Home    Archive   Contact    Communication
 
 
 

 

سنگسارنه!

 8 مارچ آغازی برای اندیشیدن

 

فراخوان نادیه فضل

 

                       

                                  

وقتی گروهی نعره زنان کفن حلال و حرام را به شانه انداخته دور پیکری صف می بندند تا با تکبیر های به نام خدا، زنی را که تمام تن زخم است و باری از شقاوت بر دوش ونیمه جان، زخمی دیگر بزنند و آنقدر زخم زنند تا غریزه ی وحشتبار به تعبیرخودشان دیانت از چشمان خون گرفته ی آنان فواره زَند وسری ودستی ناتوانی را که نیم بیشتر پیکرش در خاک فرورفته چنان سنگ باران کنند تا فریاد و ضجه اش را حتی خدا هم نشنود، چگونه می توان جامعه را جامعه ای انسانی خواند.

اینها همه برای چه وبا کدام حقی؟

مسلماً خواهی گفت با اتکا به قانونی که با احکام الهی ساخته و پرداخته شده است.

 واما فراموش می شود فقط یک لحظه اندیشیدن که آیا این قانون را فقط همان بشری نساخته است که دین را ومذهب را و قانون وهمه وهمه را وسیله ای برای رسیدن به امیال مردانه خود ساخته است؟

ما امروز(هشت مارچ) یکی از 365 روز سال را دردقایقی برای یک زن می اندیشیم و فردا، همه بازهم همان روابط ومعیار هایی را که جامعه ی مردسالار برای ما زنان ساخته پیروی می کنیم.

 معیارهای را که هویت ما را محو ساخته است، حرمت می گذاریم و به نام فرهنگ اصیل افغانی اگر هم جا داشت؛ آنقدر افتخار می کنیم که گویا ما، مافوق بشر هستیم و بهتر از ما زنده جانی نیست وفراموش ما می شوداین که در کشورما که همه ی روابط رنگ تقدس به خود گرفته است، هیچ گوشه را نمی توان انگشت انتقاد گذاشت.

 زیرا آنجا توهین به فرهنگ اصیل می شود فرهنگی که جنایت را قانونی ساخته است و آدم کشتن را جزء از مباهات مردانگی می شمارد.

واما مشکل در کجاست؟

بدون شک مجموعه ی از رابطه های فرهنگی و همچنان اجتماعی زمینه ساز جنایات قانونی می شوند جنایاتی از قبیل تجاوز، ازدواج اجباری دختران زیر سن، ازدواج اجباری در کل، بدل گرفتن، به بد گرفتن، فروش دختران ،قتل های ناموسی  و از اینگونه ها و ده ها مورد دیگر.

زنان نه تنها با این نا هنجاری های سنتی واجتماعی درگیر اند، بلکه حتی مسوولیت دغدغه های مذهبی وضعف اخلاقی مردان را نیز با پوشیدن چادر و پوشیدن تمام بدن شان بایست به دوش گیرند.

اما سنگسار و قتل ناموسی  در جمع دیگر جنایاتی که در برابر زنان عملی می شوند، دو موردیست که در محدوده ی ارزش های اخلاقی در اجتماع سنجیده می شود، یعنی پدیده ی منحصر به مرد "غیرت وناموس و نام خانواده "مواردی که فقط زنان مسوولیت پاسداری آنان را به دوش دارند؛ ازدلایل ارتکاب این جنایت که در جوامع شرقی قانونی ومسلم هم است، می باشند.

با پدیده های به نام غیرت، ناموس و ننگ، مردان لباس عزت به تن می کنند. دریغا که تا حال برای این پدیده ها تعریف مشخصی وجود ندارد، زیرا اگر هردو جنس زن و مرد را خدا مساوی خلق کرده، چگونه ممکن شده است که زن از داشتن چنین احساساتی محروم بماند؟

بنابراین ما صریحاً با خشونت قانونی روبرو هستیم خشونتی که تنبیه بدنی ،توهین وکشتن زن و دختر را به وسیله پدر، شوهر، برادر وحتی وابستگان این سه مجاز می شمارد وبه عنوان جزء از با غیرت بودن مرد توجیه می شود.

