موقف
زن افغان در دو بُعد
سنتی و
مذهبی جامعه
نوشته
عاصیه مریم
دادشان
بیاید
نگاهی کنیم به موقف زن در جامعه افغانی ما - جامعه که از بهم آمیزی یک بعد سنتی و
یک بعد مذهبی بوجود آمده است.
معمولا
در گفتمان هایمان ما از مظالم جامعه درحوزه حقوق زن در
سده های متمادی سخن
گفته ایم.
خوب،
این یک حقیقت است که آنچه در گذشته اتفاق میافتد تاثیرات بارز در طرزالعمل ها و
واکنش ها درآینده دارد. اما همین تجربه های گذشته در جامعه ما نشان دهنده ی آن است
که ما کمتر از گذشته بخاطر آماده ساختن یک جامعه انسانی برای آینده آموخته ایم و
باید اقرار کرد و پذیرفت که ما همیش در حال اندیشیده ایم؛ حال که همیشه منجمد بوده
و در آن نیز کمتر احساس مسولیت شده است.
پس
بهتر خواهد بود تعمق در ارتباط موقف زن در جامعه ما و واکنش ها در رابطه به تساوی
حقوق زن در جامعه ما از یک حال آینده ساز حرف زد.
امروز، در کشور مان، ما شاهد سهم گیری زنان در امور اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، هنری
و حتی نظامی میباشیم. آیا این همه را میتوان یک پدیده مثبت در جهت رهایی زن افعان
از تنگنا های سنتی و مذهبی خواند؟
آیا
این تحول بزرگ بعد از یک دوره رکود عظیم میتواند در این راستا مفید واقع گردد؟
امروز
اگر عده محدود از زنان در جمله فعالیت های اجتماعی نام برده سهم میگیرند، این را
میتوان ثمر بخش خواند؛ اما به معنی رهایی زن افعان از بند های ناتوانی در جهت
آزادی بیان، عقیده و خواست های انسانی آنان بطور کل نمیتواند باشد.
در
کشور ما هنوز قرا و قصبات وجود د ارد که مرد سالاری ها- پدر سالاری ها و حتی ملا و
امام سالاری ها بطور بسیار افراطی آن وجود دارد.
زنان
اصلا حق انتخاب در سطحی ترین مسایل روزمره را ندارند.
خوردن
- پوشیدن و حتی خندیدن آنها به اراده خود شان نیست.
((که
میتوان مواد از «قانون احوال شخصی اهل تشیع» را مثال زنده شمرد، که بدبختانه در
سطح کدام قریه یا روستایی دور افتاده هم نی، بلکه از پایتخت کشور ما که مرکز تمامی
نهاد های سیاسی و اجتماعی و دموکراسیست سر چشمه میگیرد.)) خوب این همه را چه
میتوان گفت یک جامعه دموکراتیک؟
حقیقتا
که نه .
این
اصول را نه دموکراسی میشود گفت نه مذهبی و نه سنتی.
زیرا
کوچکترین اثر از دموکراسی در آن نیست - زیرا اصلا درهیچ مذهب به شمول دین مقدس
اسلام چنین چیزی گفته نشده - زیرا هیچ سنتی چنین غیر انسانی نمیتواند باشد. پس
بهتر است این را یک روش خرافاتی که از خود خواهی ها و بی عدالتی ها سر چشمه
میگیرد نام نهاد.
هیچ
کسی بهتر از خود ما؛ ما و جامعه ما را نمیشناسد.
پس چه
باید کرد؟
چه راه
حل میشود جستجو کرد؟
عمده
ترین نکته قابل توجه آنست که قبل از پیشبرد نظام دموکراسی در جامعه ما، باید
چگونگی نظام دموکراسی و طرز و شدت تطبیق آنرا در جامعه ما مورد برسی قرار دهیم تا
نشود باز زمینه استفاده جوی ها به عناوین مختلف توسط عده ماجراجو مساعد گردد و در
پوشش مذهب و سنت حیثیت و موقف زن پامال گردد.
عدم
آگاهی کافی از دنیا و عصر که ما امروز در آن زندگی میکنیم، سر چشمه جمله تاریکی ها
در جوامع عقب مانده است.
نخستین گام در این عرصه همانا براه انداختن نشست های و گفت شنید ها در ارتباط
به روشن ساختن ذهنیت عامه مردم توسط صاحب نظران با تجربه هم از دانشمندان، محقیقین،
علما و روحانیون واقعبین وروشن ذهن نه تنها در شهر ها بلکه در روستا های دور
افتاده و در جریان نهادن آنها از تحولات در ساحات علم، تخنیک و مسایل اجتماعی
حقوقی ومذهبی در جوامع سنتی و اسلامی و کار برد این پدیده ها در عصر امروز میباشد.
برقراری امنیت اقتصادی وصحی زمینه خلقت اعتماد در بین مردمان میباشد، که آن
خود در حقیقت دریچه برای یک پذیریش نظر همدیگررا در بین اقشار جامعه ما که در
تنگناه های تاریک خرافاتی قرار دارند، میسر میکند. که آن نه تنها مسولیت دولت
میباشد بلکه سازمان های مدد رسانی و اجتماعی نیز د ر این راستا میتوانند نقش خوب
را ایفا کنند .
فهماندن این که زن رانه تنها بخاطر مادر بودنش بلکه برای خواهر بودن وهمسر بودن
نیز باید ارج
گذاشت
باید سر خط و هدف کاری هر نهاد که در عرصه حقوق زن کار میکند، باشد.
و در
اخیر حوصله مندی و پشت کار در این عرصه با گذشت زمان را ه را به ما هموار خواهد
کرد. تساوی حقوق در بین انسان های یک جامعه و از بین بردن تبعیض های نژادی ضرورت
به وقت و تلاش دارد. به گفته بزرگ مردان که صاف ساختن این راه آسان نیست، اما نا
ممکن نیز نمیتواند باشد. اگر در هر ساحه از زندگی با داشتن احساس مسولیت و حوصله
مندی کار کنیم، ناممکن ها ممکن خواهند شد و نشیب فراز جاده زندگی هموار خواهد
گشت.
چشم
براه دراین کوچه کسی میاید
همره ی
باد صبا همنفسی میاید
کوچ کن
سایه ی بیچارگی ازشهردلم
یک
خدای دلی یک داد رسی میاید
به
لبم راه کشد نقش تبسم آخر
به
سرم باز هوا و هوسی میاید