Home    Archive   Contact    Communication
 
 
 
 

غزه ـ واکنش بیش از حد؟

 غزه ـ واکنش بیش از حد؟

اندری گلوکسمن فیلسوف فرانسوی

از روزنامه لوموند / 6 نوامبر 2009

برگرداننده  ف. زال

 

زمانیکه مناقشه آغاز می یابد، افکار عمومی به دو گروه دگماتیست های غیر قابل انعطاف و متزلزل ها منقسم می گردد. دگماتیست ها حکم نهایی برحق بودن و مقصر بودن را صادر میکنند. و متزلزل ها این یا آن عمل را مطابق وضعیت،  مورد تائید و یا نفی قرار میدهند و حتا در بسا مواقع بدون هرگونه پیشداوری ها،  منتظر دریافت اطلاعات اضافی باقی می مانند.

برخورد در غزه، بدون شک خیلی خونین و وحشتناک است. ولی با آنهم امکان میدهد تا آذرخش  امید را در آن مشاهده کرد، و با همین روشنایی، تصویر های گسترده از محل رویداد ها  تحت شعاع  آن قرار میگیرند. چنین تصوری پدید میآید که برای بار نخست در مناقشه خاور میانه، دگماتیست های متعصب در اقلیت قرار گرفته اند. بحث های از قبیل (زمان مناسب؟بالآخره  تا کجا؟ و تا کی؟) میان اسرائیلی ها همه جا جاریست، که کشور دموکراتیک را می برازد. آنچی مایه یی شگفتی و حیرت شده، اینست که اکنون  چنین یک گفتمان، در میان فلسطینی ها و کسانیکه از آنها حمایت می کنند، نیز پیوسته مشهود می گردد.

حتا مسأله بدانجا کشیده که از آغاز عملیات سرکوبگرانه توسط اسرائیل، محمود عباس رییس دولت خودگردان فلسطینی، تا آن حد متهورانه پیش رفت و گفت که: حماس توافق آتش بس را نقض کرد و از آغاز مسوول بدبختی مردمان ملکی نوار غزه می باشد.

شوربختانه، واکنش افکار عمومی جهانی ـ رسانه های گروهی، دیپلوماتها، شخصیت های دارای وزنه اخلاقی و سیاسی ـ  به گونهء تکاندهنده به ردهء دوم عقب می نشیند. من بسیار مایلم تا روی یک کلمه بپیچم که در سراسر گیتی سرو صدا های فراوان پدید آورده  است و در اصل بیانگر دگماتیزم نوع سوم یعنی اعلان این موضوع می باشد که اقدام اسرائیل « بیش از حد نامتناسب» بوده است. تصاویر از بمباران های غزه، گذر از خط قرمز بوده و نیل به هم رأیی  یا توافق (consensus) کلی و تأخیر ناپذیر را برهم زد. اسرائیل بیش از حد غیر نامتناسب عمل میکند. در حالیکه در گزارش ها و تفسیر ها، کلمه های دیگر از قبیل «حمام خون»، «جنگ گسترده یا توتال».مورد کاربر نداشته است.

خوشبختانه از کاربرد «نسل کشی» ابأ صورت گرفت. ممکن خاطرات، در باره نسل کشی «جنین»، (با 60 کشته)، که مورد شک و تردید قرار گرفت، دیگر از تاثیر بزرگ افتاده است. ولی  اکنون هرچی در غزه اتفاق می افتد، به هر حال، محکومیت عمومی   نسبت به برخورد بیش از حد نا متناسب را، که افراطیت یهودی بدان متوصل شده است، سمت و سو میدهد.

اگر به  واژه  نامه یی  نظر افگنده شود، کلمه «بیش از  حد نا متناسب» به چیزی اطلاق می شود که در مطابقت  با معیار ها  و موازین نباشد. این موازین یا وجود ندارند و یا هم قابل تخطی و نقض اند. و همین احتمال دوم است که رفتار اسرائیلی ها را تداعی میکند.یعنی با زیاده روی بیش از حد، غیر متعارف و بی معنا توأم بوده و فراتر از همه  معیار ها و رسوم پذیرفته شده می رود. چنانچه گویا درینجا یک وضعیت عادی نزاع میان اسرائیل و حماس وجود دارد که  توسط نیرو های جنگ طلب «تزه حال*» (Tsahal) بی موازنه میگردد و گویا این نزاع به مثل تمام برخورد ها مشابه جدی نبوده و از آغاز غیر متوازن بوده است.

