تازه ترین اسلحه غرب در افغانستان
تابلیت های ویاگرا است.
دیپلومات های سی آی ای برای
مخالفان ویاگرا می دهند.
این یک ادعای میان تهی آدم بی سرو
بی پای مثل کاکه تیغون نیست بلکه گزارشی است که از چند متری مجسمه آزادی برای
جهانیان پخش شده و بعد بی بی سی عزیز آن را برای مجمع الجزایر خط خطی ما به زبان ما
ترجمه نموده است.
اگر تهمت زدن بر دایی جان ناپلئون
از مود نمی افتاده بود لاجرم می گفتیم که این گزارش هم از همان انواع نیم کاسه ها
بر سر کاسه ها است.
تجربه های تلخ و شیرین بی بی سی
شنوی های ما خرفهم مان کرده که این دستگاه، جز از مغز و معده جاهای دیگر را کمتر
نشانه می گیرد. به ویژه مسایل مربوط به چند انگشت پایین تر یعنی همسایۀ شرقی ناف ،
کاملاً در برنامه های آن جا ندارد. اگر تحلیلگران سیاسی ما اشتباهاً اشتباهی مرتکب
می شدند ممکن بود بگویند که دوستان جاناجانی ما از نرمش و انعطاف سرانجام به سوی
سخت کردن موضع ها و جاهای حساس مخالفان خود متمایل گردیده اند. ولی اگر بخواهیم نظر
عالمانه بدهیم ناگزیر از اعتراف با این می شویم که دوستان جاناجانی آنسوی آب های ما
می خواهند آخرین تابلیت را هم عن قریب بر تابوت رقصان تروریزم و بنیادگرایی
بکوبند. دیگر وقت آن رسیده که بعد از حل شدن مسایلی مثل مغازله با دموکراسی،ترمیم
تعمیر پارلمان،اشباع صددرصد معنوی و لااقل یک درصد مادی اعضای حکومت، اعدام موقتی
عدالت انتقالی و " لاکن از دور می کنم بویش "های دیگر به مسأله اصلی یعنی جنسی نیز
پرداخته شود. با در نظر گرفتن رابطۀ فاعل ــ مفعول، دوستان ما با طرفداران خود برسر
مسأله جنسی مشکلی ندارند زیرا هم تولیدکننده و هم مصرف کنندۀ ویاگرا خودشان هستند.
این مخالفان اند که در این رابطۀ فاعل ــ مفعول ، جا عوض می کنند و به عنوان مصرف
کنندۀ ویاگرا، قدم پیش می نهند.
سوراخ انتقادک های فمینیستی بر
استراتژی جنسی دوستان ما کاملاً کور و مسدود است. این ادعا که شهوت زن، هفت برابر
شهوت مرد است، در کشور های پر از دموکراسی و آزادی و برابری، دیگر مفت و مجانی هم
خریداری ندارد. از همین جا نیز پیش از پیش بگوییم که اگر زن های این خطۀ خط خطی
بخواهند هفت تا ویاگرا به دست بیاورند، چانسی ندارند زیرا نه بخش زنانۀ گفتن و نه
هم کردن در این کشور هنوز آغاز به فعالیت کرده است.
لب لباب اینکه برای غرب ناممکن
است با کسی که نه مغزش و نه هم معده اش مجهز با منطق جهانی زندگی معاصر باشد،
بتواند بر سر موضوعی توافق کند. آخر این سو ها، صحبت کردن با خود شخص مشکلتر از گپ
زدن با فلان ِ شخص است. حرف و عمل هیچ زمانی این جاها هموزن هم نمی شده .کردن در
این جغرافیا، هیچگاه برابر با گفتن نبوده است.از این نکته می توان به آن نکته د یگر
رسید که چرا این کشور فیلسوف و متفکرندارد. ندارد، نداشته باشد. شما در این مجمع
الجزایر خط خطی می توانید بسیار کافر باشید ولی ابداً اجازه ندارید کفرگویی کنید.
دوصد گفته چون نیم کردن نبود
بکن هرکه را هرچه را زود زود