خشونت در زندگی اجتماعی و خانوادگی

نجیبه هوتکی

 

دوستان عزیز،

محتوای بحث من درین سمینار مبارزه علیه خشونت بر زنان و خشونت خانواده‌گی است.

پیش از اینکه به متن داخل شوم با یک مقدمه مختصر صحبت خود را آغاز می‌نمایم.

 مردم غالباً خانه را پناهگاه امن و آرام میدانند، ولی متأسفانه خشونت خانگی همواره خاطرات بسیار تلخ برای زنان و کودکان بوده است.

خشونت در زنده‌گی اجتماعی و خانوادگی منحیث یک پدیدۀ شوم و دردناک بشکل متنوع بازتاب یافته است، که اثرات و پیامدهای آنرا در کردار، رفتار و سلوک فردی و جمعی در ساحات گوناگون حیات جامعه چون خانواده، محیطه کار، ساحات نظامی، دولتی، سیاسی، اقتصادی در زبان، مذهب، تعلیم و تربیه، مطبوعات، خشونت جنسی و غیره ساحات مشاهده نمود.

 طوریکه دیده شده خشونت در تمامی ادوار تاریخ در جوامع بشری وجود داشته و میزان آن نظر به رشد و تکامل جامعه متفاوت می‌باشد. با رشد اقتصاد، ارتقا فرهنگ و کلتور و تعلیم و تربیه، رقم آن کمتر و ملایمتر شده میرود. زیرا در روند تکامل تاریخ، قوانین و فرهنگ‌های جوامع بشری انسانی‌تر شده میروند.

در موجودیت این پدیدۀ شنیع، وضعیت زنان در کشور ما بسیار وخیم‌تر شده میرود؛ زیرا فرهنگ جامعه ما به شدت مردسالار است. به گونه‌ای که در بسیاری از مناطق به زن به عنوان انسان نگاه نمی‌شود و انواع خشونت به سطح جنایت را در حق آنها روا میدارند.

در جامعه ما سنت‌ها و باورهای فرهنگی مهم‌ترین عامل خشونت و بدرفتاری علیه زنان ماست، که این عامل را نمیتوان مانند قوانین رسمی در طی چند ماه و یا چند سال تغییر داد و یا تعویض کرد، بلکه برای اصلاح آن باید سالهای طولانی در عرصه‌های مختلف به طور منظم برنامه ریزی شود. ما را عقیده برینست که کاهش خشونت یک راه طولانی پر از خم و پیچ می باشد، که مبارزه بسیار جدی و پیگیر میطلبد و کاهش آن ارتباط مستقیم به انفاذ قانون محو خشونت ، ارتقاء بلند فرهنگ و مبارزات و مجادلات خود زنان دارد.

تا اکنون گزارش‌ها و تحقیقات نشان میدهند، در کشورهای پیشرفته جهان که حمایت‌های قانونی نیز وجود دارد، با وجود آن گزارش‌های تکاندهنده‌ای از خشونت خانگی منتشر میشود و هنوز زنان و کودکان به میزان زیاد قربانی این نوع خشونت میشوند.

موضوع خشونت چیست؟

یک تعداد از دانشمندان به این  تصور اند که خشونت یک پدیده عام کلی بوده همه به آن مواجه‌میباشند، بناءً خشونت مربوط به کدام طبقه یا قشر خاص نبوده و محدود به افراد بی‌بضاعت و بیسواد نمی‌باشد. تا جایکه دیده شده روشنفکران، تحصیلکرده‌ها، اهل دانش به خشونت نیز متوسل میشوند.

همچنان دو نظریه دیگر هم ارائه شده:

 1- مشروعیت گرایان Legitimists از لحاظ سیاسی محافظه کارند و استفاده نا مشروع از (زور) میکنند.

2 – ساختارگران Structuralists عوامل ساختاری را در تعریف خشونت دخیل دانسته و گفته‌اند که: خشونت عبارت است از هر نوع بی‌عدالتی که توسط افراد، مؤسسات، نمادهای اجتماعی چی به شکل فیزیکی و یا روانی انجام می‌شود. بطور مؤجز اگر بگویم ، در یک تعریف عمومی و قابل فهم خشونت عبارت از هر نوع بدرفتاری (فیزیکی و روانی) است که اخلاق انسانی و قوانین حقوق بشری آنرا مجاز نمی‌داند. ولی این تعریف قابل انتقاد است زیرا برای دستیابی به یک درک مشترک از خشونت که موضوع تحقیقی می باشد خشونت عبارت از هر نوع بدرفتاری از طرف افراد چی روانی، چی فیزیکی، چی لفظی یا زبانی می باشد.

عوامل خشونت خانوادگی

روانشناسان عامل عمده بروز خشونت را مطالب آتی معرفی نموده‌اند.