مردان ِ با غیرتی که از تجاوز به کودکان تا خیانت به وطن ایشان وبسیار فجایع دیگر را زیر پوشش شرافت مجهول خویش قهقه می زنند وبعد با فرهنگسازی در جامعه ی مردحاکم هرچه بوی وشکلی از زندگی دارد، را از زنان می گیرند.

واما چه بایدکرد؟

ما گام به گام بشریت درحرکتیم وفقط پاهای ما به دلیل سُستی اراده ی ما میلرزند؛ پس باید اراده نمود وبا چند" چرا" تمامی این فرآورده های قانونی توسط مردان ِ واپسگرا را زیر سوال برد وراه حلی را براین دشواری ها باخرد انسانی جستجوکرد و ازحق انسانی خود دفاع کرد.

در افغانستان وزارتی به نام امور زنان پول در می آورد؛ از این زنان باید سوال کرد که تا کی نشست ودست پیش مردان درازکرد وحق که خود صاحب ومالک آن هستیم برای استفاده ی آن ازمردان اجازه گرفت. هرگاه مرد وزن حقوق مساوی دارند آیا مردی هم لازم است اززن اجازه بگیرد ویا از زن اجازه گرفته است؟ آیا وظیفه ی زنان التماس پیش مردان است که حق مسلم شان را که غضب کرده اند با خواهش وتمنا مطالبه کنند؟ برای برابری واقعی زن ومرد آنها چه کاری کرده اند؟

در مجلس نمایندگان افغانستان نیز زنان حضورنمادین ومظلومانه دارند. سوال دیگرم ازآنها این است که آیا حق زن همین است که برای تزیین تالارپارلمان درآنجا حضوریابند ودنبال رو مردان خود خواه وحتا مردان بی سواد شوند؟

درغیراین صورت، این زنان تا کنون در کدام عرصه ها نقش داشته اند و در کجا ها با آنان و در مشوره با آنان عمل شده است؟

چقدردرقانون و درساختن قانون نقش داشته اند و یا ازتمامی مواردی که درقانون افغانستان برای زنان زندان محض ساخته است خبردارند ودربرابرآن قد برافراشته اند؟ مثل تعدد زوجات که همچنان می تواند نقض صریح حقوق بشرباشد. این زنان در این مورد چه می گویند، آیا قبول دارند؟ اگر قبول دارندچرا؟

دریکی از برنامه های "در جستجوی حقایق" تلویزیون ملی افغانستان فاجعه ای را دیدم که تلاش می شد برآن رنگ قانونی بدهند، یعنی ازداوج زنی ناگزیری با مرد دیگری طرح شده بود، یعنی این که  آن زن حین ازدواج با مرد دومی، هنوز درعقد پیره مرد خشنی بود که وی را به گدایی وادار می نمود و همچنان سالها مورد ضرب وشتم وتنبیه بدنی آن پیره مرد تا زمان فرار از منحوس چهار دیوار او قرار داشت، را دیدم که برای این عمل وی مواد قانون را جستجو می کردند.

 ولی ندانستم کدام قانون و کدام ملا از کدام دین ومذهب برگرفته که دختر سیزده ساله ای را درعقد  مرد که حدود سی سال پیر تراز او بوده است، درآورد. و آیا می شود این عقد را شرعی دانست؟

کجاست قانونی که از مرد بپرسد جنایاتی را که در برابر آن زن اعمال نموده است چگونه وبرچه مبنا بوده است؟

و وزارت امور زنان با چه استدلالی با این جنایت واین گونه جنایات خود را نهاد برای زنان معرفی می کند؟

می خواهم با چند سوالی را دربرابرآنهایی که مورد ظلم قرارگرفته اند وآنهایی که مرتکب آن شده اند مطرح کنم:

چند همسری چرا هنوزهم مجازاست؟

 ازدواج دختران زیر سن را چگونه پاسخ می دهند وتوجیه قانونی می کنند؟

ازدواج اجباری را که تجاوز صریح وشرعی برزنان است، چگونه تعریف می کنند؟

چرا زن حق انتخاب همسر نداشته باشد؟

قتل ناموسی واعمال این کنش شنیع را باکدامین خرد می خواهند توجیه کنند؟

درمورد سنگسار چه پاسخ دارند؛ آیا پس ازعمل به اصطلاح "زنا" فقط زن باید محکوم شمرده شود؛ زیرا در افغانستان مواردی بوده است که فقط زنان مجازات شده اند پس مردان چه؟

