیر و یاقندوز داشته باشند؟ درحالی که جمعیت دایکندی چند برابر جمعیت دیگر ولایات هست.

3 – درعرصه های آموزش

جامعه هزاره از حقوق مدنی خود می دانند و در سدد دست یابی آن هستند و در انتخابات ریاست جمهوری از کاندیدی حمایت خواهند کرد که:

1 – درتدوین کتاب های آموزشی کشور عقاید دینی وفرهنگ و زبان هزاره مورد توجه باشند و در مناطق هزاره نشین کتاب های متناسب با عقاید و فرهنگ و زبان هزاره تدوین شوند.

2 – آپارتایت آموزشی لغو گردد و عدالت آموزشی و شایسته محوری و خلاقیت و نبوغ شناسی و نبوغ پروری حاکم باشد.

3 – بورسیه های آموزشی بر اساس خلاقیت،نبوغ،استعداد خدادادی و براساس نمرات و معادل تحصیلی باشد نه براساس منطقه بندی وقومیت وزبان .

4 –در استخدام کادر آموزشی ، دانش واخلاق، اساس و معیار باشند نه مذهب ورنگ ونژاد.

5 – سازمان آموزشی کشور براساس نیاز های زمانی و قابلیت های محیطی بازسازی و عیار گردد و از این حالت یکسان سازی خارج شده به چند فضایی و چند صدایی بدل گردد.

اما سهم خواهی سیاسی جامعه هزاره.......

 

سهم خواهی سیاسی هزاره

سهم خواهی هزاره در عرصه سیاست،از زمان شهید مزاری ،بدل به یک فرهنگ شد واز یک خواسته ی سیاسی گسسته تبدیل به یک حق خواهی حق شهروندی گردید.

از این ببعد است که خواسته ی سیاسی هزاره، رنگ وبوی مطالبه گرانه کلان کشورداری یک کشور آزاد متشکل از تمام اقوام ساکن افغانستان شد.  همین اندیشه کشورداری یک کشور آزاد و متحد بر محور اتحاد تمام اقوام ساکن کشور بر اساس میثاق ملی- یعنی قانون اساسیی که در کشور به تصویب می رسد – شهید مزاری بود که در آن روز گار تنازع بقاء در قدرت وتمامیت خواهی حاکمان دگم اندیش،اندیشه ی دست نیافتنی می نمود.

اما شهید مزاری،با بلند همتی، بر خواسته ی برحق سهم خواهی سیاسی هزاره پای فشرد وسهم خواهی سیاسی هزاره را از حقوق اساسی شهروندی هزاره ها اعلام نمود. این سهم خواهی سیاسی از طرف مزاری در زمانی مطرح می شد که نه حکومتی قانونی ومنتخب وجود داشت ونه قانونی اساسی نوشته شده بود وکسی از رهبران جهادی وحاکمان تمامت خواه تاریک اندیش آن روز گار،به قانونی اساسیی غیر از اندیشه های شیطانی ودگم مدارانه اش معتقد نبود.

ولی شهید مزاری ،این حق اساسی حق شهروندی هزاره ها را در چهار چوب قانون اساسی و حق تساوی حق شهروندی همه ی ساکنان شهروندان افغانستان ،مطالبه می نمود . لذا در این نیم قرن اخیر، شهید مزاری اولین شخصیت سیاسی کشور افغانستان است که خواسته های یک قوم وبخشی از ساکنان کشور را به صورت یک خواسته کلان حق شهروندی در ضمن حقوق شهروندی ساکنان افغانستان متحد وآزاد می خواست. در صورتی که دیگر رهبران سیاسی وپیشوایان جهاد وسیاست،بر طبل تمامیت خواهی قوم خاص وکتله اجتماعی ویژه ی می کفت وحق ویژه ی برای قوم ویژه خواستند وهمین تمامیت خواهی رهبران جهادی بود که افغانستان را به سمت یک کشور هزار تکه سوق می داد ودیدیم که سر انجامش اشغال قانونی کشور به دست استکبار جهانی گردید وجهاد مقدس ملت بزرگ افغانستان تبدیل به تنازع بقاء وجنگ های خیابانی شد .

سرانجام باجهاد مقدس شهید مزاری، این سهم خواهی سیاسی هزاره از گفتار به نوشتار بدل شد ودر نشست وپیمان نامه بین المللی «بن» به این سهم خواهی سیاسی هزاره ها توجه شد و(اگرچه ناقص)شخصیت های هزاره به عنوان نمایندگان هزاره ،در کادر سیاسی کشور مشارکت داده ووزارت خانه های چندی به این قوم ساکن افغانستان ،اختصاص داده شد.