1 – افرادیکه ضعف شخصیت، ضعف تربیت و ضعف اخلاق دارند و در سطح نازل فرهنگی قرار دارند. این خصایل روشی ارثی،کسبی یا فطرتی دارد.

2 – افرادیکه به مریضی روانی جسمی و عصبی گرفتارند.

3 – افرادیکه معتاد به مواد مخدره و الکل اند.

ولی در جامعه ما در پهلوی این امراض، ریشه قوی در سنن و رسوم داشته به خشونت قوت بیشتر میدهد. زنان به این فشارهای سنتی هزار ساله خو گرفته‌اند. این مسأله باعث شده که زنان ما به گونه های مختلف خشونت‌ها مواجه شوند.

عامل دین  به خشونت  از طریق امر بالمعروف و نهی از منکر پرداخته و روی این پوشش به زنان رفتار خشونت آمیز صورت میگیرد.

انواع خشونت خانواده‌گی

1 – ازدواج اجباری:  تفاوت سن و سال مرد و زن، عدم رضایت دختر، بد دادن، فروختن دختر، تبدیل دختر به شی، و حتی موتر و حیوان.

2 – خشونت فیزیکی: لت و کوب، زجر و شکنجه، کارد زدن، شکستن اعضای بدن.

3 – خشونت زبانی یا لفظی: دشنام، توهین، تحقیر، طعنه.

4 – خشونت روانی: افسردگی Depression که در حدود صد رقم وجود دارد. محدود ساختن روابط اجتماعی، ممانعت به منزل خواهر برادر خویش و قوم.

5 – خشونت اقتصادی: صلاحیت اقتصاد خانگی به مرد و محروم بودن زن از آن، مشکل غذا، لباس وغیره.

6 – خشونت تهدید: تهدید به کشتن یا طلاق زن از طریق سرکشی از مجوز مرد.

7 – خشونت نازائی: اقدام مرد به ازدواج دیگر و یا طلاق.

8 – پسردار نشدن

9 – خشونت از طریق جلوگیری از آموزش  و محروم  ساختن دختران از درس و مکتب.

10 – خشونت شغل: مانع کار و اشتغال زنان.

11 – خشونت جنسی

چرا زنان خشونت را تحمل می‌کنند؟

1 – از جدا شدن یا طلاق ترس دارند.

2 – شرم و خجالت از مردم دیگر دارند.

3 – نگران آینده فرزندان خود اند.

4 – بی‌سرپناهی.

5 – نا آگاهی.

6 – تابعیت از سنت و فرهنگ جامعه.

7 – بیسوادی و عدم آگاهی از قانون و حقوق خویش.

8 – بخاطر حاکم بودن دیدگاه سنتی و مذهبی.

9 – خشونت در عامل دین از طریق امر بالمعروف و نهی از منکر، و موضوع حجاب.

پیامدهای خشونت خانوادگی

1 – لت و کوپ فرزندان

2 – ترک منزل

3 – درخواست طلاق

4 – همپاشی خانواده

5 – مریضی‌های روانی و عقلی

ازدواج اجباری

ازدواج‌های نامناسب زود هنگام علاوه بر افزایش خشونت مشکلات عدیدۀ دیگری نیز برای زنان به وجود می‌آورد که مهم‌ترین آن عبارت‌اند از :

1 – مبتلا به امراض نسائی و ولادی

2 – جلوگیری از رشد علمی، اجتماعی، اقتصادی  وتحصیلی

عوامل ازدواج اجباری علل متعددی داشته و مهم‌ترین آن عبارت اند از:

1 – فرهنگ و سنت اجتماعی ، که  یک (مرد تمام عیار) اختیار کامل افراد خانواده خود را میداشته باشد.

2 – عامل دیگر اقتصادی است که خانواده یعنی پدر یا مادر نظر به مشکلات اقتصادی دختر خود را قربانی میکنند.

4 – ازدواج‌های با زور و تهدید

 

چه باید کرد تا جلو ازدواج اجباری و زود هنگام را گرفت؟

1 – قوانین صریح و روشن در مورد تعیین سن ازدواج 18 ساله و آگاهی مردم از این قانون و تطبیق این قانون  از طریق پلیس، محکمه و مراجع مربوط.

2 – تعلیم و تربیه هم باعث آگاهی می شود و هم جریان تحصیلی سبب بلند رفتن سن دختر میگردد.

3– تأسیس مراکز مشورتی برای زنان

4 – صحبت در مجالس مشورتی، تبلیغ مذهبیون در مساجد برای مردان، تبلیغات وسیع از طریق رادیو و تلویزیون، گروپ‌های تبلیغ  در ده ها و قریه‌ ها.

 

منابع

1ـ مجله راه آزادی، شماره ....

2ـ کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، موسسه تحقیقات اجتماعی.

3ـ آیا او را دیده اید، از انتشارات سازمان عفو بین الملل، مترجم، جمیله پلوشه.