ستراتیژی «افپاک» و دولت های درمانده
افغانستان و پاکستان
کارشناسان غربی منطقه درین اواخر پیوسته سوال میکنند که تا چی وقت باید پاکستان و
افغانستان را کمک نمایند؟ جهان غرب که با حضور گسترده نظامی، انسانی و مالی جهت
تأمین صلح به دامنه های هندوکش سرازیر شدند، بی علاقه نیستند که بدانند آیا دولت
های ناتوان افغانستان و پاکستان به سوی یک هرج و مرج در حال فرو رفتن نیستند؟
البته اگر چنین اتفاقی در راه باشد، بدون شک پیامد آنرا کسی نه برای منطقه و نه
برای جهان پیشبینی کرده می تواند؛ زیرا جنگ خونین داخلی یک بُعد آن خواهد بود و
تصادم هسته یی بُعد دیگر آن.
پاکستان به حیث یک دولت درمانده هنوز هم دارای یک نهاد قوی یعنی اردوی 500 هزار
نفری است، که با سلاح هستوی مجهز می باشد. جنرالان در حال حاضر بزرگترین کارفرمای
پاکستان به حساب میروند که تقریبا 50 در صد اقتصاد کشور را زیر کنترول خود دارند.
اما آنها زیاد هم پریشان این وضعیت نیستند، زیرا هرگاه طالبان به قدرت برسند بخش
اعظم از آنها که دارای تمایلات شدید اسلامیستی می باشند، میتوانند در موجودیت یک
حاکمیت سختگیر مذهبی، بازهم ستاتوی قدرت شانرا محفوظ نگهدارند. به همین خاطر آنها
در جنگ علیه طالبان بدون انگیزه بوده و کمتر اشتراک فعالانه می نمایند. سربازان نیز
به شکل دیگر بی انگیزه اند. آنها هم نمیخواهند با بردارن مسلمان شان بجنگند و هم
میل ندارند تا در برابر دستمزد های اندک، جان شان را به خطر بیاندازند.
از سوی دیگر قوای نظامی پاکستان از دهه ها بدینسو برای جنگ های جبهه یی در برابر
قوای هند تجهیز و تربیت شده است. ازینرو آن ها نه توانایی و نه هنر جنگیدن علیه
چریک ها را دارا می باشند. و همین امر باعث شده است که اردوی پاکستان برای تسخیر
یک شهرک کوچک ضرورت دارد تا زمان زیاد در اختیار داشته باشد ، اما بازهم موفق نمی
شوند. اینرا هم باید اضافه نمود که تشخیص ساخلو های طالبان از مردم عادی مشکل
دیگریست که نظامیان در هردو طرف مرز افغانستان و پاکستان بدان مواجه میبانشد.
دیده شود که ستراتیژی تطمیع و مشت آهنین اوباما برای مناطق پشتون نشین دو سوی مرز
چی نتایج را درین راستا به بار خواهد آورد. به اساس این ستراتیژی از جانب شرق و
جنوب شرق قوای غربی علیه نئوطالبان نزدیک به القاعده عمل خواهند نمود و در عین حال
با طالبان جنوب به معامله جهت کشیدن آن ها به پروسه صلح و ایجاد یک حزب سیاسی از
درون تحریک طالبان می پردازند. گفته می شود که ایجاد یک مقام «فراقدرتی» در درون
حکومت افغانستان هم جزء همان ستراتیژی می باشد.
ارچند نظامیان پاکستانی در آنطرف مرز از پیروزی ها بر علیه طالبان دم میزنند، ولی
دستآورد های آن ها نا مشهود بوده است، زیرا در کنار ناکارآیی نظامیان و عدم دلگرمی
سربازان در میدان جنگ، فکتور های دیگری هم موجود است که دولت پاکستان را به
درماندگی مواجه ساخته و نارضایتی های اجتماعی را افزایش داده است.
عمده ترین آن، مشکلات اجتماعی می باشد که دامنگیر پاکستان گردیده است. خارج از شهر
های پاکستان در دهکده ها انفراسترکتور مدرن تقریبا در حال ویران شدن است. سیستم
صحی موجود نیست. مکاتب در حالت بد قرار دارند. مامورین و معلمین محلی صرف مصروف
چاپیدن مردم از راه رشوه ستانی اند. و در مجموع اکثریت دهات به کمک های خارجی
وابسته میباشند.
در افغانستان این وضعیت، علی رغم حضور قوای غربی، بدتر می باشد. جنگ افغانستان برای
کشور های غربی دوامدار تر از جنگ جهانی دوم شده است. میلیارد ها دالر به سوی یک
دولت در حال غرق شدن سرازیر گردیده است، که صرف به جیب یک اقلیت چپاولگر میرود.
همین ها هنوز هم ادعا دارند که کمک ها باید مستقیما به دولت افغانستان صورت بگیرد،
تا کیسه های شان را پر تر بتوانند. رییس جمهور کرزی که میخواهد برای بار دوم
انتخاب شود، به مشکل در کابل مصئون است. بدون موجودیت قوای خارجی هرگز نمیتواند به
سراسر کشور سفر کند.
روند دموکراتی سازی و ایجاد دولت قانون را که کنفرانس پترزبورگ بن خوشبینانه بشارت
میداد، از مدت هاست به خاک سپرده شده است ـ حتا در غرب این باور وجود دارد که ممکن
است ، هرگاه افغانستان به حیث یک کشور در جغرافیای کنونی آن باقی بماند، در 30 تا
50 سال آینده آغاز گردد. جنایت کاران جنگی سی سال جنگ اخیر نه تنها به حسابدهی از
اعمال شان کشانیده نشده اند، بلکه بخش از آن ها جزء سیستم حاکمیت نیز شده اند.
با اینگونه انکشافات منفی هم در افغانستان و هم پاکستان، ستراتیژی «افپاک» (AFPAK)
اوباما به مشکل خواهد توانست راه برون رفت از بحران منطقوی کنونی باشد. نه زرداری
و نه هم کرزی کسانی اند که بتوانند در کشور های شان ثبات و دموکراسی را تأمین کرده
و زمینه یک جامعهء باز و با مدارا را فراهم آورند. «ظرف بلورین» مُدل جامعه باز و
دموکراتیک غربی پیش از اینکه درین دو کشور آزمایش شود، افتاد و شکست. برعکس انسان
های عادی هردو کشور به مُدل یک دولت اسلامی به شدت ضد غربی، که در آن قوانین
بنیادگرایانه اسلامی عمل نماید، دل بسته و برای تحقق آن میرزمند.
دیدگاه