|
چگونه روسیه میخواهد جهان را تغییر دهد؟
How Russia Is About to Dramatically Change the
World
رابرت مورلی
ترجمه دیدگاه
در یکی از گوشه های کره زمین جرثقیل ها و لوله های
دودکش قد برافراشته اند. آنجا کشتی های غول پیکر
نفت کش لنگر می اندازند، که درد سری برای اروپا
خواهد بود.
روسیه بعد از چندی جهان را دگرگون می سازد. آنکشور
ساختمان لوله های نفتی و کامپلکس بندری را به
اتمام رسانیده است، که توانایی آنرا دارد تا روسیه
را به صادر کننده درخور توجه نفتی نسبت به عربستان
سعودی مبدل سازد. تبعات این اقدام برای اروپا و
آسیا خیلی جدی خواهد بود. بدینگونه ساختار اقتصادی
جهان و توازن گلوبال قوا برای همیشه تغییر خواهد
کرد.
28 دسامبر (2009] روز تجلیل بزرگ برای روسیه بود.
نخست وزیر ولادیمیر پوتین بر دگمه فشار داد و در
نهایت امر حرکت گلوبال در حوزه تجارت نفتی را ـ به
ویژه در آسیا و اروپا ـ متغیر ساخت. پس از فشار بر
دگمه یی که شیردهن را برای ابر تانکر باز نمود،
بارگیری صد هزار بیرل نفت خام سایبریا آغاز گردید.
بدینگونه ترمینال صادرات نفتی روسیه در منطقه
اقیانوس آرام برای اولین بار گشایش یافت.
پوتین در جریان این گشایش گفت: ترمینال نفتی
مدرنترین در نوع خود با ارزش میلیارد ها دالر «بزرگترین
تحفه یی سال نوی» برای روسیه می باشد. او ادامه
داد: ترمینال ستراتیژیک که در ساحل بحیره جاپان و
در شهر کازمینو موقعیت دارد، یکی از «بزرگترین طرح
ها نه تنها برای روسیه معاصر، بلکه اتحاد شوروی
سابق نیز به شمار میرود.
پوتین دلایل کافی دارد تا با جوش و خروش در مورد
ترمینال جدید روسیه سخن براند. کازمینو در حرکت دو
سویه نفتی ذخایر بزرگ خلینت، روسیه را به سوی
اقتصاد تشنه انرژیتیکی آسیا باز میکند تا اسعار
چین، کوریای جنوبی و جاپان به روسیه سرازیر شوند.
هرگاه اگر هفت تانکر بزرگ در حال انتظار در ماه
جنوری از بندگاه کازمینو بارگیری نمایند،در چنین
حالتی بندر مذکور سومین ترمینال نفتی دارای اهمیت
روسیه خواهد شد.
به قول رویتر، نخستین بارگیری در 15 جنوری به
پایان میرسد. هانکانگ اولین دریافت کننده نفت
ترمینال جدید می باشد. این یک حرکت سمبولیک و
نشانه ادامه گرمی مناسبات میان روسیه و چین به
حساب میآید.
پس از این بر اهمیت کازمینو در جریان سال افزوده
خواهد شد. در حال حاضر نفت کازمینو از طریق خط آهن
تمویل میگردد ولی به زودی به این وضعیت تغییر
خواهد آمد. نخستین دور ساختمان لوله کشی سایبریای
شمالی ـ اقیانوس آرام در دسامبر ]2009] به پایان
رسید. مرحله دوم در کوتاه زمان معادن سایبریا را
با بندر جدید وصل میکند. پس از ختم و تحقق مرحله
دوم لوله کسی در ساله 2012، مجموع صادرات آن به یک
میلیون بیرل در روز، به تناسب 250 هزار بیرل کنونی،
افزایش یابد. بدینسان، کازمینو به بزرگترین
ترمینال جهان مبدل خواهد شد، که از طریق آن 16 در
صد تمام صادرات نفتی روسیه برآورده می شود. این
میتواند یکی از مهمترین فعالیت های ستراتیژیک
روسیه باشد.
در جریان نوامبر [2009] همه روزه به میزان 10
میلیون بیرل نفت در روسیه تولید می شد. از
آنجائیکه استخراج نفت در عربستان سعودی در حال
کاهش است بنابرین اکنون روسیه به صادر کننده عمده
نفت مبدل شده است. اگر به این مقدار گاز طبیعی
آنکشور اضافه گردد، روسیه می تواند به بزرگترین
ابرقدرت انرژیتیکی در جهان مبدل شده و از رقیبانش
جلو افتد.
