|
خشونت
عليه
زنان
مریم
در
دنيای
امروز
ستم
بر
زنان،در دو مسیر یکی
آزار و
اذیت
جنسی،
جسمی
و
روحی زنان در تمام کشور ها به طور عموم و در
کشور های عقب مانده به طور خاص جریان دارد،
و دیگر
بهره
کشی
بسيار
هولناک و
عميق از راه عدم تساوی زن و مرد در کار
مشابه در جریان است.
خشونت،
تبعيض
و
ستم
بر
زنان
از
سپیده دم
تاریخ
بشر آغاز گردید، که مرحله به مرحله اشکال مختلف
یافت. در حال حاضر خشونت
علیه زنان،در بسیاری از کشور ها
از
خشونت دولتی
شروع و به
خشونت
در
خانواده،
محيط
کار
و
خيابان
به
شکل
های
مختلف
جریان می یابد.
خشونت
عليه
زنان،
با
وجود
ادعاهای
دولت
هاو
نهادهای
بين
المللی
مبنی
بر
کاهش
آن،
هم
چنان
پدیده ای
گسترده
و
آشکار
و
شنيع
است
.
زنان
جهان،
با
تفاوت
هایی
در
کشورهای
مختلف،
آماج
خشونت های
گوناگون،
از
سرکوب
دولتی،
ضرب
و
شتم
در
جامعه
و
خانواده،
تحقير،
ختنه
جنسی
و
محروميت اقتصادی قرار
گرفته و
قربانی
قتل
های
ناموسی
می شوند.
تهدید
و
خشونت
زبانی
و
کلامی
نيز
بخشی
از این
خشونت
هاست.
اداره نفوس
سازمان
ملل
متحد،
به این باور است که همه ساله ده ها هزار
زن
در
سراسر
جهان
توسط
خانواده
های
شان
به
دلایل
ناموسی
به
قتل
می
رسند.
از
هر
٥
زن
یک
زن
در
زندگی
خود
مورد تجاوز
و
یا
در
معرض
تهدید
به
تجاوز
قرار
گرفته
است.
تاریخچه
٢٥
نوامبر،
روز
نفی
خشونت
بر
زنان
تعيين
روز
٢۵
نوامبر
به
عنوان
روز
جهانی
نفی
خشونت
عليه
زنان،
نتیجه
مبارزه
زنان
مبارز برای حقوق زن است.
۴٧
سال
پيش
در
چنين
روزی،
سه
خواهر
از
جمهوری
دومينکن،
با
نام
خواهران
ميرابل،
پس
از ماه
ها
شکنجه،
توسط
سازمان
امنيت
اردوی
آن
کشور
به
قتل
رسيدند. دلیل قتل آنها شرکت
در
فعاليت
های
سياسی
عليه
حکومت
دیکتاتوری
حاکم
بر
دومينکن بود.
٢١
سال
بعد
از
این
حادثه،
یعنی
در
سال
١٩٨١
،
در
کنفرانسی بین المللی مدافعان
حقوق
زنان
در
آمریکای
لاتين
و
منطقه
کارائيب در
بوگوتا،
پایتخت
کلمبيا، جلسه یی تشکيل
شدو،
پيشنهاد
تبدیل
روز
قتل خواهران
ميرابل را
به
روز
نفی
خشونت
عليه
زنان
پيشنهادکرد.
هدف
از
این
پيشنهاد
آن
بود
که
هم
به مبارزه
آزادی
خواهانه
و
برابری
طلبانه
و
جسارت
این
سه
خواهر
جان
باخته
ادای
احترام
شود
و
هم توجه
افکار
عمومی
بيش
از
پيش
به
سوی
نفی
خشونت
عليه
زنان
جلب
گردد.
این
تلاش
ها
به
آن
جا منجر
شد
که
در سال
١٩٩٩
،
سازمان
ملل متحد روز
٢۵
نوامبر
را
به
عنوان
روز
جهانی
نفی
خشونت
عليه
زنان اعلان نمود.
یک
سال
بعد
شورای
امنيت
سازمان
ملل،
یعنی
در
سال
٢٠٠٠ قطعنامه
١٣٢۵
را
با
این
عنوان «زنان،
صلح
و
امنيت» به
تصویب
رساند.
محورهای
اصلی
این
قطعنامه:
پيشگيری از
کشمکش
و
خصومت
در
درون
و
در
ميان
کشورها،
تامين
مشارکت
زنان
در
حيات
سياسی
و اجتماعی
و
نيز
ممانعت
از
اعمال
خشونت
آمیز عليه
آن
ها
می باشد.
این
قطعنامه
مبنایی
است برای
آن
که
عاملان
خشونت
عليه
زنان،
به
پای
ميز
محاکمه
کشيده
شوند.
