|
افغانستان ـ آخرین نشانه جنگ سرد برگردانی از دیدگاه امسال با سالروز های زیاد تاریخی مصادف گردیده ، که یکی از آن ها گسیل عساکر شوروی در 30 سال پیش به افغانستان می باشد. طوریکه کولین گرهام مفسر گاردین The Guardian می نویسد، آن زمان نه ماسکو و نه تا اکنون واشنگتن از درس های ویتنام استنتاج ها های بائیسته کرده اند. علاو بر آن، هرگاه ایالات متحده امریکا در سال 1979 در کنار اتحاد شوروی قرار میگرفت و از اسلامیست ها حمایت نمیکرد، اکنون میتوانست یک معضله ما کمتر باشد. طوریکه امروز پذیرفته شده، ماجراجویی افغانستان، به «ویتنام ماسکو» مبدل شد. هرج مرج خونین که ده سال ادامه یافت، جان تقریبا یک میلیون افغان را گرفت و ضربات بزرگ روانی را بر یک نسلی از مردان شوروی تحمیل کرد ـ آنچی را امریکایی ها در میان سالهای 1960 ـ 1970 متقبل شده بودند. مفسر ادامه میدهد: شوروی ها به وسیله اسلامیست ها از کشور رانده شدند. مجاهدین با استفاده از تاکتیک جنگ خزنده پارتیزانی، شیوه یی که اکنون نیز علیه قوای ائتلاف به کارگرفته می شود، خسارات زیادی را بر ماشین نظامی اتحاد شوروی وارد نمودند و مورال رزمی سربازان را، که همه عساکر پشکی بودند، ضعیف ساختند. نویسنده مقاله خاطر نشان می سازد، پیش از این که در مورد تشابهات میان عملیات افغانی شوروی و امریکا سخن رانده شود، لازم است به یک موضوع سرنوشت ساز اشاره گردد: سی . آی .ای مجاهدین را تسلیح و کمک مالی می نمود. این فرآیند پیش از دخول عساکر شوروی به افغانستان آغاز شده بود. زبیگنیو برژینسکی، که مشاور رییس جمهور جیمی کارتر بود، این فاکت را مدتها پیش تائید نمود. طوریکه اکنون آشکار گردیده است، در میان دریافت کنندگان کمک ها، اسامه بن لادن نیز قرار داشت، که پسانتر اسلحه اش را علیه ایالات متحده امریکا برگرداند. گرهام می نگارد : یک موضوع در هاله ابهام باقی می ماند و آن اینکه چی چیزی سی . آی. ای، برژینسکی و اداره ریگان را، که به عوض کارتر بر مسند قدرت آمده بود، به بازی کشاند . در همانسال 1979، تا پیش از گسیل قوای اتحاد شوروی به افغانستان، در کشور همسایه ایران، انقلاب به وقوع پیوست و دانشجویان، کارمندان سفارت ایالات متحده امریکا در [تهران] را به گروگان گرفتند. اسلامیست ها با وضاحت افاده نمودند که آنها دشمنان نه دوستان غرب اند. با وصف این مسأله، چیزی مانع آن نشد که واشنگتن به پر نمودن کیسه های مردمانی بپردازد، که در ماهیت امر آرزوی انهدام امریکا را داشتند. نویسنده مقاله می پرسد، آیا اگر ایالات متحده امریکا، شوروی ها را در مبارزه علیه مجاهدین حمایت میکردند، در نهایت ممکن نبود که همه چیز به نفع ما تمام می شد؟ این مسأله شاید عجیب معلوم شود، اما اسلامیست ها، پیوسته کمونیست ها را به تأمین نظم «غربی» از جمله برجسته شدن نقش زنان در اجتماع از طریق دسترسی به آموزش و رفع حجاب، متهم می ساختند. امریکایی ها به این مسأله توجه نه نمودند. بعدا اتحاد شوروی اضمحلال یافت و ایالات متحده امریکا پس از یک پیروزی کوتاه مدت، در برابر رقیب جدید، که قواعد بازی آن خیلی متفاوت تر از دوران جنگ سرد است، یکه و تنها باقی ماند. همه چیز بیانگر آنست که جنگ کنونی در افغانستان ، آنطوریکه با اتحاد شوروی در سال های 1980 رفت، جاودانه به درازا خواهد کشید. نویسنده با ترسیم یک جهان موازی می نویسد: اگر قصر سفید در سال 1979 تصمیم میگرفت تا در مبارزه علیه اسلامیت ها در کنار شوروی ها قرار بگیرد، ممکن امروز زنان در افغانستان مجبور نمیبودند چادری بپوشند؛ در واشنگتن تعداد «افراطی» ها کم می بود و درمجموع یک معضله ما کمتر می شد.
|