در این رقم معادن یورانیوم و تجربه آنکشور در عرصه
هستوی جا ندارد.
اکنون لازم است توضیح داده شود که چرا بندرگاه
کازمینو می تواند بر آینده آسیا و اروپا تاثیر
بنیادی بگذارد. تمام انفراسترکتور انرژیتیکی روسیه
در بیش از صد سال اخیر به سوی اروپا سمتدهی شده
بود. اکنون این گرایش به گذشته تعلق دارد.
در وهله اول سیستم لوله کشی سایبریای شمالی ـ
اقیانوس آرام، که معادن نفتی روسیه را با چین در
ارتباط می سازد، می تواند ثبات دینمیک نفتی در سطح
گلوبال را برهم زده و رخ آنرا به سوی روسیه
برگرداند. نشریه تلگراف می نویسد: «سایبریای شمالی
ـ اقیانوس آرام عبارت از آنست که ستراتیژیست های
سیاسی می توانند آنرا فکتور تغییر دهنده بازی (game
- change)
بنامند ـ این بدان معناست که روسیه قابلیت آنرا می
یابد تا نفت خود را هم به سوی خاور بفرست و هم به
سوی باختر و بدینگونه مواضع آن در مذاکرات در خصوص
فروش نفت خام برای اروپا تقویت می یابد»
سابق زمانیکه روسیه با اروپا روی موضوع بهای نفت
در دعوا بود، مجبور بود تا پر تعزیرات را بازی کند
و واضحا شکست میخورد. اگر اروپایی ها نمی بودند،
نفت روسیه باید در معادن در سماتلر و تیاتسکوی
باقی میماند و در نتیجه نه تنها هیچگونه نفع عاید
حال آن نمی شد، بلکه نقصان را نیز متحمل می گردید.
ولی اکنون ماسکو می تواند نل اروپا را ببندد ولی
در عین حال با بازکردن بیشتر شیردهن لوله های نفتی
برای شرکای گرسنه انرژیتیکی آسایی خویش، سود
دلخواه بدست آورد.
به زودی تا سال 2012 رشته یی از لوله های گاز برای
صدور به سیستم سایبریای شرقی ـ اقیانوس آرام
افزوده می شود، بدینگونه صدور گاز ـ در صورت نیاز
ـ نه تنها به غرب، بلکه به شرق نیز صورت خواهد
گرفت.
ماسکو نشان دادن که از بستن شاه لوله های
انرژیتیکی ، هرگاه آنرا ضرور بداند، هراس ندارد.
روسیه در میانه زمستان سال 2006، تحویلدهی گاز
طبیعی به آلمان و چند کشور دیگر را به دلیل مجازات
اوکرائین قطع نمود. از آن زمان به بعد، روسیه
پیوسته از شگرد مذکور برای آوردن فشار بالای
متحدین پیشین اروپای شرقی خویش استفاده نموده تا
آنها را به تمکین در برابر قدرت روسیه وادارد.
مفهوم اینگونه اقدام واضح است: تحویلدهی نفت و گاز
روسیه عبارت از سلاح است که با استفاده و یا عدم
آن، مخالفین خویش را در سرمای زمستان به اطاعت
مجبور سازد.
اروپا که در وهله نخست ابهام در مناسبات روسیه را
در نظر دارد، معلومدار به دریافت منابع بدیل
انرژیتیکی نیازمند است. بدینگونه تنها یک منطقه
جهان می تواند انرژی را برای گرم کردن منازل و
صنعت معاصر اروپایی تأمین کند و آن عبارت از خاور
نزدیک است. کشور های مانند آلمان، که 90 در صد نفت
مورد ضرورت خویش را وارد میکند، اکنون به اندازه
قابل ملاحظه وابسته به تحویل گیری منابع انرژی
رسانی از بی ثبات ترین مناطق جهان است.
برای برلین راه دیگری باقی نمی ماند به جز تلاش
جهت گسترش ارتباط با کشور های نفت خیز عضو شورای
همکاری دول عربی و خلیج فارس (Gulf
Cooperation Counsil)
یعنی عمارات متحده عربی، بحرین و به ویژه عربستان
سعودی به حیث دومین تولید کننده نفت. برای اروپا
گزینش دیگر به جز از پرداختن از نزدیک به مسایل
منطقه خاور نزدیک باقی نمی ماند؛ زیرا 40 درصد نفت
مورد استفاده آن از آنجا تمویل میگردد.