اما
متاسفانه
نه
تنها سازمان
ملل متحد در
اجرای
این
قطعنامه
مانند
بسياری
از
قطعنامه
های
دیگر کوتاه آمده است بلکه
دولت
های
ضد حقوق زن
به
طور
کلی
چنين
قطعنامه
یی را
نمی
پذیرند
و
همواره
در
همه
عرصه
های
اقتصادی، سياسی،
اجتماعی
و
فرهنگی
تبعيض
گسترده
و
آشکاری
بر
زنان
اعمال
می
کنند.
حتی
در
این
کشور ها
اگر
دختری
و
زنی
مورد
تجاوز
قرار
گيرد
، زن مطابق قوانین آسمانی
اجازه شکایت به
مرجع
حقوقی
را
مطلقا
ندارد.
از
زمان
انتشار
قطعنامه، روز
٢۵
نوامبر را با
تظاهرات
و
راهپيمایی
،
طر
ح
ها
و
راه
کارهای
حقوقی
و
قانونی،
برگزاری
سمينارهای علمی
و
تخصصی
و
...
تجلیل میکنند.
بان
کی
مون،
دبيرکل
سازمان
ملل،
در
پيامی
به
مناسبت
روز
٢۵
نوامبر،
خشونت
عليه
زنان
را
نقض فاحش
حقوق
بشر
توصيف
کرد.
او
با
تاکيد
بر
این
که
اعمال
خشونت
همواره
نوعی
جنایت
و
غيرقابل قبول
است،
از
تقویت
تلاش
های
سازمان
ملل
در
مقابله
با
این
پدیده
خبر
داد.
همچنين
لوئيز
آربور،
رییس کمیسیون
حقوق
بشر
سازمان
ملل
متحد
نيز
در
بيانيه
ای
از
دولت
های
جهان خواست
تا
اقدامات
بيش
تری
را
برای
جلوگيری
از
نقض
حقوق
زنان
و
مقابله
با
موارد
تجاوز
و اعمال
خشونت
عليه
زنان
را
صورت
دهند.
UNIFEM )
صندوق
زنان
سازمان
ملل
متحد،
يونيفم گزارشی
به
شرح
زیر
منتشر
کرده
است:
((UN Women's Fund
خشونت
عليه
زنان
و
دختران
مشکلی
بزرگ
و
همه
گير
می باشد تقریبا
از هر سه زن،
يکی
آن
در
سراسر جهان
مورد
ضرب
و
شتم،
سوء
استفاده
جنسی و
يا
در
طول
زندگی
خود
به
گونه
های مختلف مورد
آزار
و
اذیت جسمی
قرار
گرفته
است.
در
اکثر
اين
موارد،
آزارها
از
سوی
يکی
از
بستگان
يا
نزديکان
خود
زن
صورت
میگیرد.
مسأله خشونت
عليه
زن،
احتمالا
يکی
از عامترین
مورد
نقض
حقوق
بشر
در
جهان ما
است
که
زندگی ها
را
ويران
و
سدی
برای
رشد
و
پيشرفت
جوامع
ايجاد
می
کند
بر
اساس
تحقيقاتی
که
در
سراسر
جهان
انجام
گرفته،
نيمی
از
زنان
به
قتل
رسيده، توسط
همسران
و يا
شريکان
پيشين
زندگی
شان
کشته
شده
اند.
انواع
خشونت ها
1ـ خشونت
خانگی
توسط
همسر
يا
شريک
زندگی
خشونت
خانگی،
توسط
همسر
يا
شريک
زندگی
شامل
حملات
جسمی
و
جنسی
عليه
زنان
در
منزل، توسط
يکی
از
افراد
خانواده
يا
شريک
زندگی
او
می
باشد.
زنان
در
روابط
خصوصی
و
نزديک
خود
با
يک
مرد
بيش
از
هر
موقعيت
ديگری
در
خطر
مواجهه
با
خشونت قرار
می
گيرند.
آن
ها
در
هيچ
کجای
دنيا
از
چنين
نوع
خشونتی
در
امان
نيستند.
2ـ خشونت
جنسی
با
وجود
آن
که
زنان
عمدتا
در
خطر
خشونت
از
سوی
همسران
يا
ديگر
افراد
خانواده
شان
قرار
دارند،
اما خشونت
جنسی
از
سوی
مردان
ديگر
نيز
امری
نسبتا
عادی
است.
تحقیقات انجام
شده
نشان میدهد
که
از
هر
پنج
زن،
يک
نفر
در
طول
زندگی
خود
هدف
تجاوز
جنسی
قرار
می
گيرد.
3ـ قتل
های
جهيزيه
ای
قتل
های
جهيزيه
ای،
از
اعمال
بسيار
غيرانسانی
است
که
توسط
همسر
و
يا
حتی
دادگاه
عليه
زن
يا خانواده
اش
به
خاطر
آن
که
آن
ها
قادر
به
پرداخت
جهيزيه
نبوده
اند،
صورت
می
گيرد.
در
برخی
فرهنگ
ها
اين
جهيزيه
به
صورت
پول
پرداخت
می
شود
و
ميزان
آن
ممکن
است
از
درآمد
ساليانه
خانواده
دختر
نيز
فراتر
رود.