آیا گمان بردن وبعد، بنابر گمان وتردید داشتن، کشتن زن می تواند عملی باشد قانونی واسلامی؟

آیا گرفتن زندگی انسان توسط مردان با غیرت روی کدام معیار"حق" شمرده می شود؟

آیا فرهنگسازی توسط مردان وبرای خشونت جنبه ی اخلاقی وناموسی بخشیدن را کدام دین وقانون مجاز دانسته است؟

چرا مردان می توانند بدون "همراه" سفر کنند وزنان را از این حق مسلم محروم می سازند؟

چرا پوشانیدن زن با این خریطه های منحوس آبی رنگ حتمی شده است وچرا باید زنان محکوم به حراست از ضعف اخلاقی مردان" متدین؟" باشند؟

چرا زن حق گزینش شغل ندارد به ویژه اگر عرصه های هنری باشد؟

آیا سد شدن در برابر زنان ومحدود ساختن زنان در پوسیده های سنت وفرهنگ جهل سالار در موارد بالا وموارد دیگرمجازدانستن قانونی جنایت نیست؟

چرا زنان باید در برابر انواع خشونت در اجتماع وخانواده بپوسند و خاموش بمانند، برای حفظ نام و آبروی مردانی که خشونت وتکبر پرده ایست بر ضعف اخلاقی آنان؟

چرا حق شهادت، ارث وحقوق دیگر زنان در قانون بازنگری نمی شوند؟

چرا هنوزهم در صورت طلاق وجدایی دو همسر، فرزند ان را از مادر می گیرند ومادر تا ابد محکوم به تحمل درد تلخ جدایی از فرزندانش باقی می ماند؟ چرا وچرا های فراوان دیگری اند که بسیاری شما نیزمی دانید.

پس باید از همین حال به تمامی این جنایات قانونی" نه" گفت وبلند هم "نه" گفت وبا استفاده ازتجربه های خواهران الجزایری و ایرانی ما به جمع آوری امضاء در تحقق حقوق بشری زنان وارد عمل شد.

با این نامه  تمامی خواهران وبرادرانم را فرامی خوانم به یک حرکت فراگیر وهمبستگی وتکمیل این سوالها وسوالهای دیگر، تا باشد که با هم برای زنان هموطن ما، دور ازتمامی تعلقات مذهبی، قومی وسیاسی فقط به نام" مادر" وارد عمل شویم.

باور دارم که مردان هموطن من کم نیستند که برای آزادی جان داده اند وهنوز هم دلهای شماری زیادی دیگر، برای" آزادی" این بیکران مقدس می تپد وصد در صد با من همصدا هستند.

 پس هموطن ارجمند من!

مارا همراهی نما تا خواهر تو مادر او وهمسر آن دیگری در بلندای نجابت ِ آزادگی فضای داشته باشند در دیار خود ایشان که زندگی رنگ وبوی آراسته با روشنایی" آزادی وبرابری" داشته باشند.

فقط با یک امضاء بیا تا فریاد مشترک شویم ونگذاریم تا بیش ازاین وطن ما و نام ما را درسطح جهان و در برابر مردمان دیگر گیتی لکه دارنمایند ومارا کسر حیثیت.

 

 

www.nadiafazel.persianblog.ir

nadia_fasel@hotmail.com

 

توافق نظر

در کارزار مبارزه با نابرابری اجتماعی وتحقق حقوق انسانی زنان؛ بافراخوان خانم نادیه فضل  به روز هشتم ماه مارچ 2009 میلادی زیر عنوان "سنگسار آغازی برای اندیشیدن" ابراز همبستگی نموده وخواهان بازنگری در موارد قانونی مندرج این فراخوان در ارتباط به زنان، در قانون اساسی ومدنی افغانستان هستم.

Ich erkläre mich solidarisch

Anlässlich des Weltfrauentages 2009 erkläre ich hiermit meine überzeugte Solidarität mit der von Frau Nadia Fasel am 8. März 2009 initiierten „Kampagne gegen Gewalt gegenüber Frauen und für anerkannte und gelebte Gleichberechti-gung der Frau“. Die daraus erwachsenden Forderungen unterstütze ich

 

 

 

   امضاء           تاریخ           نشانی ایمیل       اسم ـ  اسم خانوادگی 

Name, Vorname:             e-Mail:                  Datum:       Unterschrift:

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