اما این پیمان نامه بین المللی در مقام اجرا کامل اجرا نشد وشخص آقای کرزی، بر همان راهی طی طریق می نمود که قبل از ایشان، ربانی وحکمتیار، طی طریق کرده بودند.

چنان که حضرت پیر صاحب صبغت الله مجددی،رئیس دولت موقت مجاهدان ، براساس توافق با رهبر شهید مزاری، وزارتخانه های چندی را به هزاره ها اختصاص داده بود که از جمله وزارت کلیدی «وزارت امنیت ملی»در آن زمان،به هزاره ها تعلق گرفت وحضرت صبغت الله مجددی این وزارت را عملا به هزاره ها واگذار کرده بود .اما وقتی آقای ربانی با همان دگم اندیشی و قوم سالاری به اریکه قدرت تکیه زد، وزارتخانه های که به هزاره ها اختصاص داده شده بود، یا منحل نمود و یا به صورت معاونت و ریاست اداره می نمود.

آقای کرزی هم وقتی کارش را آغاز نمود ، وزارت خانه های ویژه هزاره ها را به صورت معاونت و ریاست اداره می نمود و یا وزیر هزاره را و مخصوصا وزارت پلان و وزیرآن را چنان بیرون راند که نباید چنین می کرد.

البته ،کار بزرگ و فوق العاده ی که کرزی برای سرپوش گذاشتن کار های غیر قانونی خود انجام داد این بود که،معاونت دوم (بر اساس پیمان نامه ی بن) ریاست جمهوری را از میان معامله گران هزاره برگزید و....

خوب الآن که باردیگر دور جدیدانتخابات آغاز شده است،هزاره ،به عنوان یک کلته تأثیر گذار در چرخش قدرت وسیاست ،باید خو استه های سیاسی خود را شفاف وبی پرده مطرح کنند و در برابر رأی دادن به کاندی ،این خواسته سیاسی را مطالبه کنند.

از جمله ی این خواسته های سیاسی مشارکت و حضور نخبگان هزاره ،در وزارت خارجه و سفارتخانه های افغانستان و در کشور های جهان و نماینده افغانستان در کنوانسیون ها و نهاد های علمی و حقوقی بین المللی می باشد.

اکنون ، در وزارت خارجه افغانستان ،حضور هزاره ها75/5 درصد است. فقط چند بچه لسانس و دانشجوی دوره دکترای را که کریم خلیلی به وزارت خارجه معرفی کرده اند، به طور پاره وقت حضور دارند. اما در ریاست های کمیسیون ها و معاونت های وزارت خارجه ،از حضور شخصیت های سیاسی خبری نیست که نیست.

در زمان که آقای عبدالله عبدالله(کاندید ریاست جمهوری قوم تاجیک)مسئولیت وزارت خارجه را به عهده داشت،یک سفیر هزاره و معاون هزاره وجود نداشتند. بطورنمونه آقای محمد ناطقی،که یکی از شخصیت های علمی وسیاسی هزاره است،سفیر افغانستان در کره تعیین شد؛ اما عبدالله عبدالله به عنوان وزیر خارجه ،اعتبار نامه محمد ناطقی را امضاء نکرد تا ایشان به عنوان سفیر افغانستان به کره برود وکارش را آغاز کند. البته در این میان مسئله اختلاف آقای کریم خلیلی ومحمد محقق نقش داشت. چون محمد ناطقی به محمد محقق نزدیک تر بود وکریم خلیلی کارشکنی می نمود.اما تا زمانی که عبدالله عبدالله در وزارت امورخارجه مستقر بود،محمد ناطقی نتوانست به کره برود.

حال در این دوره از انتخابات ،این کاندید های ریاست جمهوری چه حق سیاسی را به هزاره ها می دهند؟

بطور مشخص،عبدالله عبدالله که کاندید ریاست جمهوری است واگر چشم طمع به رأی مردم هزاره دارد،آیا ازرفتارگذشته اش با هزاره، اظهار پشیمانی نموده و از ملت هزاره عذر خواهد خواست ؟ اگر چنین نکند،با کدام منطق و معیاری از این ملت شریف ،توقع رأی دارد؟

درست است که در کنار کرزی، بازی گران سیاسی هزاره قرار دارند،اما تا خود کرزی شخصا موضع خودرا در سهم خواهی هزاره اعلام نکند،هیچ هزاره به ایشان رأی نخواهند داد.

پس سهم خواهی هزاره را در سیاست چنین فهرست نمود:

1 – 20درصد از کارکنان وزارت خارجه از هزاره ها باشند.

2 –از میان معاونت وزارت خارجه وسخن گوی وزارت خارجه یکی ازآن هزاره باشد.