اسرائیل باید کدام اقدام درست را انجام بدهد تا مورد تائید افکار عمومی قرار گیرد؟ احتمال دارد اردوی اسرائیل را لازم باشد تا از برتری تکنالوژیکی اش دست برداشته و برعکس  ازسلاح های همانند حماس یعنی راکت های «کور» و نادقیق، سنگ پرتاب کردن ها و حتا دست زدن به حملات تروریستی ـ انتحاری، بم های انسانی، که زندگی افراد ملکی را به مخاطره می اندازد، استفاده نماید؟ و شاید بهتر باشد که اسرائیل آرام بنشیند تا حماس به لطف ایران و سوریه توانایی آتش اش را «متوازن» سازد؟

و شاید نه تنها توازن در امکانات نظامی بلکه تعقیب اهداف آنها نیز ضرورت باشد؟ مادامیکه حماس ـ  در تقابل با اداره خودگردان فلسطینی ـ بر عدم شناساسی دولت یهودی پافشاری و مقاومت  می نماید و آرزوی انهدام کامل شهروندان  آنرا دارد؛ مگر ممکن است که از اسرائیل خواسته شود تا از چنین رادیکالیزم حمایت کرده و اجازه بدهد که به تصفیه قومی بپردازد؟

ما مگر واقعا چنین آرزومندی را با خود  داریم  که اسرائیل به خواست کشنده حماس تن در دهد؟

لازم است تا به ژرفا رفت و کوشید  اساس سرزنش از واکنش بیش از حد غیر متناسب را پیدا کرد. ازین منظر به زودی درک می گردد که «پاسکال» حق به جانب بود که می گفت: «به هر اندازه که انسان بکوشد شبیه فرشته گردد، به همان اندازه به حیوان مبدل می شود.»

هر منازعه پوشیده ولی شعله وردر ذات خود بیش از حد نا متناسب است.  اگر مخالفین در رابطه به کاربرد وسایل و اهداف نهایی به توافق رسیده بتوانند، آنها دیگر مخالف نیستند. منازعه همیشه معنای حضور اختلاف نظر را دارد. این بدان معناست که هریک از جوانب می کوشد تا تفوق را به سود خویش چرخانده و ضعف را بر طرف مقابل تحمیل کند. «تزه حال» در اینجا استثنایی نبوده و از برتری های تکنیکی خود جهت نیل  به هدف سود می جوید. همچنانکه حماس نیز  شهروندان غزه را به حیث سپرزنده مورد سؤ استفاده قرارداده ؛ فاقد هرگونه تشویش وجدانی بوده  و به همه تقاضای دیپلوماتیک مخالف، جواب رد می فرستد.

تلاش برای دسترسی به صلح در خاور میانه در یک حالت میسر است و آن عبارت از اسخلاص کامل از تمام مظاهر دگماتیزم می باشد که نه تنها متعصبین آماده رفتن تا انتها ، بلکه ارواح فرشته ای که آرزومند  «اقدامات قدیس»  از نوع سحر آمیز بر ای ایجاد توازن در منازعهء مرگ و زندگی می باشد، را نیز مضطرب می سازد.

در خاور میانه نه به خاطر تحمیل «قاعده بازی» بلکه استقرار آن میرزمند. میتوان عادلانه، قاطعانه و آزادانه در بارهء هدفمندی، بجا بودن و ابتکار نظامی و دیپلوماتیک ابراز نظر نمود. ولی هرگاه مسایل قابل حل نباشند، باید روی دست نامرئی وجدان جهانی حساب نمود که بتواند در یک موقعیت مناسب این معضله را حل و فصل نماید. تلاش برای بقا، زیاده روی بیش از حد نا متناسب را بر نمی تابد.

 Tsahal

تزه حال   ـ نیرو های دفاعی اسرائیل و نام رسمی ارتش آنکشور می باشد که متشکل از نیروی زمینی، هوایی و دریایی می باشد.