4ـ قتل
های
ناموسی
در
بسياری
از
کشورها،
زنانی
که
يا
مورد
تجاوز
جنسی
قرار
گرفته
اند،
يا
پيش
از
ازدواج
با
فردی
رابطه جنسی
برقرار
کرده
اند
و
يا
به
ارتکاب
خيانت
جنسی
متهم
شده
اند،
توسط
خانواده
های
خود
به
قتل می
رسند.
خانواده
ها
که
اين
گونه
رفتارها
را
بی
عفتی
تلقی
می
کنند،
با
قتل
زنان
و
فرزندانشان
به
عبارتی
دامان لکه
دار
شده
خانواده
خود
را
پاک
می
کنند.
در
بسياری
از
کشورها،
زنانی
که
يا
مورد
تجاوز
جنسی
قرار
گرفته
اند،
يا
پيش
از
ازدواج
با
فردی
رابطه جنسی
برقرار
کرده
اند
و
يا
به
ارتکاب
خيانت
جنسی
متهم
شده
اند،
توسط
خانواده
های
خود
به
قتل می
رسند.
اين
اقدام
ميان
جمعيت
مهاجرين
در
کشورهايی
نظير
آلمان،
فرانسه
و
بريتانيا
نيز
مشاهده
می
شود.
البته
اين
نوع
خشونت
تنها
در
کشورهای
اسلامی
رخ
نمی
دهد،
بلکه
در
برزيل
نيز
مواردی
بوده
است که
قتل
يک
زن
توسط
همسرش
به
اتهام
ارتکاب
خيانت
قابل
قبول
واقع
شده
است.
5ـ ازدواج
های
پیش از وقت یا کودکانه
انجام
ازدواج
های
پيش
از
وقت از نظر سنی در
سراسر
جهان،
به
ويژه
در
کشورهای
آفريقايی
و
آسيای
جنوبی
امری
رايج
به
شمار
می
آيد.
اين
اقدام
نوعی
سوء
استفاده
جنسی
محسوب
می
شود،
زيرا
در
اکثر
اين
موارد
دختران
به
زور
وادار
به ازدواج
می
شوند
و
همين
مسأله
به
نوبه
خود
سلامت
جسمی
روانی
آن
ها
را
به
مخاطره
می
اندازد.
ازدواج
های
پیش از وقت
همچنين
خطر
ابتلاء
به
ويروس
اچ
آی
وی
و
بيماری
ايدز
را
افزايش
می
دهد
و
فرصت ورود
به
مدرسه
و
تحصيل
از
دختران
را
می
گيرد.
پدر
و
مادرها
اکثرا
با
اين
ادعا
که
آينده
روشن
تری
را
برای
فرزندان
خود
انتخاب
کرده
اند،
اين
گونه
ازدواج ها
را
توجيه
می
کنند.
آن
ها
از
ازدواج
فرزندان
خود
برای
بهبود
وضعيت
اقتصادی
يا
موقعيت
اجتماعی خود
استفاده
می
کنند.
گاه
وجود
ناامنی،
اختلافات
خانوادگی
و
بحران
های
اجتماعی
نيز
موجب
سرگرفتن
اين
گونه
ازدواج
های زودرس
می
شود.
6ـ قاچاق
زنان
و
دختران
قاچاق
زنان
شامل
ربودن،
انتقال
و
اسارت
زنان
با
توسل
به
تهديد،
ظلم
و
زور
برای
استفاده
کاری،
بندگی
و
بردگی
از
آن
ها
می
شود.
افراد
در
بخش
های
گوناگون
اجتماعی
به
صورت
غيررسمی
برای
کار
اجباری
در
منازل،
مزارع،
کارخانه
ها،
فحشا
و
يا
گدايی
در
خيابان
ها
به
کار
واداشته
می
شوند.
خلاصه خشونت
يکی
از
دلايل
عمده
مرگ
و
از
کار
افتادگی
جسمی
برای
زنان،
ميان
سنين
پانزده
تا
چهل
و چهار
سال
است.
در
يک
بررسی
تحقيقاتی که
در
سال
١٩٩۴
مطابق اطلاعات بانک جهانی
صورت گرفته است
از
ميان هر
ده
عامل
برگزيده
شده
ای
که
زندگی
زنانرا
در
اين
ردهء
سنی
تهديد
می
کند،
ميزان
مرگ به
دليل
تجاوز
جنسی
و
خشونت،
بالاتر
از
ميزان
مرگ
بر
اثر
سرطان،
تصادم موتر،
جنگ
و
يا
ابتلاء به
بيماری
مالاريا
بوده
است.
ازینجا باید نتیجه گرفت که تحقير
و
توهين
به
زنان،
تحقير
و
توهين
به
کل
بشریت
است.
بنابراین،
باید
شهروندان
آزادی
خواه
و برابری
طلب
جهان باید
نسبت
به
بی
حقوقی
زنان
از
خود
عکس
المعل
مناسب
نشان دهند و در نفی خشونت علیه زنان مبارزه
نمایند.
|