بدین لحاظ تعجب آور نیست آلمان به حیث یکی از
تاثیر گذارترین کشور اروپایی حضور نظامی اش را در
مناطقی تأمین میکند که به «مثلث طلایی» استخراج
نفت در خاور نزدیک (کشور های عضو شورای همکاری دول
عربی و خلیج فارس به اضافه ایران و عراق) شهرت
دارند. حضور نظامی و بحری اروپا در این منطقه
همچنان درحال افزایش است. 40 درصد انتقال نفت از
راه بحر، از طریق بحیره عمان صورت میگیرد.
اروپا به شدت وابسته به واردات نفتی است. و آلمان
میداند، که آنکشور باید در ناحیه نفت خیز جهان
حضور داشته باشد، هرگاه میخواهد تحویلدهی نفتی و
آینده خویش را تدمین نماید.
پیامبر کتاب مقدس گفته بود: در آینده نه چندان دور
برخورد بزرگی در خاور نزدیک به وقوع می پیوندد.
این یک برخورد قدرت های اروپایی تحت رهبری آلمان
با اسلام بنیادگرا تحت رهبری ایران می باشد.
در کتاب پیامبر دانیال (11، 40 ـ 45) اشاره یی
وجود دارد که ایران دول اروپایی را بدینسو خواهد
کشاند، اما به مثال «توفان» آن یعنی جنگ برق آسا
پاسخ نمیدهد. ما در جریان 20 سال پیوسته گفته ایم
ـ و حوادث جهان نیز به اثبات رسانده است ـ که
مطابق اشعار کتاب مقدس، «شاهنشاه جنوب» اسلام
بنیادگرا تحت رهبری ایران خواهد بود. قسمیکه جرالد
فلاری (Gerald
Flurry)
سردبیر (Trumpet)
نوشت، بخش اعظم اقدامات ایران ، که علیه اروپا
متوجه است، با نفت در ارتباط می باشد.
خاور میانه عبارت از انبار باروت می باشد که در هر
لحظه امکان انفجار آن وجود دارد. سوریه کشور لبنان
را کنترول میکند و بی نظمی را سبب می شود.
ایران در آستانه ساختن سلاح هسته ای است و رهبران
آن اعلان میکنند که آنها میخواهند اسرائیل را از
نقشه جهان بزدایند.ایران با آزمایش راکتی مبادرت
می ورزد، که توانایی وارد آوردن ضربه به پایتخت
های کشور های اروپایی را دارد. اسرائیل میداند که
دریچه امکانات برای بازداری ایران از دستیابی به
بم اتمی بسته شده است. حماس در نظر دارد بالای بیت
المقدس شرقی حمله نموده و به کمک نیرو آنرا پایتخت
فلسطین اعلان نماید. اسرائیل میخواهد 1000 تروریست
را در مقابل سرباز اسیر اسرائیلی مبادله کند.
و بالاخره در حال حاضر سراسر جهان از رکود عمیق
اقتصادی، که بعد از دهه 1930 به وقوع پیوسته، رنج
می برد. بهای نفت به اندازه 70 دالر برای بیرل
باقی مانده است. و آزانس بین المللی انرژی (IAE)
توصیه نموده است که در سال 2020 استخراج نفت به
ستیغ تولیدی خویش میرسد یعنی 10 سال پیشتر از آنچی
پیشبینی می شد. بعضی از تحلیلگران به این باور اند
که جهان در حال حاضر به آن سطح از استخراج نفت
رسیده است که میتوان آنرا ستیغ تولیدی نامید.
در وضعیت بی ثبات جهان، گام های اخیر روسیه در
صحنه نفتی جهانی به شکل دراماتیک آن تقویت می یابد.
روسیه با کشف ذخایر انرژیتیکی سایبریا، همزمان که
به تنهایی با آسای هم ارتباط خواهد شد، در عین حال
زمین را زیر پا های اروپا خواهد سوختاند. آکنون
باید شاهد اتحاد آسیایی میان روسیه، چین و جاپان
باشیم. و باید ببینیم اروپا چی گام های در خاوئر
نزدیک خواهد برداشت.
. |