3 –از نمایندگی افغانستان در سازمان ملل وسازمان علمی فرهنگی یونسکو، یکی به هزاره ها واگذار گردد.

4 –از مجموع سفیران افغانستان در کشور های جهان،20 در صد از سفیران هزاره باشد.

5 – از سفارت وچند قنسولگری افغانستان در ایران،سفارت ویا قنسولگری افغانستان درمشهد مقدس به هزاره ها واگذاشته شود.

بطورنمونه عرض می کنم:

در این مدت فرمان روایی کرزی ،سفارت افغانستان در تهران و قنسولگری افغانستان درمشهد،در اختیار قوم تاجیک بوده البته سفارت در دورکوتاهی در اختیار قوم پشتون بود، اماقنسولگری افغانستان در مشهد، همیشه در اختیار قوم تاجیک بوده و 90درصد از کارمندان قنسولگری از همین قوم بوده و رفتار بسیار زشست وناپسند با قوم هزاره داشته و هنوز دارد.

چون بیشترین مراجعه کنندگان به قوسنولگری افغانستان در مشهد،از هزاره هستند اما ارایه خدمات قسنولگری به این مراجعه کنندگان بسیار تحقیرکننده است. آخیر چرا چنین باشد؟ مگر این عزیزان از همین کشور نیستند وحق شهروندی ندارند؟

بطورنمونه درارایه پاسپورت تحصیلی به دانشجویان وعلمای دینی همواره کارشکنی وجود دارد و بعضا یک دانشجو و عالم دینی برای گرفتن و تمدید پاسپورت تحصیلی ماه ها معطل می مانند و یا جواب منفی می گیرند وسرانجام دانشجویان و عالمان دینی مجبور هستند که برای کار های خود به افغانستان سفر کنند.

از آنجای که بسیاری این دانشجویان ، دختران جوان هستند وسفر به افغانستان برای این بخش از دانشجویان عزیز، مشکل و یا غیر ممکن است، این عزیزان از ادامه تحصیل باز می مانند. و این بزرگ ترین خیانت و جنایت علیه قوم هزاره است.

هزاره ها درترانزیت کالا با قنسولگری افغانستان درمشهد مقدس مشکل دارند. مخصوصا مهاجرانی که به افغانستان برمی گردند در نحوه انتقال کالای همراه خود مشکل دارند.

به نظر من، قنسولگری افغانستان و مشهد و زاهدان و یا سفارت افغانستان درتهران، انتقال کتاب های دانشجویان و علمای دینی را در همین سفارت وقسنولگری ،بطور قانونی حل کنند،یعنی سفارت وقنسولگری ،کتاب های را که دانشجویان وعلمای دینی(چون علمای دینی ودانشجویان در زمان تحصیل خود درایران کتاب شخصی فراوان وانبوه دارند) رابرسی نموده بعد از این که مطمئن شدکه کتاب های غیر قانونی وممنوعه وجود ندارند ،آنهارا با مهر سفارت وقنسولگری مهر وموم کنند،تا دیگر در مرز با توقیف وغارت مواجه نشوند .

متأسفانه دانشجویان عزیز وعلمای گرامی وعزز دینی ما در انتقال کتاب های شخصی وآموزشی خود به افغانستان مشکل دارند.

این مشکلات تازمانی که سفارت وقنسولگری های افغانستان در ایران در اختیار یک قوم خاص باشند این مشکل رفع نخواهد شد.چون این قوم خاص به خواسته های قوم دیگر پاسخ مثبت نمی دهد ودراین مدت نشان داد که بیشترین کار شکنی نسبت به قوم هزاره بوده ودانشجویان وعلمای هزاره از بسیاری حقوق تحصیلی خود محروم ماندند.

سفارت وقنسولگری افغانستان درایران در برابر حقوق تضییع شده مهاجران افغانستانی در ایران اصلا پاسخ گو نبوده ودر مواقع خاص از حقوق کارگران مهاجران وحقوق قضایی مهاجران ،دفاع نمی کنند ودر هنگام نیاز به تأیید سفارت وقنسولگری ،از دادن تأییدیه وبرگ قانونی سرباز می زند.

چنین تبعیض رفتاری نسبت به هزاره ها دردیگر سفارتخانه ها و قنسولگری افغانستان، وجود دارد و دوستانی که در این کشور ها زندگی می کنند وهروقت با چنین رفتار های تبعیض آمیز مواجه شدند،آن رفتار های تبعیض آمیز کارکنان سفارتخانه وقنسولگری ها را به رسانه های خبری بکشاند تا مقدمه ی  با شد برای احقاق حقوق تمام شهروندان عزیز افغانستان باشد.