ستراتیژی «القاعده» در پاکستان
سید سلیم شهزاده مدیر بخش پاکستان
Asia Times
ترجمه ف.ن. بهرمان
«القاعده» افغانستان را از چشم بدور نمی اندازد
الیاس کشمیری، فرمانده سابق کشمیری
نزدیک به حلقات القاعده، پلان مکمل قتل فرمانده ستاد مرکزی ارتش پاکستان، جنرال
اشفق پرویز کیانی را در سال 2008 طرح ریزی کرده بود. ولی زمانیکه پلان به مقام
عالیتر «القاعده » برای تصویب فرستاده شد، فرمان رسید تا تحقق و اجرای آن عملی
نگردد.
یکی از ایدئولوگ های القاعده باور دارد، در آنزمان «القاعده» میدانست که در صورت
تحقق آن برنامه، پاکستان می توانست به میدان نبرد میان ارتش آنکشور و جنگجویان مبدل
شود. ایجاد چنین وضعیت به سود هند و ایالات متحده امریکا می توانست باشد.
بدین لحاظ رهبری «القاعده» مشوره داد تا پلان دیگری ترتیب شود، که راهبرد گسترده تر
داشته و هدف آن پیروزی بر نیرو های غربی در افغانستان باشد. به برنامه سازان توصیه
شده بود آن عملیات «القاعده» که متوجه پاکستان، هند و یا ایران می باشد، نباید به
هدف بی ثباتی این کشور ها صورت پذیرد. بلکه باید تنظیم برنامه ها طوری صورت گیرد
تا کشور های مذکور از «جنگ علیه تروریزم» امریکا بدور مانده و بدینگونه یک توازن
به سود مقاومت ضد غربی فرآهم آید.
قسمیکه دیده می شود، نیرو های مسلح پاکستانی، بیستر زیر فشار امریکایی ها به
عملیات متراکم نظامی علیه جنگجویان در ایالت صوات در منطقه مرزی شمالغربی پاکستان
مبادرت ورزیدند.
پاکستان ده ها هزار نظامی را برای جنگ با 4000 جنگجو در ایالت صوات و مناطق همجوار
آن مستقر نمود. جنگجویان متهم به عدم مراعات توافقات صلح و پیشروی به سوی اسلام
آباد پایتخت پاکستان شده اند.
قسمیکه شبکه تلویزیونی «بلومبرگ» گزارش داد، به حکومت پاکستان اطلاع داده شده بود
که در رده های «طالبان» جنگجویان ازبکی و چیچنیایی نیز دیده می شوند. در جریان
نبرد های ده روزه در آن منطقه، بیش از 2 میلیون نفر به اضافه 500 هزارقبلی از خانه
و کاشانه یی شان فرار ی شدند.
سؤ قصد به جان کیانی
رفت و آمد های روزانه کیانی به سالون سپورتی در سال 2008، به رهبری القاعده کمک
کرد تا به ضعف های امنیتی در اطراف وی پی برده و بداند که در برابر حمله کنندگان
انتحاری در اثنای خارج شدن از موترش بی دفاع می باشد. پلان چنین طرح شده بود که حین
خروج از موتر بر وی حمله انتحاری صورت پذیرد. تطبیق پلان به دوش گروپ «جندل فدا» از
«بریگاد 313» گذاشته شده بود.
قابل یادآوریست که پلان مذکور بعد از اظهارات رهبر «القاعده» طرحریزی شده بود. رهبر
«القاعده» گفته بود که: «شریعت وجود دارد که مطابق آن عمل قتل میتواند توجیه پذیر
گردد. ولی حکمت موجود است که بر حسب آن عمل قتل می تواند اشتباه بزرگ شناخته شود.»
« در چنین حالتی ارتش پاکستان می تواند عملیات تمام عیار را علیه مناطق قبایلی
انجام دهد، بالمقابل ما نیز باید پاسخ دهیم. بدینگونه پاکستان می تواند به میدان
نبرد مبدل شده و دشمنان مثل هند و ایالات متحده امریکا را امکان دهد تا در امور
داخلی آن مداخله نمایند. ارچند پاکستان در میان کارت های ما موجود نیست، اما به هر
حالت، ما نمیخواهیم که دشمنان اسلام از هر موقع به نفع شان استفاده نمایند.»
الویت اصلی «القاعده» بهره گیری از امکانات طبیعی از جمله سرحدات علیه نیرو های
نظامی می باشد. پیروزی نخستین ما عبارت از اشغال مناطق کوهستانی هندوکش از درهء
تیره تا منطقه توربان در ایالت بلوچستان پاکستان هم سرحد با ایران می باشد.
وظیفهء دومی ما عبارت از راندن ارتش پاکستان به آنطرق رود سند است. سر چشمه رود سند
در تبت موقعیت دارد. آغاز آن به در هم آمیزی رود های سینگی و غار
میرسد، که از گردنه های سلسله کوه های نهانگلونگ و هانگدیس شان
سرازیر می شوند. سپس رود سند به سوی شمالغرب از طریق لادکهـ و بالتستان
در گیلگیت، مستقیم به سمت جنوب کوه قراقروم جریان پیدا میکند. رود های
شیوک، شیغر و گیلگیت آب های موسمی تابستانی را به رود سند
میآورند. رود مذکور آهسته آهسته به سوی جنوب امتداد می یابد و از میان تپه های
میان پیشاور و راولپندی میگذرد.
این بدان معناست که جنگجویان میخواهند سلطهء شانرا خارج از ایالت های پنجاب و سند
از طریق تسلط مکمل بر بخشی از ایالت شمالغربی و بلوچستان گسترش دهند.
در آغاز [ماه می 2009] رهبران «القاعده» در منطقه قبایلی وزیرستان شمالی در
ناحیه یی نزدیک به مرز افغانستان ملاقاتی با هیأت اصلی «طالبان» داشتند. رهبری هیأت
طالبان را ملا برادر به عهده داشت، که حامل پیام ملا عمر بود. در بخشی از پیام
گفته می شد که:« آن سازمان هیچگونه مخاصمت با پاکستان و یا نهاد های دولتی آن
ندارد.» ملا عمر به «القاعده» گوشزد میکرد که لازم است تا از رویارویی با قوای
نظامی پاکستان پرهیز گردد. هیأت حتا با عدم رضایت «القاعده» را هشدار داد، هرگاه
عملیات نظامی علیه پاکستان و اردوی آن پایان نیابد، این کار را باید به حساب ضرر به
اسلام تلقی کرد.
القاعده تکرار نمود که هدف آن عبارت از خنثا ساختن اردوی پاکستان در جنگ علیه
تروریزم می باشد. هدف اساسی عبارت از پیروزی در جنگ افغانستان است. برای این هدف
«القاعده» میکوشد تا نیرو های امنیتی را به سوی ولایت صوات بکشاند.
دلیل آن خیلی ساده است. القاعده ترس دارد که ارتش پاکستان شاید زیر فشار ایالات
متحده امریکا، تحرکات و نقل و انتقالات نظامی را به سوی وزیرستان شمالی و جنوبی
آغاز نماید. آنجا تمام منابع حیاتی «القاعده» و «طالبان» برای مبارزه در افغانستان
قرار دارد. بهتر است حریف را در صوات مصروف نگهداشت .